درِ این خانه به روی صاحبش بسته است

(یادداشت مدیرمسئول)

۱
یازده آذر ماه امسال مصادف با نود و یکمین سالگرد شهادت میرزاکوچک‌ جنگلی، مراسمی تحت عنوان «اولین کنگره ملی بزرگداشت میرزاکوچک جنگلی» با حضور رییس جمهور در مجتمع آموزشی، فرهنگی و رفاهی زیباکنار رشت برگزار شد. بانی امر دفتر ریاست جمهوری بود که اوایل شهریور ماه با تشکیل ستادی متشکل از مسئولان ارشد نهاد ریاست جمهوری، وزارت ارشاد، سازمان میراث فرهنگی و مسئولان ارشد استان شروع به کار کرد و سه ماه بعد یعنی روز ۱۱ آذر کنگره را به مرحله اجرا در آورد.
معمولاً برای برگزاری یک کنگره علمی – تاریخی از سوی محافل علمی معتبر یا نهادهای دانشگاهی حداقل یکی دو سال صرف وقت می‌شود. در حالی که برای برگزاری کنگره مزبور دفعتاً تصمیم گرفته شد و در عرض فقط سه ماه و صرف مبالغ بسیار هنگفت مراسم برگزار گردید و البته مهمانان، شرکت‌کنندگان و حتی سخنرانان آن هم، همه از تهران هدایت و دعوت شدند و از گیلان جز تنی چند از مقامات ارشد اجرایی و اداری که سخنرانی کردند و جمع زیادی از فرمانداران، بخشداران، دهداران و برخی کارمندان استانداری، از پژوهشگران و محققان گیلانی دعوتی به‌عمل نیامد.
بدیهی است در کنگره‌ای که بانی آن دفتر ریاست جمهوری یعنی یک مرجع سیاسی باشد و مقامات عالی کشوری و لشگری در آن شرکت داشته باشند، فضا بسته، رسمی و امنیتی است و انتظار دوری است اگر از آن توقعی جز این باشد. بویژه که شخص رییس جمهور هم مطابق برنامه از قبل تعیین شده علاوه بر سخنرانی در مراسم افتتاحیه و دیدن یک نمایشنامه‌ی فانتزی، باید سه پروژه عمرانی را در سطح استان افتتاح کرده و عصر همان روز هم به تهران برگردد. در چنین حالتی طبیعی است که موضوع سخنرانی‌ها نیز حسی، کلی و شعاری خواهد بود. با این همه حسن عمده کار در این بود که این کنگره به صورت ملی تصویب شده تا همه ساله در چنین روزی برگزار شود. به امید این که کنگره‌های بعد جدا از بُعد ظاهری و آشکار سیاسی آن، در شرایط مناسب، در بُعد علمی و تاریخی و محتوایی تقویت شده و خروجی کنگره بعدها ماندگاری علمی و تاریخی داشته باشد.
۲
چند مورد در متن و حواشی کنگره انعکاس‌ مطبوعاتی یافته که بی‌مناسبت نیست در این جا مطرح شود. به نقل از روزنامه‌ها یک روز قبل از برگزاری کنگره، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از خانه میرزاکوچک جنگلی در رشت بازدید کرد و گویا قرار شد برای ثبت آن در دفتر میراث فرهنگی کشور اقدام شود. این از اهم برنامه کاری کنگره بوده است که در مطبوعات و رسانه‌ها انعکاس می‌یافت. موردی که بسیار مهم و در عین حال تعجب‌برانگیز بود.
به درستی معلوم نیست آیا راهنما یا راهنمایان آقای وزیر در اطلاع‌رسانی به ایشان بی‌اطلاع بوده کوتاهی کرده‌اند یا تمامی مرجع اطلاعاتی‌شان بروشور موجود در خانه‌ میرزا  بوده است که حاوی اطلاعات بسیار ناقصی است. مطمئناً شخص آقای وزیر به خاطر حجم کاری و مسئولیت‌های چندگانه شغلی به چند و چون خانه میرزا وقوف ندارد. اما اهالی محله استادسرا و طیفی از اهالی شهر و استان به خوبی می‌دانند که حال و روز این خانه پیش از ساخت و پس از آن چگونه بوده است. همین قدر گفته شود که اگر تلاش بی‌وقفه چند تن فرهنگی بازنشسته که احساس می‌کردند نوعی تعهد تاریخی و اجتماعی بر دوش دارند و مهمتر از آن اعتماد و باوری که بخشی از مردم فرهنگ‌دوست و آزاده این شهر به آنان داشتند و به تبع آن کمک‌های بی‌دریغ مردمی که به کار تزریق شد و باز اگر همت مردانه شهردار وقت و تأیید شورای اول شهر نبود، این خانه وجود خارجی نداشت و هم اینک مثل هر جای دیگر این شهر در زمین آن مجتمع آپارتمانی و مسکونی بزرگ و چند واحده بی‌روحی ساخته می‌شد که سود آن فقط عاید مالک و سازنده و خریداران می‌گردید و شهر خالی از این اثر فرهنگی و تاریخی می‌شد و طبیعتاً مسئولان امروز شهر نمی‌توانستند روی خانه این همه مانور بدهند و آقای وزیر هم سعادت دیدار آن را از دست می‌داد و البته آب هم از آب تکان نمی‌خورد.
باری خانه ساخته شد و خوب هم ساخته شد و خوشبختانه نه به دست چند تن معدود که به دست مردم یک شهر و استان ساخته شد. بعد از ساختن خانه برای به ثبت رساندن آن هم تلاش و پیگیری به عمل آمد و خانه میرزا تحت شماره ۲۲۵۰۸ در تاریخ ۲۷/۱۲/۸۶ ثبت دفتر آثار فرهنگی و ملی ایران گردید و اتفاقاً چون گوشه چشمی از مخارج ساخت خانه هم به لطف سازمان میراث فرهنگی – البته با حواله اعتبار سازمان برنامه و بودجه وقت – در این راه هزینه شد، در ثبت آن همکاری صمیمانه‌ای به عمل آمد. این که رسانه‌ها به نقل از بانیان کنگره اعلام کرده‌اند که برای ثبت خانه میرزا اقدام می‌شود، نشانه بی‌اطلاعی هر دو طرف است. پروژه‌ها ممکن است چندبار افتتاح شوند ولی آثار فرهنگی یک‌بار بیشتر ثبت نمی‌شوند.
۳
در بروشوری رنگی و شکیل که اخیراً با همکاری شهرداری رشت، شورای اسلامی و مرکز پژوهش‌های اسلامی شهر رشت چاپ شده در بخش مربوط به معرفی خانه میرزاکوچک جنگلی آمده است: «… بازسازی بنای فعلی خانه میرزاکوچک در سال ۱۳۸۱ اتفاق افتاد. وراث مرحوم ملک‌زاده [آخرین مالک خانه] به دلیل متروکه بودن بنا اقدام به فروش خانه به مقصود ادهمی و شرکا برای تخریب و احداث آپارتمان می‌کند که در روز تخریب شهردار وقت از طریق فردی ناشناس در جریان امر قرار می‌گیرد و بی‌درنگ جلوی تخریب کامل بنا را گرفته و با واگذاری زمین معوض به مالک آن، بنای مخروبه‌ میرزا را به تملیک شهرداری درمی‌آورد. در حال حاضر شهرداری رشت مالک اصلی این بنا می‌باشد که با استفاده از کارشناسان مجرب و کارآزموده آن را به سبک معماری بومی بازسازی نموده است. نمای فعلی در دو طبقه به مساحت ۳۰۰ مترمربع است که هر طبقه چهار اتاق، ایوان و…» مطلب مشابه به این هم به صورت بنر و  استند داخل خانه و جلوی در، در معرض دید بازدیدکنندگان قرار دارد. چاپ چنین بروشوری و قرار دادن چنان بنری از الزامات کار و شایسته تقدیر است، اما باید محتویات آن درست و بر مبنای صداقت باشد چون ممکن است همین بروشور که دست این و آن می‌رسد مورد استناد و استفاده‌ی افراد بی‌اطلاع و خالی از ذهن قرار گیرد.
کار ساخت بنای فعلی خانه میرزاکوچک توسط بنیاد پژوهشی فرهنگی میرزاکوچک جنگلی مطابق پیمان‌نامه‌ا‌ی که به امضای شهردار وقت و اعضای مؤسس بنیاد رسیده بود پی‌گرفته شد و عملیات آن تا سال ۱۳۸۴ ادامه یافت. اطلاع شهردار وقت [مهندس مرتضی شگفت] از تخریب بنا که خوشبختانه به موقع وارد عمل شد منوط به اطلاعات قبلی بود که اعضای مؤسس بنیاد پیشتر او و اعضای محترم شورای شهر (دور اول) را مطلع کرده بودند وگرنه ویژگی‌های تاریخی شهر و  داشته‌های فرهنگی آن برای بیشتر مسئولان شهر ما همیشه ناشناخته بود و مسئولان چنان در بی‌خبری و بی‌توجهی مطلق بودند که از این گونه داشته‌های فرهنگی و تاریخی هیچ خبری نداشتند یا اگر خبر هم می‌داشتند اهمیت نمی‌دادند. این بی‌حسی و کرختی فرهنگی و هنری و تاریخی در مسئولان ما هنوز هم وجود دارد. این از حسن تصادف و بخت بلند شهر بود که در آن زمان شهرداری بر مسند کار بود که هم بومی رشت بود و هم تخصص مربوطه داشت و گذشته از آن واقف به امور کلانِ شهر بود که با یک ملاقات و نشست با اعضای بنیاد به اهمیت کار وقوف یافت و در فرصت مناسب هم غیرت و حمیّت به خرج داد. شاید اگر زمان دیگری و دوره تصدی شهردار دیگری بود مساله ختم به خیر نمی‌شد. کما این که در دوره‌ی دیگر و تصدی شهرداری دیگر همه‌ی آن ساخته‌ها و پرداخته‌ها نقش بر آب شد و رشته‌ی کار از دست بنیاد گرفته شد.
درست است که در حال حاضر شهرداری رشت مالک اصلی بناست، ولی کدام بنا؟ آن بنای مخروبه که بعد از واگذاری معوضه در تملیک خود گرفت، بنایی نبود که بماند تخریب شد. بنای فعلی صاحبی دیگر دارد، یک شهر و استان و کشور صاحب آن است. صاحب آن مردم رشت و عموم گیلانیان و ایرانیان هستند. آن چند نفر که فعله این کار شدند و آستین همت بالا زدند و جلو افتادند و مقدمتاً از حقوق و مواجب ماهیانه خود مایه گذاشتند، هیچ گاه کوچک‌ترین چشم مادی به این بنا نداشتند و ندارند. قسمت اعظم هزینه این بنا با پول مردم ساخته شد، مردمی که به رای‌العین دیدند اتفاق میمونی افتاده، به بانیان کار اعتماد کردند و هر یک به وسع خود از رقم‌های خیلی ناچیز گرفته تا رقم‌های درشت کمک کردند و بعد – البته – برخی مؤسسات اداری هم برای این که از مردم عقب نمانند پا پیش گذاشتند چون در آن حسن نیت دیدند، حتی شهرداری و شورای شهر هم به سهم خود – اما در مقایسه با کمک دیگران، بسیار ناچیز – کمک کردند و کمکشان مأجور.
اما این که شهرداری با استفاده از کارشناسان مجرب و کارآزموده آن را به سبک معماری بومی بازسازی نموده است صحت ندارد، این کار به ابتکار بنیاد بوده و با رای‌زنی و مشورت مهندسان و معماران خوشنام و مبتکر شهر انجام گرفت و سازمان میراث نیز با آن همکاری کرد. اگر در این بروشور یا هر تراکت تبلیغاتی دیگر نام «بنیاد پژوهشی فرهنگی میرزاکوچک جنگلی» عالماً و عامداً حذف شده و به تلاش مؤسسان آن اشاره‌ای نشده است هیچ باکی نیست ولی بروشوری که با عنوان زندگینامه و مبارزات سردار «عدالت و آزادگی» چاپ و پخش می‌شود این رسم عدالت و شرط آزادگی نیست که ناروا اطلاع‌رسانی شود.
۴
بله «بنای فعلی در دو طبقه به مساحت ۳۰۰ مترمربع که هر طبقه چهار اطاق، ایوان و…» ساخته شد. اما ساخت این بنا با خون‌دل و فشارهای عصبی بسیار همراه بود. تنها سرمستی کار در این بود که پس از ساخت، مجموعه بنا در خدمت هم‌شهریان و همو‌لایتی‌ها و هم‌میهنان عزیز قرار گیرد. چند سالی این چنین شد. در هر طبقه و در هر هشت اطاق و دو ایوانش فعالیت‌های فرهنگی و هنری به اجرا درآمد. کتابخانه تخصصی تاریخ مشروطه و جنگل تاسیس شد. مرکز اسناد و مدارک نهضت جنگل شکل گرفت. موزه‌ی نهضت جنگل راه‌اندازی گردید، ولو ناقص، اما در حد امکان. با امید به این‌که در طول زمان رفع نقص شود و به کمال مطلوب برسد. همایش‌ها برگزار گردید. نخستین همایش مشروطه در گیلان برای اولین بار در همین خانه برگزار شد. آنگاه که هیچ نهاد و مؤسسه دولتی و دانشگاهی در این راه قدمی برنداشتند، خانه میرزا با برپایی این همایش جمعیت مشتاقی را از دور و نزدیک کشور به رشت کشاند. روزهای جمعه هر هفته یک جلسه سخنرانی با موضوعات گوناگون ترتیب داد، چندین تور گردشگری به مشهد میرزا واقع در گدوگ، ارتفاعات نزدیک خلخال ترتیب داد و خانه‌ می‌رفت تا به یک مرکز فعال فرهنگی و جذب گردشگر برای این شهر تبدیل شود که به ‌دلیل موهوم، مبهم و غیرموجه شهرداری وقت (دوره‌ی تصدی مهندس فریدونی ۱۳۸۹) جلوی کار آن گرفته شد.
خانه میرزا از اول هم در تیول هیچ فرد و افرادی نبود. در برهه‌ای از زمان و تحت شرایطی ساخته شد و عرصه فعالیت‌های سازنده گردید و در فاصله دو سال فعالیت خود سه خبرنامه مستند و ماندنی از عملکرد خود عرضه  داشت که گزارش تمام کارهای آن اعم از مراحل ساخت و ساز تا فعالیت‌های فرهنگی و پژوهشی همراه فهرست نام کمک‌کنندگان با ذکر مقادیر کمک‌های مالی در آن نقش بسته و پیش این و آن به یادگار مانده است. محتوی این خبرنامه‌ها امروز گواه این ادعاست.
اکنون سه سال از آن تاریخ گذشته است و شاید دیگر بنیاد و اعضای آن هرگز – حتی در شرایط مطلوب –  نخواهند به آن ورود کنند. اما درِ این خانه نباید به روی صاحبان اصلی آن، یعنی مردم بسته باشد. این به اصطلاح درِ بازی هم که وجود دارد جز این که برای چند گردشگر غیربومی که در کنار مجسمه میرزا عکسی بردارند، سودی نخواهد داشت.
چاره کار و راه برون‌رفت از این معضل (اگر اهمیتی به آن داده شود) در وحله اول تشکیل هیاتی از پژوهشگران صاحب‌نظر، خوش‌نام و آزاد از هرگونه کار اداری و وابستگی به نهادهای دولتی و سپردن امور خانه به آن‌هاست. کسانی که دغدغه کار مطالعاتی و تحقیقاتی داشته باشند. آیین‌نامه و اساسنامه‌ای برای کار تدوین شود و شروع به فعالیت گردد. رشت امروز شهرداری دارد بومی شهر با تخصص مربوطه و ذهنیتی – انگار – پذیرای توسعه پایدار. باشد درِ این خانه را با یک فراخوان کارشناسانه برای تشکیل یک هیات امنای کارا، پویا و آشنا به حقایق تاریخی بگشاید، طبیعتاً در شورای شهر هم کسانی هستند که در گذر هشت سال تجربه، ذهنیت آماده‌تری برای انجام کارهای کلان پیدا کرده باشند. دَرِ این خانه را به روی صاحبانش باز کنید.

۳ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. Dewa QQr می‌گه:

    I simply want to mention I am just all new to blogging and certainly loved this web site. Very likely I’m planning to bookmark your blog post . You certainly come with exceptional well written articles. Thanks a bunch for sharing your web-site.

  2. Agen Domino می‌گه:

    I want to begin a newspaper online and need to enroll the name and the content material. Need to do this internationally. Nevertheless , not a hint how to get it done… I’ve currently got a domain, but the title will be slightly different from the domain name..

  3. obat kuat medan می‌گه:

    Simply wish to say your article is as astounding. The clarity in your post is simply great and i could assume you are an expert on this subject. Well with your permission allow me to grab your feed to keep updated with forthcoming post. Thanks a million and please continue the enjoyable work.

دیدگاه خود را به ما بگویید.