فهرست مطالب هشت جلد پیشین “گیلان‌نامه”

بدون نظر

فهرست مطالب جلد اول

محمدولی مظفری (۱۳۶۲-۱۳۱۷) / م.پ.جکتاجی

چن تا جه بجار کاره دابه دوستور (مقاله به زبان گیلکی) / محمد بشری

ماکیان در سرزمین گیلان و دیلمستان / محمود پاینده لنگرودی

مقدمه ای بر طب سنتی گیلان (گیله تجربه)/ دکتر سید حسن تائب

نامهای گیلانی (برای دختران و پسران) / م.پ.جکتاجی

دیوان پیر شرفشاه دولایی / عباس حاکی

قلیان کویی / جعفر خمامی زاده

اصطلاحات دامداری (نگاهی گذرا به فرهنگ گالشی) / دکتر سید مجتبی روحانی

تأملی در مسکن مربو / کاظم سادات اشکوری

کجید / دکتر منوچهر ستوده

گیلان از دیدگاه هنر / جهانگیر سرتیپ پور

واژه های گیلکی / دکتر سیروس شمیسا

چشم اندازی از اوضاع کشاورزی و پرورش دام و طیور در گیلان / مهندس حمید شناسی

دولاب و خشم، دو شهر گمشده / علی عبدلی

افسانۀ سه پرنده، کوکو – چوچو – سوهت، در شعر و قصه های کهن دیلمی / عبدالرحمن عمادی

نقش سرایندگی در رشد شخصیت / ابراهیم فخرایی

دیلمان، زادگاه موسیقی گیلان / ستار فلاحتکار

سی و چند واژه گیلکی در جانورشناسی / دکتر رضا مدنی

بازی های گیلان / احمد مرعشی

هیبت / محمدولی مظفری

عزیز و نگار / سید محمد تقی میرابوالقاسمی

خاستگاه تئاتر / فریدون نوزاد

(بیشتر…)


گیله‌وا ۱۴۱

بدون نظر

jeld-gilava-141


گیله وا ۱۴۰ منتشر شد

بدون نظر

140

گیله وا ۱۴۰

در این شماره می خوانید:
سپیدرود راز می گوید (سرمقاله) / مدیرمسئول ……………۴
پرسه در هشتی خانه / م.پ.ج ………………۶
نگاه من به جوهر شعر است (پای صحبت رحمت موسوی شاعر و غزلسرای معاصر) …….۱۰
نگاهی به گذشته (قسمت سوم) / جهانگیر سرتیپ پور ……………۱۸
چوم پیله (نقد کتاب) / بهرام علیزاده ………………… ۴۰
درگذشتگان …………. ۴۱
لایه نگاری گیلکی در رامسر / جمشید شمسی پور خشتاونی  …………… ۴۲
تازه کتاب …………. ۴۴

بخش گیلکی:
شعر:
مهرداد پیله ور/ فرزین کارگر/ هادی نجات ثابت/
نریمان نوذری / حسن نصری رودسری / پیمان نوری   ………… ۲۴ – ۲۵
داستان:  ٌ
جوم جومه / علی مطلبی ………………… ۲۶
دوتا کوچی داستان /  مسعود پورهادی ………………. ۲۹
هنده رأن شو؟ / هادی غلام دوسٌت ……………. ۳۰
عید شبان خاطره / پرویز فکر آزاد …………….. ۳۵
طنز:
قج قجی ………………… ۳۶


سپیدرود راز می گوید (م.پ.ج)/ سرمقاله گیله وا ۱۴۰

بدون نظر

«سپیدرود» در طول اعصار و قرون هزاران رمز و راز در اسطوره و تاریخ از خود نشان داده است، هر بار به شکلی و در هر دوران به طریقی. راز امروز آن البته بر ملا و رمز آن به آلودگی و کم آبی – و به زودی بی آبی – گشوده است.
نیمۀ فروردین ماه ، اکثر روزنامه های گیلان خبر دادند که آب سد سفیدرود سرریز کرده است. خبر خوشحال کننده ای که در این دوره خشکسالی و کمبود آب به اطلاع عموم رسید. اما اگر واقعیت این است، حقیقت چیز دیگری است. این سرریز شدن آب سد ظاهراً فراوانی آب را بشارت می دهد اما در اصل این طور نیست و فاجعه ای در راه است، به همین خاطر است که مسئولان ذیربط استان علی رغم سرریز شدن آب، به کشاورزان هشدار  داده اند در صرفه جویی آب از هیچ کوششی دریغ نورزند و از نزولات جوی هفته های اخیر حداکثر استفاده را کرده زمین های کشاورزی خود را زیر کشت ببرند. اما چرا بحران کم آبی بر گیلان غالب آمده است؟
پیشتر بگوئیم «سپیدرود» بزرگترین و پرآب ترین رودخانه گیلان و شمال ایران است. تا یک صد سال پیش بخش هایی از آن در مقاطعی از سال برای حمل کالا قابل کرجی رانی بود. اغلب وسایل موتوری کارخانه ها که از روسیه خریداری می شد وارد بندر انزلی و از راه پیربازار به رشت می رسید و از رشت از طریق شعبه اصلی این رود تا امامزاده هاشم و رستم آباد حمل می شد و بعد از طریق یک جاده خاکی به تهران منتقل می گردید. کار سختی بود ولی انجام می گرفت .« سپیدرود» شاهرگ حیاتی گیلان است. از دوره های باستان، از زمانی که آماردوس نام داشت تاکنون همیشه به گیلان زندگی بخشیده است. تنگۀ آن تنها معبر ورودی و خروجی گیلان به جنوب و آن سوی کوه های البرز، یا به تعبیر گیلانی ها ، عراقات بوده است.
سد سفیدرود گنجایش ۰۰۰/۰۰۰/۶۰۰/۱ متر مکعب آب دارد اما عملاً بیش از نیمی از آب به ظاهر موجود دریاچه ، رسوب است و آب نیست. برای گرفتن رسوبات باید سد رسوب گیر داشت که این سد فاقد آن است یا طرح آبخیزداری پیاده کرد که اساساً اجرا  نشد یا باید شستشوی هیدرولیک انجام داد که از زیر دریچه های سد رسوب خارج شود، کاری که انجام نگرفت و اگر تلاشی شد نصفه نیمه بود و نافرجام ماند.
آب سفیدرود از تلاقی دو رود بزرگ قزل اوزن و شاهرود تأمین می شود که در نقطه ای بین لوشان و منجیل به هم می پیوندند. قزل اوزن با ۵۰۰ کیلومتر طول مسافت، رود پرکرشمه و نازی است که از کوه های کردستان سرچشمه می گیرد و با عبور از گوشه هایی از استان همدان وارد زنجان شده، بخش هایی از آذربایجان شرقی و حتی اردبیل را در میان می گیرد و به پشت دریاچه منجیل می ریزد. شاهرود هم از استان های البرز و قزوین می آید و به آن می پیوندد و تحت نام واحد سفیدرود وارد گیلان می شود.
سفیدرود با آبش به گیلان حیات می بخشد اما اکنون به عللی که خواهیم گفت از سخاوتش کاسته است. رازهای گذشته «سپیدرود» را باید در افسانه ها و اسطوره ها،کتاب های تاریخ و جغرافیای تاریخی رمزگشایی کرد. اما روزهای ناخوش آن را اینک می توان به چشم دید که چه بیمار و نزار است! دیگر نیازی به گشودن رمز و راز آن نیست و اگر هست شفاف سازی است بر آن چه پشت پرده می گذرد.
برای آبیاری دشت وسیع گیلان و اراضی مزروعی شرق و غرب آن که بیشترین ، متنوع ترین و مرغوب ترین تولیدات کشاورزی را عرضه می کند از قبل نیاز به احداث سد بزرگی بود تا بتوان از آورد عظیم آب این رود بزرگ ذخیره کرد و به هنگام ، به ویژه زمان خشکسالی، بهره برد. در عین حال بتوان آب شرب بخش عمده ای از مردم دشت گیلان را نیز تأمین کرد. سد سفیدرود دقیقاً به خاطر همین نیاز در بهترین نقطه ممکن یعنی ابتدای تنگه ورودی به گیلان، آن جا که فاقد پوشش انبوه گیاهی است ساخته شده است.
گیلان در حال حاضر ۰۰۰/۲۳۰ هکتار اراضی شالیزار دارد که سالانه بیش از ۰۰۰/۷۰۰ تن برنج تولید می کند. به عبارتی ۳۸ درصد برنج مرغوب کشور از گیلان تأمین می شود که برابر تأمین غذای ۲۰ میلیون ایرانی است. ۹۰ درصد آب گیلان به مصرف کشاورزی می رسد بنابراین ضروری بود برای تقویت کشاورزی آن، سدی عظیم بر این رود ساخته شود. مطالعات و اجرای آن را فرانسوی ها برعهده داشتند. در سال ۱۳۴۱ که این سد ساخته شد پیش بینی ۵۰ سال بعد و بیشتر آن را کرده بودند. اکنون پنجاه سال بیشتر از آن زمان گذشته است.در این ۵۰ سال اتفاقات زیادی بر کشور گذشته: تغییر حکومت و رژیم پیش آمده، جمعیت دو برابر و بلکه بیشتر شده، صنایع آلاینده فزونی گرفته ، تغییرات آب و هوایی حادث شده، سیاست های آب منطقه ای به استانی بدل شده، در زمینه کشاورزی ، صنعت و معدن اساس کار دگرگون شده و مدیریت کلان با سلایق فردی و ایدئولوژیکی همراه شده است.
برای مثال گیلان و مازندران به عنوان پایلوت تأمین برنج کشور و دیگر فرآورده های زراعی، استان های کشاورزی و غیر صنعتی اعلام شده اند اما هم زمان در ۱۴ استان دیگر برنجکاری مورد تشویق و ترغیب قرار گرفته است. اگر صنعت در شمال به گفته برخی ها خیانت است چرا کشت برنج و دیگر زراعتی که به آب فراوان دارند، در استان های خشک و نیمه خشک به زور بستن سد و مصرف آب های زیرزمینی ترویج شده است؟
سابق بر این آب سفیدرود بدون آلودگی وارد دریاچه پشت سد می شد و در گذر از تنگه سفیدرود به دشت که می رسید با کمترین آلودگی همراه بود و بعد از این که با شبکه های کوچک اما گسترده شاخه ها و کانال ها اراضی مزروعی را آبیاری می کرد مازاد آن به دریا می ریخت. اکنون آب آن در گذر از هفت استان بالادست که برخی از آن ها چون آذربایجان شرقی،  البرز و قزوین جزو استان های صنعتی کشور هستند آلوده است.
در گذشته آورد آب به سد منجیل ۳ میلیارد متر مکعب بوده است که اضافه آن از طریق دریچه های سد تخلیه می شد و سفیدرود در مسیر خود همیشه از آب فراوان با رنگی روشن و نیلی برخوردار بود و اراضی سر راه و پایین دست را به خوبی مشروب می کرد و مازاد را به دریا می ریخت. امروزه در هر استانی که آب قزل اوزن از آن می گذرد دهها سد زدند و آب آن را ذخیره می کنند. این سدها هم از سوی وزارت نیرو هم از طرف جهاد سازندگی به صورت مجزا و مستقل از هم زده شده است. در نتیجه استان های بالادست به قدر نیاز خود و حتی بیشتر از نیاز خود آب را پشت سد ذخیره می کنند و مازاد آن را به استان های بعدی رها می سازند. در استان های بعدی هم همین اتفاق می افتد، آن چه به منجیل می رسد دیگر آب با کیفیت و در حد نیاز نیست.
به عنوان مثال در آذربایجان شرقی وزارت نیرو ۲۸ سد و جهادسازندگی ۲۳ سد ساخته است و در مجموع هفت استان ۹۶ سد بر این رودخانه خورده است، دیگر جانی برای رود نمی ماند که آب خود را به گیلان سرریز کند. زمانی میانگین آورد آب در سال ۰۰۰/۰۰۰/۱۵۰/۱ متر مکعب بود امروزه این مقدار به ۵۰۰ میلیون متر مکعب تنزل کرده است.
تا ده سال پیش آب شاهرود با ۱۹۰ کیلومتر طول مسافت از سرچشمه که آبی با کیفیت بالا بود به حوزه دریاچه سفیدرود می ریخت و آب شرب مردم گیلان را تأمین می کرد، الان بیش از ده سال است آن را برای آب شرب تهران از مسیر خارج کرده اند. آن چه امروز از شاهرود به دریاچه سد سفیدرود می ریزد، گذشته از قلّت ، آب سنگین، شور و آلوده است. نتیجه آن که یک دهه تمام و بیشتر آب شرب اهالی گیلان در بدترین وضع و شکل ممکن به خورد گیلانی ها داده شد که منجر به بروز انواع بیماری های انگلی، گوارشی و کلیوی گردید. حتی کیفیت آب گیلان از آب سیستان بلوچستان هم که استانی کم باران، خشک و بی آب است پایین تر گزارش شده است. تنها بعد از ساخت  سد شهر بیجار (آیت الله بهجت) در توتکابن رودبار است که آب شرب گیلان به ارتقای نسبی رسید و قدر سهم آب شاهرود را تعدیل کرد تا بقیه آب سفیدرود به مصرف کشاورزی برسد.
کمبود آب سفیدرود باعث شده تا کشاورزان با پمپ های برق ، آب رودخانه را برداشت کنند یا به حفر چاه اقدام نمایند. بر اثر سوء مدیریت در آب و عدم نظارت بر آن، چنان راه افراط در پیش گرفته شد که ازتمام شاخه ها و کانال ها، آب دزدی می شود. بنابر گزارش سازمان آب حداقل ۰۰۰/۴۰ حلقه چاه غیرمجاز برای برداشت آب زده شده که تنها ۲۰۰۰ حلقه آن مجوز بهره برداری دارند.
وقتی آب در بالادست گرفته شود به پایین دستی ها کمتر می رسد. اگر قرار است هفت استان بالادست که ده ها سد در آن ها زده شد آب قزل اوزن را برداشت کنند چیزی به گیلان نمی رسد و آن چه هم رسید تا به اراضی پایین دست جلگه و شالیزارهای کناره های دریا برسد دیگر چیزی نمی ماند و آن چه می ماند آب سنگین ، شور و آلوده ای است که محصول را آلوده و مصرف کننده را بیمار می کند.
آب بخشی از ثروت گیلان است. داشته های ما از آب، همین آب پشت سد و آبهای باران است. جز این چه داریم که در استان کشاورزی و غیرصنعتی گیلان با آن کشاورزی کنیم. حالا بعد از گذشت این همه سال از انقلاب و زدن نزدیک به ۱۰۰ سدّ در استان های بالادست به فکر زدن چند سد در گیلان افتاده ایم.
می گویند برای ساخت سد سفیدرود چهار سال مطالعه انجام شد و سه سال عملیات اجرایی صورت گرفت در حالی که برای یکی از معدود سدهایی که قرار است در گیلان ساخته شود – سد شفارود –  مطالعه و عملیات اجرایی از سال ۱۳۷۱ آغاز شده و اکنون با گذشت ۲۵ سال، تنها ۳۰% پیشرفت کار حاصل شده. تازه کارشناسان می گویند با کم کردن ارتفاع سد و پایین آوردن سطح تاج آن و کاهش حجم مخزن جهت جلوگیری از تخریب بیشتر جنگل، در صورت احداث و بهره برداری، بعد از پنج سال رسوبات پشت سد تمام سد را در خود می گیرد. شفارود تنها ۵۵ کیلومتر مسافت دارد و با شیب بسیار تند در تنگه ای پوشیده از جنگل رو  به دریا جریان دارد و طبیعی است با این فشار، چه حجم رسوبات را وارد دریاچه پشت سد خواهد کرد و هکتارها جنگل را در خود فرو خواهد برد. ۲۵ سال گذشت زمان، ۳۰% پیشرفت کار، میلیاردها تومان هزینه ، مخالفت گروه های زیست محیطی و عدم اطمینان به آخر عاقبت آن حاصل مدیریت آب و نیرو است. این یک نمونه است. نمونه دیگر سد پلرود در رحیم آباد رودسر است که با مشکلات بیشتر و معضلات دیگر مواجه است. نتیجه چهار سال مطالعه کارشناسی و سه سال عملیات اجرایی و ضمانت ۵۰ سال کار مفید را با مطالعه و اجرای هم زمان و گذشت ۲۵ سال با ۳۰% پیشرفت کار و تعلیق وضع فعلی ملاحظه فرمائید. مدیریت ما به راستی کی به سامان می شود؟
سابق بر این سازمان آب منطقه ای، مشکلات موجود در زمینه آب را در حوزه فنی و حقوقی در منطقه حل و فصل می کرد. زمانی آب منطقه ای گیلان، زنجان و تنکابن را هم زیر پوشش خود داشت ولی حالا مدیریت آب، استانی شده و سازمان آب هر استانی مستقل عمل می کند. از این رو برای حل و فصل مساله آب سفیدرود نه فقط ادارات آب نزدیک ترین استان ها یعنی زنجان و قزوین، که پنج استان ذیربط دیگر هم دخیل هستند.
مشکل حقابه استان گیلان، آخرین استانی که از آب سفیدرود استفاده می کند، اینک تبدیل به یک معضل بزرگ شده است. طوری که گفته می شود از کارشناسان خارجی و بین المللی دعوت به عمل آمده تا در این مورد و موارد مشابه مشاوره دهند. چه آن ها تجارت علمی و عملی و حقوقی در این گونه موضوعات دارند. نقش رودخانه های بزرگ و پرآبی چون فرات و دجله در عراق، سوریه و  ترکیه ، هیرمند در افغانستان و ایران، ولگا، دن، دانوب و راین در اروپا و استان ها و کانتون های داخل آن کشورها و دیگر جاهای جهان نمونه های موردی است که گاه جنبه های حقوقی و گاه سیاسی پیدا می کنند و با راه حل های حقوقی و سیاسی حل می شوند و گاه نیز لاینحل مانده به تنش های اجتماعی و قومی و منطقه ای بدل می شوند.
هم اکنون برخی استان های ذینفع سرریز شدن آب سد منجیل را دستاویز کفایت آب گیلان تلقی کرده و با نشان دادن عکس های آن در محافل فنی و کارشناسی برای خود حقابه بیشتری منظور می کنند. به عکس در گیلان انتظار می رود آب حداقل دو سد در استان های بالادست به منظور تأمین آب گیلان در نظر گرفته شود. تکلیف سدهایی از نوع استور که در میانه زده شده و عمده هزینه آن با اعتبار مالی استان گیلان ساخته شده و ذخیره آب آن در یک استان بالادست است در این میان چیست؟
باید بپذیریم اگر ما نسبت به آب و روان آب های خود بی تفاوت عمل کرده ایم ، برادران ما در دیگر استان ها این قدر سهل انگارانه و راحت با آب رودخانه های خود برخورد نکرده اند و به هر شیوه ممکن آن را برای استفاده های درون استانی ذخیره کردند. نگاه به عملکرد و رفتار دوراندیشانه آن ها باید ما ر ا هشیار کند که همیشه همه چیز به حال خود نمی ماند و در تغییر است. باید از این خوش خیالی مطلق بدر آئیم و مشکلات خود را در زمان حل کنیم و آن را به آینده و دیگران موکول نکنیم و ربط ندهیم.
هر فرصتی که بسوزد گیلان و طبیعت آن می سوزد و با آن نسل آینده گیلانی می سوزد. این مشکلات را با مسامحه و سهل انگاری که عادت بیشتر ما گیلانی هاست نمی شود حل کرد. نقارهای ساده معیشتی و اقتصادی بعداً بدل به مسایل حاد اجتماعی و از پس آن تنش های سیاسی و قومی می شود که نمونه های خطرناک و فراوان آن را در سه چهار دهه اخیر به وضوح مشاهده کرده ایم. چگونه رفقای هفتادساله در انحاد جماهیر شوروی و شبه جزیره بالکان بعد از فروپاشی سوسیالیسم علیه یکدیگر شمشیر از نیام کشیدند و برادران مؤمن چگونه در کشورهای هم کیش یکدیگر را به گلوله می بندند.
آب در زندگی انسان برابر با حق حیات است. مشکلات پیش رو را پیش از آن که بزرگ تر شود مدبرانه و از روی اصول و منطق باید حل کرد. اندیشه های نو به کار گرفت و با استفاده از تکنولوژی پیشرفته روز نگاه تازه به اطراف داشت و از تخلیه آب به دریا جلوگیری کرد و از ریزش نزولات جوی حداکثر استفاده را برد. چطور که در گذشته در خانه ها با یک طشت آب باران می گرفتند چرا ما نتوانیم با کمک سدهای لاستیکی و ایجاد آببندان های مصنوعی آب باران را ذخیره نکنیم. این باران همیشه نخواهد بارید و این مشکل همیشه در حد و اندازه امروز نمی ماند، ممکن است عود کند و کار دستمان دهد.
* برگرفته از نام یک برنامه رادیویی پیش از انقلاب


پرسه در هشتی خانه (م.پ.ج) / گیله وا ۱۴۰

بدون نظر

۱ – نوروزبل ۱۵۹۰ در راه است
دو ماه پیش از نوروز ۹۵، مدیر کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری گیلان در یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار داشته بود که میراث فرهنگی گیلان با تمام قوا آئین های باستانی استان را به نمایش می گذارد. «این مقام مسئول اجرای جلوه های سنتی نوروز در اماکن عمومی را راهکاری برای نمایش دارایی های ارزشمند فرهنگی استان خواند و گفت با تمام قوا آئین های باستانی استان را در جای جای گیلان به نمایش خواهد گذاشت.» (به نقل از جراید گیلان)
گفتنی است طرح ملی نوروزگاه برای اولین بار امسال در ۱۲ استان مرزی و قومی برگزار شد. گیلان نیز یکی از این استان های مرزی با ترکیب قومی بوده است. مراسم نوروزخوانی از جلوی خانه میرزا کوچک در محله استادسرای رشت شروع و تا میدان شهرداری نزدیک هتل ایران ادامه داشت که با  نی نوازی سنتی، نمایش عروس گوله ی و توبره کشی همراه بود که در آن چندین گروه نمایشی شرکت داشتند. مراسم مشابه ای نیز در موزه میراث روستایی گیلان اجرا شد و آئین های رابرچره و پیربابو نیز به نمایش درآمد.
کاش مدیر کل محترم سازمان میراث فرهنگی ، همان طور که در مصاحبه ها عنوان کرد «با تمام قوا، آئین های باستانی استان را در جای جای گیلان به نمایش می گذارد» آئین کهن و دیرپای نوروزبل را هم که نوروز باستانی گیلانیان و البرزنشینان است فراموش نکند و در پاسداری از آن با همین توش و توان بکوشد.
نوروزبل ۱۵۹۰ در راه است. چشم بر هم گذاشتی نیمه تابستان و ۱۷ مرداد رسیده است. اگر واقعاً به اجرای مراسم کهن گیلان در جای جای این سرزمین اعتقادی است باید از همین الان با دعوت از گروه های گردشگری و N.G.O های حامی میراث فرهنگی هم فکری و برنامه ریزی شود.

۲ – بازگشت به خویش از نوع حیوانی!
روزنامه خزر مورخ ۱۶ فروردین ۹۵ خبر داد «۱۰۰۰ لاک پشت خزری و ۲۰۰ مار آبی به محیط زندگی خود برگشتند» این خبر پیش از عید هم از صدا و سیمای کشوری پخش گردید. این جانوران در بازار شب عید در تهران شناسایی و جمع آوری شده و موقتاً در پارک پردیسان تهران نگهداری و سپس به گیلان برگردانده شدند. ظاهراً این جانوران به سفارش خریداران تهرانی همراه ماهی های قرمز توسط عاملان گیلانی سر از بازار تهران درآوردند و بعد از جمع آوری به سازمان محیط زیست گیلان برگردانده شدند.
خدمات پلیس قضایی و تلاش سازمان های محیط زیست تهران و گیلان در این مورد جای تقدیر دارد ، به همان نسبت که کار عوامل گیلانی صید و انتقال آن ها به تهران و تخلف فروشندگان تهرانی جای نکوهش بسیار.
در زمانه ای که انسان عاری از هویت عاطفی می شود و گیلانی ناآگاهانه از خود سلب هویت می کند و در پهنه اصالت ها بی ریشه می شود، جای خوشحالی است لاک پشت ها و مارهای آبی گیلان به اصل خود، به دامن طبیعت گیلان بازمی گردند.
برای مزید اطلاع گفته شود که ۱۱۴۰ گونه جانور مهره دار در ایران وجود دارد که ۵۰۰ گونه آن تنها در گیلان شناسایی شده اند یعنی چیزی حدود ۴۴ درصد مهره داران ایران، در گیلان هستند و این یعنی وجود تنوع و غنای جانوری گیلان و طبیعت شگفت انگیز آن. گیلان با این وسعت کم سرزمینی صاحب بیشترین تنوع جانوری است و این یعنی ثروت. ثروتی که هم به خاطر جهل و هم به خاطر حرص سودجویان ، هر بار به طریقی به باد فنا می رود.

۳ – مرگ می خواهی برو گیلان
مطابق آمارهای ارائه شده متوسط مرگ و میر کشوری ۸/۴ در هزار است. این نرخ در گیلان ۶ در هزار است یعنی مرگ در گیلان ۲/۱ بیشتر از نرخ معمول کشوری است! چرا؟ به خاطر عوامل چندین و چندگانه زیر: آلودگی آب و خاک در گستره جغرافیایی بسیار کوچک با طبیعت شکننده و بار تراکم جمعیتی و میزان مصرف بالا که محیط زیست آن را تا حد غیر وصفی مسموم و پرخطر می کند. بروز انواع سرطان و بیماری های خاص در گیلان یکی از عوامل اصلی این آلودگی هاست. میزان خودکشی در گیلان بالاست و رتبه سوم کشوری را دارد. گیلان اولین استان از نظر میزان تصادفات جاده ای منجر به فوت است. جاده های غیر استاندارد ، راه های باریک و پرپیچ و خم روستایی با تردد زیاد، انواع وسایل موتوری و غیرموتوری، کهنگی و فرسودگی ناوگان حمل و نقل و ناکافی بودن ماشین آلات راهداری اغلب از رده خارج شده، نبود روشنایی کافی در جاده ها و فقدان پل های هوایی و روگذر و زیر گذر در جاده های گیلان از عوامل این مرگ و میر هستند. طوری که استاندار گیلان ، دکتر نجفی در یکی از مصاحبه های خود صراحتاً از وجود بیش از ۱۰۰ نقطه حادثه خیز در گیلان نام برده که شناسایی شده اند و برای اصلاح و رفع آن ها ۱۰۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز است. از طرف دیگر گفته می شود حداقل ۴۰ مورد حوادث غیرمترقبه در کشور وجود دارد که بیش از ۳۰ مورد آن در گیلان اتفاق می افتد، یعنی ۷۵% کل کشور که مجموعاً نشان از بحران بزرگ مرگ و میر در گیلان دارد. از قدیم گفته اند: مرگ می خواهی برو گیلان!

۴ – دعا به جان خرس ها
روزنامه ها به نقل از مسئولان محیط زیست شهرستان رشت خبر دادند که خرس ها از زباله های انباشته شده در جنگل سراوان تغذیه می کنند و عکسی در این رابطه چاپ کردند که خرس ها را در محل دپوی زباله ها نشان می داد. رییس اداره محیط زیست شهرستان رشت ، ضمن این که از جمعیت مطلوب خرس ها در منطقه احساس رضایت می کرد اما ابراز نگرانی کرد که چون خرس همه چیزخوار است ممکن است این تغذیه نامطلوب ، موجب بروز بیماری های واگیردار  و کشنده در این جانواران وحشی شود.
نزدیک به سه دهه است که جنگل سراوان محل دفن و دپوی زباله های رشت و شهرهای پیرامون آن است و بوی تعفن و شیرابه آن عامل بروز اقسام بیماری ها از جمله انواع سرطان در مردم منطقه شده است. نگرانی مردم سراوان و اصولاً شهرستان رشت و صدای نهادهای زیست محیطی سال هاست بلند است ولی راه به جایی نبرده اند. حالا جان انسان به کنار! خوب است که مسئولان محیط زیست شهرستان نگران سلامت حیوانات آن هم از نوع وحشی شده اند! جای مؤسسه حمایت از حیوانات خالی!

۵ – قرار بر  سر مزار شهردار شیرخانی
روز ۲۶ اسفند،  در آخرین روزهای پایانی سال ۹۴ به مناسبت روز شهردار، دکتر ثابت قدم شهردار رشت به اتفاق جمعی از شهرداران سابق شهر بر سر مزار زنده یاد عبدالله شیرخانی شهردار پیش از انقلاب رشت در وادی تازه آباد حاضر شده و فاتحه ای نثار روح آن روانشاد کردند و یادش را گرامی داشتند.
مردم رشت خاطرات خوب و شیرینی از دوره تصدی شهرداری او به یاد دارند. در زمان تصدی شهرداری وی بخشی از نابسامانی های داخلی و درون اداری شهرداری بر طرف شد و نیز مسایل عمران شهری رشت تا حدودی به سامان گردید. یکی از کارهای  ماندنی شهردار شیرخانی احداث بلوار وسیع امام خمینی از میدان فرهنگ در مسیر جاده تهران بود که آن را به شکل چهارباغ طراحی کرد که به صورت، عریض ترین خیابان رشت در آن روز و حتی امروز درآمد.
این گردهم آیی شهرداران بر سر مزار شهردار شیرخانی نشان از حق شناسی و ادای دین به همکار درگذشته است، در عین حال نوعی نمایش تمثیلی از شرح وظیفه ، قبول مسئولیت و خدمت به مردم است. این اقدام هر چه باشد نمایشی یا فرمایشی، آن طور که عده ای گفته اند و می گویند، یک ابتکار و نوجویی است . چه می توانست به صورت یک همایش پرهزینه در سالن شهرداری نیز برگزار شود. چه امروز، کسی به کسی نیست و هیچ کس متأسفانه پاسخگوی هم نیست. وقتی فرزندان و بازماندگان متوفی ای در همین شهر در آستانه سال نو آن چنان درگیر مشکلات زندگی و دغدغه های شخصی خویش اند که فراموش کرده اند یادی از عزیز از دست شده شان داشته باشند و فرصت خواندن یک فاتحه ساده را نیافته اند، این گردهم آیی شهرداران را بر مزار شهرداری که در خاطر مردم خوش نشسته است می توان به فال نیک گرفت. هر چند که جزو برنامه های دیکته شده در این روز بخصوص باشد. یاد شهردار شیرخانی و همه شهردارانی که در هر شهری از گیلان و ایران عزیزمان به درستی خدمت کرده اند گرامی باد.

۶ – اختصاص ۲۰۰ واحد مسکونیِ مسکن مهر به حاشیه نشینان رودخانه های رشت
به کرات نوشتیم و باز می نویسیم تا به نتیجه برسیم. رودخانه های رشت آلوده ترین رودخانه های کشور و عامل عمده سرطان زایی در شهرستان رشت هستند. وارد جزئیات آن نمی شویم که تکرار مکررات است. پنجاه میلیارد تومان اعتبار در سال گذشته برای احیا و نجات این دو رودخانه از سوی دولت اختصاص یافت که البته رقم بسیار ناچیزی است ولی برای شروع کار بی تأثیر نیست. منتها سر این مبلغ میان سازمان آب و شهرداری مناقشه است و هر یک آن را قدر سهم خود می داند. دامنه این مناقشه آن چنان بالاگرفته که در اولین جلسه عمومی شورای اسلامی شهر رشت با اصحاب رسانه در سال ۹۵ ، هر یک از اعضای شورا نظر خاصی بیان داشتند.
محمد علی رفیعی رییس دوره ای شورا اختصاص این مبلغ را تأیید می کند ولی اذعان می دارد که متولی آن هنوز مشخص نیست. خانم شیرزاد دیگر عضو شورا می گوید این مبلغ به جای شهرداری، سر از کار گروه هایی در استانداری درآورده است. واثق کارگرنیا عضو دیگر شورا عقیده دارد ۵۰ میلیارد تومان به مثابه گوشت قربانی شده است که میان چند سازمان تقسیم شده و از این دست اظهار نظرات.
اینجاست که هشیاری مردم رشت و نظارت هوشمندانه بر این حداقل اعتبار تخصیص یافته برای نجات دو رودخانه از آلودگی و ضامن سلامتی اهالی شهر و شهرستان لازم است. مطمئناً با روشنگری های نسبی که در دولت تدبیر و امید اتفاق افتاده و نوعی مشق شفاف سازی در اداره و اجرا به عمل آمده بر مسئولان دولت و مردم است که پاپی اینگونه اعتبارات باشند تا به هنگام ، درست، کارشناسانه و بدون حیف و میل صرف هزینه این پروژه مهم شود.
خوشبختانه رسانه ای شدن موضوع و پیگیری همگام ادارات مربوط و پی جویی های سازمان های مردم نهاد، نوعی وفاق در رفع این معضل پیش آورده که فعلاً اداره راه و شهرسازی هم وارد عمل شده و ۲۰۰ واحد از منازل مسکونی مسکن مهر را در اختیار شهرداری رشت قرار داده تا در طرح پاکسازی حریم رودخانه ها و بازسازی ساحلی که بی شک تعدادی از خانه ها تخریب می شوند به این واحدهای مسکونی منتقل شوند. اقدامی بجا و شایسته که حاصل رایزنی مدیریت دو سازمان و نتیجه همکاری و همگرایی در طرح هایی است که به تنهایی قابل اجرا نیستند و به هم اندیشی و همراهی نیاز دارند. تا وفاق نباشد کار به سامان نمی رسد و تا نفاق است توسعه ای در کار نیست.

۷ – پیشنهاد به آقای شهردار، باغ زربافی را به پارک عمومی تبدیل کنید.
یکی از زیرساخت های توسعه شهرها وجود فضای سبز لازم است. این زیرساخت در شهر رشت در پایین ترین سطح معمول قرار دارد. استاندارد فضای سبز در جهان برای هر فرد ۲۵ متر مربع است. در حالی که سرانه متعارف و قابل قبول فضای سبز شهری در ایران بین ۷ تا ۱۲ متر مربع و حد متوسط آن برای هر فرد ۹ متر مربع تعریف شده است. تا چند سال پیش فضای سبز تهران، پایتخت کشور که زیرساخت های توسعه شهری در آن بیش از هر جای دیگر است ۴/۶ متر مربع بوده که اصلاً قابل قبول نیست . با رشد فزاینده ای که زیرساخت های توسعه در تهران نشان می دهد، این رقم حتماً ارتقا یافته است اما این سرانه فضای سبز در رشت که از نظر تراکم نسبی (جمعیت در مساحت) بعد از تهران دوم است فقط ۲/۴ متر مربع برای هر نفر است یعنی کمتر از نصف سرانه متوسط کشوری! در کجا؟ شهری که مرکز استان سرسبز و جنگلی و نمور و بارانی است! سرانه حقیرانه شهری که روزگاری دروازه اروپا نام داشت و هر سیاح و دیپلمات اروپایی که وارد می شد ، از منظر اقلیم هنوز خود را در اروپا می دید، از رشت به عنوان سبزه شهر و باغ شهر نام می برد.
شهرداری رشت و استانداری سعی دارند اکوپارک در حال تأسیس لاکان را که گفته می شود ۴۵۰ هکتار مساحت دارد و خارج از شهر واقع شده جزو این سرانه بیاورند و از این طریق سرانه فضای سبز را به رقم معقول ۱۰ متر مربع برای هر شهروند رشتی برسانند. اما این پارک اولاً نزدیک به ۱۵ کیلومتر با شهر فاصله دارد و ثانیاً عملیات اجرایی آن هنوز در قوه مانده و خدا می داند با روند کند اجرای کارها در استان کی به فعل برسد. در صورت پایان کار ، اگرچه  پارک بزرگ و توریستی و زیبایی در خارج از شهر خواهیم داشت اما  به هیچ وجه نقش سرانه فضای سبز درون شهری را ارتقا نمی دهد.
برای رفع این مشکل باید در خود شهر جستجو کرد و زمین ها و باغ های متروکه را احیا و تبدیل به پارک نمود. از جمله اراضی کارخانه تعطیل شده ایران الکتریک در کنار رودخانه گوهررود که چند هکتار وسعت دارد و در دل شهر جای دارد و یا باغ  چای متروکه معروف به باغ زربافی که هفت هکتار وسعت دارد و در دل شهر رشت چون نگینی می درخشد. این دو یا یکی از این ها در وحله اول و ترجیحاً باغ زربافی می تواند به همت شهرداری  و شهردار پرتلاش رشت و اعضای شورای شهر و پشتیبانی استانداری و حمایت بخش خصوصی تبدیل به بزرگ ترین پارک عمومی رشت شود . باغ زربافی که تقریباً رها و فراموش شده است و در شرق رشت در محدوده خیابان های چمران، صفاری، بزرگراه مدرس و وادی تازه آباد رشت محصور است به مثابه جواهری خاک گرفته است که اگر دستی بر آن کشیده شود و مشکلات قانونی، حقوقی و ملکی آن برطرف شود بر تارک شهر خواهد درخشید و تنفسگاه جدیدی برای شهروندان خسته شهر خواهد بود. این باغ برای مسئولان شهرداری ناشناخته نیست و سازمان حمل و نقل شهری و اتوبوسرانی شهرداری همسایه دیوار به دیوار جنوبی آن است.  اگر شهردار ثابت قدم همت کند و ثبات قدم نشان دهد  و با مجموعه عوامل ذیربط و ذینفع، جبهه ی واحدی برای احداث این پارک بگشاید، مطمئناً از حمایت مردم و به تبع آن عنایت مسئولان مملکتی نیز برخوردار خواهد شد. طبیعی است که بخش خصوصی هم جایگاه ویژه خود را دارد.

۸ – چشمه های آب گوارا در کنار آلوده ترین رودخانه کشور
شهردار منطقه سه رشت خانمی است که به استناد شواهد موجود، قدم های خوبی در منطقه برداشته است. ایشان در یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار داشته در حاشیه رودخانه زرجوب (قسمت رودبارتان) در حین تسطیح و بازسازی ساحل و احداث پارک به دو چشمه آب بسیار زلال برخورده که بعد از مطالعه از سوی اداره بهداشت کاملاً گوارا و سالم تشخیص داده شده است که برای شرب هیچ منعی ندارد. تا پیش از انقلاب در نزدیکی های همین محل، زیر پل زرجوب (معروف به پل عراق) یکی دو چشمه آب زلال و گوارا وجود داشته که مورد استفاده شرب اهل محل بوده است.
هم چنین در گذشته نه چندان دور چشمه بسیار معروف ولی بزرگوار در تپه مشرف به همین پل، ساحل چپ رودخانه وجود داشته که از روی جهل یا سهل انگاری در تعریض خیابان فرعی (دباغیان) کور شده است. در حالی که می توان با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی و به برکت وجود کارشناسان خوب سازمان آب منطقه ای و همت شهرداری آن ها را مجدداً مورد مطالعه و بررسی قرار داد و در صورت امکان «بازآفرینی» کرد. حالا که عبارت بازآفرینی کم کم بر زبان ها جاری می شود و بخش هایی از شهر را مشمول تعریف خود گرفته است چرا چشمه ها بازآفرینی نشوند!
در کنار همین رودخانه زرجوب (آلوده ترین رود کشور) در خیابان عاطفی چشمه آب بسیار گوارا و بهداشتی قدیمی وجود دارد که اهالی محل از آن استفاده می کنند. این چشمه اخیراً به همت خانم شهردار منطقه ۳ «بازآفرینی» شده ، آن را لوله کشی کرده تا سطح خیابان بالا آورده اند و با سازه ای نسبتاً زیبا و کشیدن لوله و گذاشتن چند شیرآب مورد استفاده عموم قرار دادند. به نقل از خانم شهردار در مصاحبه فوق ، گویا این چشمه برای اهالی محله جنبه تقدس دارد. لابد تقدس آن به خاطر معجزه نهفته در آن است که چطور در کنار رودخانه متعفن و به شدت آلوده زرجوب خداوند این نعمت را بر اهل محل ارزانی داشته  است.
همین یک چشمه و چشمه های دیگر که در بالا دست به آن ها اشاره کردیم نشان می دهد چرا به این رودخانه زرجوب می گفتند، رودخانه ای که امروزه به طنز (زهرجوب) نامیده می شود! اما نکته بسیار مهم و قابل تأمل این جاست که چرا بر پرده نصب شده کنار سازه و کتیبه ، نام چشمه «شیرین سو» نوشته شده که عبارتی ترکی است مگر این جا تبریز یا اردبیل است؟ این چشمه قدیمی است و پیش از این «زنگاب» و «زنگاب چومه » نام داشت. اصولاً چشمه های رشت با نام کلی «چومه» ، «چوشمه» یا «زنگاب» و «روشناب» نامگذاری می شدند و برای تمیز از یکدیگر ،  نام محل یا نمادی از آن به اول یا آخر آن افزوده می شدند. این محله که در گذشته از محلات حاشیه ای شهر به حساب می آمد قبلاً به «شاختی پاختی» محل یعنی محله مهاجر نشین معروف بود. البته همت دو خانوار ترک مقیم آن جا را نمی توان نادیده گرفت که سال ها پیش بر یال رودخانه چند پله زدند و محل چشمه را تمیز نگاه داشتند و یک شیر فلکه گذاشتند. شاید مأموران شهرداری در پرس و جوی محلی تصادفاً از کسانی سوال کردند که از برادران ترک زبان محله بودند و چون اهل تحقیق و تتبّع نبودند نام شیرین سو را به همین سادگی پذیرفتند و حساسیت آن را در نیافتند و شهردار محل نیز بدون هیچ رایزنی و مشورتی آن  را کتیبه کرد.
«شیرین سو» که «آب شیرین» یعنی آب قابل شرب معنی می دهد معمولاً در مناطق آذری زبان و در جوار چشمه های آب معدنی و ترش مزه معروف به «آب ترش» نامگذاری می شود که دو نمونه معروف آن را در راه قدیم رشت تهران می شناسیم. در جوار این چشمه نه چشمه آب معدنی داریم نه آب ترش!  خوب است این چشمه به خاطر قدمت و حرمت اکثر اهالی با نام گیلکی و بومی و قدیمی خود «زنگاب» یا «زنگاب چومه» به معنی چشمه آب زلال یا «روشناب» نامگذاری شود. چشمه آب معروف «چومارسرا» در محله چومارسرای رشت که نام از «چومه» یعنی چشمه گرفته هنوز مورد استفاده اهل محله قرار می گیرد.
خوب است این را هم اضافه کنم که گیلان ۱۵۸۰۰ چشمه آب دارد که تاکنون شناسایی شده اند. الهی که هیچ چشمه ای در هیچ کجا نخشکد و همیشه آب زلال و سالم داشته باشد.


گیله وا ۱۳۹ منتشر شد

۱ نظر

gilava-jeld-139

 

در این شماره می خوانید:
نگاه های هیز به رخسارهای زیبا (سرمقاله) / مدیرمسئول ……………۴
پرسه در هشتی خانه / م.پ.ج ………………۶
عقب نشینی دریای خزر و « حقِ بر ساحل دریا» / ناصر عظیمی …….۱۰
طرح خواهرخواندگی بندرانزلی و بندر کنستانتا در رومانی / محسن جعفری مذهب ………..۱۷
نگاهی به گذشته (قسمت دوم) / جهانگیر سرتیپ پور ……………۱۸
مزه ی عشق در گول نرگس بو (نقد کتاب) / هادی غلام دوست ………………… ۳۴
زیر درخت آزاد ( به یاد زنده یاد محمود اسلام پرست) …………. ۳۸
کولی دارو ( صید ماهی با سم گیاهی) / محمد بشرا  …………… ۴۰
شیخ سعدی شکایت ، جه محمد فارسی / وارش فومنی ……………. ۴۲
درگذشتگان ………………… ۴۳
تازه کتاب …………. ۴۵

بخش گیلکی:
شعر:
مسعود پورهادی خمامی/ محمد رسول ساکن نویری/ حسین شهاب کومله ای/
غلامحسن عظیمی / مریم غلامی / عباس گلستانی / رحمت موسوی گیلانی /
عبدالحسین نیک بخش  ………… ۲۴ – ۲۷
طنز:
قج قجی ………………… ۲۸
داستان:
دوزد / شهرام دفاعی ………………… ۳۱