تکرار قبیح؛ اقرار صریح

در آخرین جلسه ی  شورای اداری استان، دوشنبه پنجم اسفند که با حضور استاندار، معاونان، رئیس کل دادگستری گیلان و مدیران کل اجرایی و انتظامی استان برگزار شد، حر فهای جالب و قابل توجهی  زده شد. ما حضور نداشتیم اما گزارش آن را خبرنگاران همکار در روزنامه های  خود چاپ کردند . ما از آ ن ها گرفتیم و لپ کلام را عینا به طور خلاصه درج می کنیم.

این حر فها از ما نیست، از آن جلسه است که از زبان آقای استاندار و رییس کل دادگستری استان زده شد. اگرچه تکراری است و سا ل ها پیش گیله وا به کرات از آ ن ها گفته و نوشته است، اما از جهت آنکه این ها از زبان مسئولان، بی پرده ، رک و صریح زده می شود تازگی دارد و عمق فاجعه را نشان می دهد.

یک زمانی مسئولان ما اصلاً حرف نمی زدند. صم و بکم نشسته بودند و به پست و موقعیت خود فکر می کردند‌ و به بستن بیشتر باروبندیل زندگی خود می اندیشیدند الان اوضاع کمی فرق کرده.  خوشبختانه برخی حرف می زدند و به مشکلات اعتراف دارند.  حالا اگر عملیاتی اش نمی کنند، بماند. یک مرحله پیش آمدن نشانه ی بیداری نسبی است تا این بیداری از نسبیت بیفتد و مطلق شود، راه بسیار است.  باز تأکید می کنیم هیچ یک از عبارات و جملاتی که در ذیل آورده می شود  از مای رسانه نیست.  جملگی از زبان مقامات ارشد استان برآمده است.

در این جلسه آقای استاندار، گیلان را به عنوان دومین استان بیکار کشور معرفی کرد و افزود:  «متاسفانه ما در این بخش ]اشتغال[  تاکنون خوب کار نکردیم و جزو استا نهای اول بیکار در کشور هستیم.»

بیکاری در گیلان چیزی نیست که پوشیده باشد.  هر خانه ای دو -سه بیکار حتماً دارد. تمام خیابا ن ها و کوچه پس کوچه های شهرهای ما عکس برگردان این بیکاری است.  پدیده ی  دستفروشی یکی از علائم بارز این بیکاری است . اگر درمحله ای بساط دستفروشی پهن نباشد، بساط جوانان علاف و بیکار که چرت می زنند حسابی برپاست.  چیزی که استانداران گذشته ی ما حاشا کردند و اگر نقدی می شد روی ترش می کردند.  حالا کم کم بر زبان می آورند و می بینیم استاندار دولت تدبیر و امید به عیان بیان می کند . اما فقط بیان بیکاری و مرتبه ی آن کافی نیست. بیکاری چند دهه است که در گیلان بیداد می کند . اگر ۳۵ سال گذشته و ما تازه به مرحله ی  اقرار رسیدیم خدا می داند چندین سال دیگر باید بگذرد تا به حلّ آن برسیم.

بنابر گزارش مزبور، استاندار با بیان این که در بخش کشاورزی استان، غفلت شده است افزود:  « متأسفانه در برنج، چای، زیتون، فندق، بادام، ابریشم و… نه تنها پیشرفت نداشتیم بلکه کاهش تولید داشتیم.  به عنوان مثال فعالیت استان گیلان در بخش ابریشم به یک هشتم تقلیل پیدا کرده است و در بخش خدمات گردشگری هم بسیار عقب مانده ایم.»

از آن زمان که گیلان به عنوان قطب کشاورزی اعلام شد، پا از دایره ی حرف بیرون نگذاشت . نه فقط از صنعت توریسم و عمران و توسعه و بسیاری چیزهای دیگر عقب ماند که از خودِ کشاورزی هم طرفی نبست. وقتی در کشاورزی صنعت مرتبط و صنایع تبدیلی نباشد بدیهی است هم کشاورزی رو به قهقرا می گذارد هم بیکاری حاصل می شود.  نتیجه این که امروز برنج ما از هند وارد می شود و برنجزارهای ما تبدیل به ویلا می شوند. چای ما نابود شده و باغ های چای تغییرکاربری یافت هاند.  زیتون ما بر اثر سوءمدیریت طعمه ی  مگس شده است.  شهر آستانه واردکننده ی بیشترین بادام چینی و عراقی شده است و… ابریشم که روزگاری همچون نفت برای کشور و استان ارزآوری داشته است اینک به خاک افلاس نشسته است.

تکرار چیز بدی است، از این رو ما از تکرار اکراه داریم.  این حر فها را بارها و بارها در گذشته زدیم اما الان شما از زبان ما نمی شوید .از زبان استاندار دولت تدبیر و امید می شنوید. این ها دیگر تکرار قبیح نیست، اقرار صریح است.

آقای استاندار با اشاره به بحث خشکسالی در کشور خاطر نشان کردند: «علیرغم دو برف سنگین و سیل، ولی متأسفانه به علت عدم استفاده مناسب از سد و نبود سدهای لاستیکی کافی از این همه مایه ی حیات به طور بهینه نمی توانیم بهره مند شویم.»

باید گفت عمده رودهای گیلان از سرچشمه تا مقصد )اغلب دریا( فاصله ی چندانی ندارند.  در واقع رودهای کوچک با دبی پایین هستند که از نزولات جوی تغذیه می شوند  و به خاطر سو ء مدیریت وزارت نیرو آب تمامی آ ن ها هدر می رود.  آن زمان که در استان های دیگر، به ویژه استا ن های صنعتی، بیش از ۱۰۰ سد ساخته می شد، برای گیلان، قطب کشاورزی کشور، هیچ سدّی، حتی سدهای خاکی کوچک و لاستیکی که بتواند در مواقع بحران خشکسالی رفع مشکل کند، ساخته نشد.  این چگونه قطب کشاورزی است که به هوای دیم سپرده می شود! استانداران دوره ی صم و بکم که بومی نبودند روی بارانی گیلان را می دیدند و روی خشکسالی اش را چون نمی شناختند، نمی دیدند.  مبادا که استانداران بومی ما هم، همتشان فقط در بیان همین اقرارها و اعترافات ساده باشد.

استاندار محترم همچنین با انتقاد از مبلمان شهری در رشت و سایر شهرهای گیلان تصریح کرد: « در شرایط فعلی وضعیت شهرهایمان هیچ سنخیتی با فرهنگ واقعی و اصیل مردم گیلان ندارد.» به دیگر روایت، ایشان از عقب ماندگی و عدم توسعه و بلکه پسرفت استان به تلویح سخن گفته اندکه تأیید همان عبارت معروف«گیلان، استان آخر » است.

جالب است گفته شود در این جلسه رئیس کل دادگستری گیلان هم به عنوان عالی ترین مقام قضایی از سوی قوه قضاییه کشور با توپی پر وارد میدان شد و با بیان این که محرومیت گیلان پشت زیبایی ها و سرسبزی های این استان مخفی شده است گفت:  «گیلان عقب ماندگی های بسیاری دارد که امیدواریم به همت مدیران توانمند این استان به ویژه استاندار پرتلاش همه یکی پس از دیگری برطرف شود.» اگر چه عبارت «محرومیت گیلان پشت زیبایی ها و سرسبزی ها مستور مانده» عبارتی نخ نما و کلیشه ای است، اما از جهت این که بالاترین مقام ارشد قضایی استان که قانون را نمایندگی می کند بر زبان آورده باید تأمل کرد . این به آن معنی است که این زیبای خفته و مستوره پشت پرده قبلا مدیران ناتوانی داشته که تلاش نکردند و گیلان را به چنین خاک هلاکی انداختند و اکنون مدیران توانمند بر سر کارند و انشا ءالله که مشکلات را حل می کنند و با این نوع آرمان خواهی بار مضاعفی را بر دوش استاندار گذاشتند.

رئیس کل دادگستری گیلان به« وجود محرومیت در زیرساخت های شهری، صنعت، راهسازی، مخابرات و… گیلان » اشاره کرده و افزود: «گیلان عقب ماندگی بسیار دارد و مدیران باید با شناخت عمیق از وضعیت استان مسیر توسعه را بپیمایند.» وی خواستار شناسایی توقفگاه ها و موانع سیر توسعه ی این استان شد و تصریح کرد: «مردم باید به حق قانونی خود برسند و بدانند ظرفیت های قانونی برای توسعه بالاست و قانون مانع توسعه نیست.»

جدا از نوع رهنمودهای مشفقانه و حکیمانه ای که در متن فرمایشات رئیس کل دادگستری استان مشهود است، اما مشخص نشده تکلیف آن بی قانونی ها و اجحافاتی که بر این استان و مردم آن روا شده چه می شود و چرا مدیران گذشته پاسخگو نبوده و مورد پیگرد قانونی قرار نگرفتند. اما یک نکته ی  بسیار مهم و اساسی در بیانات ایشان بود و آن این که مردم باید حق و حقوق قانونی خود را بشناسند و به موقع مطالبه کنند چه در غیر این صورت باز افاضات و تعارفات تداوم خواهد یافت و گیلان الا ابد پشت زیبایی ها و سرسبزی ها  )که کم کم به زشتی و زردی گراییده می شود) مخفی خواهد ماند.

باری جسارت مسئولانه هر دو مقام ارشد استانی را به خاطر این اقرارهای صریح باید به فال نیک گرفت و امیدوار بود که کار از این پس بهتر شده به ویژه که نوعی شفافیت و روراستی با مردم نیز از این اعترافات مشهود بود. نه مگر پای تدبیر و امید در راه است!

۲ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. havlu می‌گه:

    Major thankies for the post.Much thanks again. Much obliged.

  2. altcoinwiki.com می‌گه:

    Hey guys, im new to the forum! Heres my contribution to the dictionary Bet – Money wagered during game playBetting Structure
    – The set of rules for each specific gameBlank – A card which isn’t helpful to playersBleed – When a player is consistently losing chips he is said
    to be “bleeding chips”Blind – A forced bet

دیدگاه خود را به ما بگویید.