داستان دکل!/(یادداشت مدیر مسئول)

      چندی پیش وقتی مردم خواب زده رشت صبح بیدار شدند و سواره و پیاده از میدان مرکزی شهر گذشتند چشمشان به دکل عظیمی برخورد که مخابرات استان پشت عمارت شهرداری برپا داشته بود. دکل همچون کینگ کونگ ساختمان شهرداری را زیر پاهایش گرفته به مردم دهن کجی می کرد.
ساختمان شهرداری یک عمارت قدیمی و تاریخی است که ثبت میراث فرهنگی شده، یعنی که باید حریم و جوانبش را حرمت گذاشت ، ساخت و ساز نکرد تا از هر طرف دید داشته قابل رویت باشد. از طرف دیگر این ساختمان در طول ده ها سال که از ساختش می گذرد تبدیل به نمادی از هویت شهر رشت شده و از نظر عاطفی و روانی تأثیرات عمیقی بر قاطبه اهالی شهر و حتی اکثر گیلانیانی دارد که در طول روز یا هفته و ماه برای کارهای اداری به مرکز استان می آیند. میدان شهرداری و چهار خیابان اصلی و قدیمی منشعب از آن تا مسافتی جزو بافت تاریخی شهر تعریف شده و طی مصوبه شورا و شهرداری قرار است تبدیل به پیاده راه شود که البته یک فاز آن اجرا شد. هر چند حرف و حدیثی هم در پی دارد.
در عین حال ساختمان شهرداری قرار است به زودی تبدیل به موزه هنرهای معاصر شود. در اصل بعد از سی و پنج شش سال وقفه در کار افتتاح موزه ، سال گذشته در زمان تصدی شهردار ثابت قدم قرار شد از کاربری شهرداری بیرون آید و بعد  از مرمت و رنگ آمیزی به موزه هنرهای معاصر تبدیل شود ولی با تغییر شهردار و آمدن شهردار جدید بار دیگر مسأله موزه مسکوت ماند و ساختمان تخلیه شده و رنگ آمیزی شده مجدداً به کاربری اولیه شهرداری برگشت! نه ماه گذشت تا شهردار غیربومی و از تهران پاشده آمده و ناآشنا به مسائل بومی به فوت و فن شهر و دغدغه های فرهنگی آن آشنا گردید و حاضر شد دوباره ساختمان شهرداری را تخلیه و جهت افتتاح موزه آماده کند. اما از بخت بد هنوز دوره شهرداری وی به یک سال نکشید که مورد قهر و غضب اعضای زیر ۲۰ هزار رأی مردم در شورای اسلامی شهر که خود انتخابش کرده بودند و با سلام و صلوات از تهران آورده بودند، قرار گرفت. بارو بندلیش را بست و دپورت تهران شد.
در چنین هنگامه ای بود که مخابرات استان دکل خود را برافراشت . ظاهراً ناظر و متولی کار که سازمان میراث فرهنگی باشد هیکل درشت دکل را ندید و یا دید ولی به رویش نیاورد و لام تا کام سکوت کرد. در این میان بخشی از مردم بی تفاوت گذشتند و حتم دارم حتی عده ای  از کنارش رد شدند و دکل را ندیدند! تنها بخشی معترض شدند و به اعتراض برخاستند و صدای قیل و قالشان به استانداری و مراجع مسئول رسید و توجه شان را برانگیخت و البته رسانه ها هم بر این طبل کوفتند و اطلاع رسانی به موقع کردند تا صدای این فضاحت درآمد و همان طور که دکل یک شبه برافراشته شد، یک روزه برچیده شد.
البته در گذشته هم یک بار مخابرات نظام شاهنشاهی ساختمان نسبتاً بلندی را کنار عمارت شهرداری برافراشته بود که آن زمان هم مورد اعتراض شدید مردم قرار گرفت. ولی آن هنگام نه عمارت شهرداری ثبت میراث شده بود و نه آن ساختمان آن قدر بلند بود که بر عمارت سایه افکند. ولی دکل مخابرات جمهوری اسلامی آن چنان عظیم و بزرگ و سترگ بود که از دور میدان، از هر طرف که نگاه می کردی عمارت را در چنبره خود گرفته بود.
راستی چگونه می شود در شهری، در عرض فقط یک شب اداره ای بغل گوش شهرداری که بر همه ساخت و سازهای شهر ظاهراً نظارت دارد دکلی برافرازد که نه میراث فرهنگی از آن خبر داشته باشد نه مجموعه شهرداری! وقتی پرده کوچکی در شهر نصب می شود یا بنری سرچهارراه سرمی آورد مأموران شهرداری سر می رسند و مانع می شوند – و البته کار بسیار بجا و پسندیده ای می کنند – چگونه دکل بزرگی مثل دکل مخابرات جان سالم در می برد و مجموعه میراث و شهرداری از آن غافل می شوند. تبانی است، هرج و مرج است، بی نظمی است، زیر میزی است ، چیست؟ اگر مردم هشیار و پیگیر شهر واکنش نشان نمی دادند و داستان آن رسانه ای نمی شد دکل چون دمل چرکینی در مرکز شهر برافراشته می ماند و به ریش همه ما می خندید!
وقتی گفته می شود شهر بی کلانتر است، سخن بیراهه ای نیست.

۸ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. Milly می‌گه:

    This “free sharing” of intofmarion seems too good to be true. Like communism.

  2. I couldn’t agree more…seems like more and more people are looking to find an easy way to make some quick money and sitting on a floor to be stepped on would be an easy lawsuit for some easy money.

  3. http://www./ می‌گه:

    I’m really enjoying the theme/design of your blog. Do you ever run into any browser compatibility issues? A number of my blog visitors have complained about my site not operating correctly in Explorer but looks great in Chrome. Do you have any tips to help fix this issue?

  4. No sé cómo llego hasta tu blog pero me ha encantado!!! (cuando empiezo a ver nuevos blogs me pierdo! jijijiji) Preciosa tu historia, me ha transportado a la mía, cuando de pequeña disfrutábamos la vida junto a mis hermanas de una manera muy distinta a la actual. Tu receta me ha fascinado!!! pero…. no conozco el anís líquido…sólo tengo anís en semillitas, tú crees que sirva y que les aporte el mismo sabor?? es que quiero probarlas ya!!!Besitos

  5. dmv reading pa می‌گه:

    Whoever edits and publishes these articles really knows what they’re doing.

  6. Halloween treat.Click Here For The Full Almond, Apple & Peanut Butter Vampire Treats Recipe10) Carrot Rice Ball Mini-Jack O’Lanterns From ApronStringsBlog.com Image Source: ApronStringsBlog.comThis Carrot Rice Ball Mini-Jack O’Lanterns recipe allows

  7. etc. Sometimes, one just wants to dish it out with girlfriends about how to get that perfect updo and play makeup. You’re never too old to do this. In fact, I will on occasion host my own

  8. reader می‌گه:

    This article provides clear idea designed for the new viewers of blogging, that genuinely how to do running a blog.

دیدگاه خود را به ما بگویید.