اجحاف مضاعف / (سرمقاله)

     اول بهمن ماه تقریباً بیشتر روزنامه های گیلان تیتر درشت کم و بیش مشابه ای در صفحه اول خود داشتند به مضمون:« بازدید هوایی دکتر جهانگیری از تالاب انزلی ، معاون اول رییس جمهوری از تالاب انزلی و شرایط زیست محیطی پیرامون آن به صورت هوایی بازدید کرد.»
این کلمه «هوایی» نمی دانم چرا مرا سربه هوا کرد تا  همین طور هوایی این سرمقاله را  بنویسم و نمی دانم چرا برایم تداعی کار غیر جدّی ، خالی نبودن عریضه، سرکارگذاشتن و خلاصه در تعلیق نگهداشتن تعبیر شد. با این همه وقتی خودم را جای آقای جهانگیری گذاشتم دیدم مگر می شود در یک روز بیایی گیلان سه پروژه را در سه گوشه استان افتتاح کنی، در جلسه شورای اداری استان شرکت بکنی ، یک ناهار اداری بخوری و عصر همان روز هم برگردی تهران؟ دیدار هوایی از سر ناچاری و ناگزیری بود و باید به ایشان حق داد.
این بازدید هوایی به همراه رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور خانم دکتر ابتکار صورت گرفت و ظاهراً آقای معاون اول از آخرین وضعیت این تالاب و شرایط زیست محیطی آن مطلع شد. دیدار هوایی از منطقه آزاد انزلی هم به عمل آمد و طی آن از پروژه های عمرانی و زیرساخت های آن نیز گزارشی به ایشان داده شد.
اما به غیر از این دو دیدار هوایی چند دیدار زمینی هم اتفاق افتاد. در این سفر یک روزه معاون اول رییس جمهور سد آیت الله العظمی بهجت فومنی در رودبار  و کارخانه M.D.F فومنات در فومن و فاز دوم نیروگاه سیکل ترکیبی پره سر رضوانشهر را نیز افتتاح کرد. هم چنین در جلسه شورای اداری استان شرکت نمود و بعد هم بلافاصله به تهران برگشت. با این ترتیب یک روز کاری پر تب و تاب برای ایشان و همراهانشان و هم چنین برای مسئولان رده بالای استان رقم خورد. خدا قوتشان دهد. این کلّیت خبر، سفر و حضر بود که اتفاق افتاد و روزنامه ها به تفصیل به چاپ و انتشار آن پرداختند. اما در جزئیات خیلی مسایل وجود دارد که به تحلیل آن ها می نشینیم.
سد مخزنی آیت الله بهجت (همان شهر بیجار توتکابن که نام مناسب تری بود چه گذاشتن نام یک عالم فقیه ربّانی بر یک سد که کار آبرسانی و کشاورزی می کند سنخیتی ندارد هیچ که از شأن شامخ روحانی ایشان هم می کاهد.) نخستین سدّ پس از پیروزی انقلاب اسلامی است که در گیلان ساخته شده است، استانی که ۴۴ رودخانه کوچک و بزرگ دارد و حداقل چهارتای آن بزرگ و پرآب و حائز شرایط ساخت سد بوده اند.
در مراسم افتتاح این سد گفته شد قرار است آب شرب دو میلیون و پانصدهزار نفر جمعیت گیلان از طریق این سد تأمین شود. عملیات ساخت این سد از سال ۱۳۸۳ آغاز شد و در سال ۱۳۹۳ به پایان رسید. ده سال طول زمان برای ساخت تنها سد نه چندان بزرگ دوران انقلاب اسلامی در گیلان، آن هم برای تأمین آب شرب مردم که به گواهی کارشناسان ، آب آن از نظر استاندارد بهداشت جهانی در پایین ترین حد متعارف بود جای درنگ و تعجب دارد! این اجحاف مضاعف را چگونه می توان توجیه کرد؟
آقای دکتر جهانگیری در سخنرانی افتتاحیه سد اشاره و اعتراف صریح دارد به این که: « گیلان یکی از غنی ترین مناطق کشور از نظر آب به دلایل ویژه منطقه ای است، حال این که بیشتر کیفیت آب شرب این استان از مورد انتظار ما پایین تر بود»
در همین جمله کوتاه باز چند نکته مهم دیگر وجود دارد. در کدام کشور و کجای دنیا با غنی ترین منطقه آبی خود چنین برخورد نامناسب و ظالمانه ای می کنند؟ شاید در کشورهای استعماری و حکومت های استثماری چنین برخورد ناصوابی روا باشد اما مگر در جمهوری اسلامی دولت های خدمتگزار، سازندگی، اصلاحات، عدالت محور و چه و چه بر سر کار نبود که ۳۷ سال با این پاره از میهن و با ثروت ملی و قومی مردم آن، و آب شربشان یعنی مایه زندگی و حیاتشان ، این چنین بازی شده است و آب آن آلوده و از حد استاندارد ارائه شده پایین تر است.
آب شرب یک جمعیت ۵/۲ میلیون نفری در سرزمین پرآب و باران گیلان به گفته کارشناسان، از سلامت آب دورمانده ترین استان های کشور یعنی سیستان و بلوچستان هم پایین تر  و بی کیفیت تر است. استانی که به گفتۀ خود مسئولان مزیت آن نزدیکی به پایتخت است و به تعبیری پارک تفریح روزهای تعطیل و اوقات فراغت مرکز نشینان است. چه طور می شود آب سالم را از گلوی زن و بچه بخشی از مردم این کشور گرفت! آن هم در حکومتی که بر عدالت اجتماعی و اسلامی تأکید دارد.
جالب است که وزیر نیرو هم در مراسم افتتاح سد، جملاتی در تأیید و تأکید بر این نظر اظهار داشت: « بسیار خوشحالم اعلام کنم از امروز  و با بهره برداری از سد بهجت (اگر نام سد را به همین صورت و به معنی بهشت بگیریم باز پربدک نیست) ۱۴ شهرستان و ۲۲۰ روستا از آب شرب با کیفیت بسیار بالا برخوردار می شوند.» این دو روایت از زبان معاون اول رییس جمهور و وزیر نیرو نشان از فاجعه ای دارد که بر سر مردم گیلان در طول دهه های اخیر آمده است. آبی که ظاهراً  بعد از تصفیه به لوله های خانه های مردم می رسید در حقیقت گچ آبی بود که هم لوله های ساختمان ها را دچار جرم گرفتگی و شکستگی می کرد هم روده گیلانی ها را! و فاجعه ای که از نظر اقتصادی و سلامت و بهداشت، دوا و درمان و مرگ و میر مردم را دچار کرده است. چرا باید به استانی که بغل گوش پایتخت است و مثل همان و بعد از آن بیشترین تراکم جمعیتی کشور را دارد این همه بی توجهی و اجحاف صورت گیرد تا جایی که آب سپیدرود که از استان های بالادست تأمین می شود اکنون به خاطر احداث ده ها سد بر روی آن به پایین ترین حجم ورودی آب رسیده باشدو ۴۴ رودخانه داخلی گیلان هم به خاطر فقدان سد و هرز رفتن آب و عدم ذخیره، در خشکسالی های اخیر بدون آب مانده باشد و آن چه هم مانده در جوار وکنار مراکز دفن زباله به انواع آلودگی ها دچار است.
آقای جهانگیری در جلسه شورای اداری استان هم چنین اعلام داشتند« بخش خصوصی در گیلان بهتر از گذشته به صحنه بیاید» وی می افزایند« قوانین دست و پاگیری قبلاً در گیلان بود که سرمایه گذاران را فراری می داد حتی سرمایه گذاران گیلانی در استان های دیگر سرمایه گذاری کرده اند. نزدیک بودن به مرکز و پایتخت و هم جواری با همسایگان مزیت است که استان باید از آن سود ببرد» و همین طور تصریح کرد :« افراد نخبه و دانشمند در گیلان وجود دارد. همین استان گیلان از جایگاه و منزلتی برخوردار است که امروز بخشی از دانشمندان و افتخارات جمهوری اسلامی ایران از گیلانیان هستند. نظام جمهوری اسلامی در برنامه های داخلی و خارجی و به ویژه در کشورهای همسایه و روسیه بر پایه داشته های علمی و توانمندی گیلانیان برنامه ریزی شده است.»
البته اگر این حرف ها از روی باور و یقین باشد و نه مرهمی بر دل های پریش گیلانی ها،حرف های درست و روراستی است که از سر اقرار و اعتراف اظهار می شود اما از این قماش حرف ها از زبان رؤسای جمهور دوره های پیشین هم زیاد شنیده شد ولی عمل نشد،نتیجه آن گردید که با این پاره از مام میهن با تمام توانمندی ها و ثروتش ،استانی آخر و ناتوان ساخته شود که نه فقط هیچ طرفی از این قول و قرارها نبست که در اساسی ترین و اولیه ترین زیر ساخت های توسعه یعنی مسایل زیست محیطی، پسماند و فاضلابش درمانده و غرق در آن هاست.
وزیر صنعت ، معدن و تجارت هم در افتتاح کارخانهM.D.F  فومن اشاره به این می کند که « اکنون تعداد زیادی از چهره های کارآفرین و سرمایه گذار گیلان در تهران و سایر استان ها دارای کارخانجات عظیمی هستند» و بعد یادآور می شود که « باید در دولت جدید شراطی در استان ایجاد شود تا این افراد به سرمایه گذاری در استان خودشان ترغیب شوند.»
این فرار سرمایه از گیلان در این سال های رفته بر باد که آقای معاون اول و وزیر می فرمایند توسط چه کسانی صورت گرفت؟ آیا مردم آن ها را فراری دادند یا گیلان به عنوان اقلیم و سرزمین آن ها را از خود رانده است؟ آیا آدم عاقل خاک در چشم خود می کند؟ جز مدیران دولتی ناکارآمد، نالایق و غیربومی و حتی بومی منفعل و خنثی و به دور از توان مدیریتی که نمایندگان و منصوبین دولت و حکومت در استان بودند کسان دیگری تقصیر داشتند؟ چرا گناه این همه سال کم کاری باید در هر دوره ای و هر دولتی تکرار شود؟ اکنون بخش عمده ای از فرزندان همان دانشمندان و نخبگان از زور بیکاری، دچار یأس و دلمردگی و مجبور به مهاجرت شده اند یا به اعتیاد ، مصرف شیشه و چه و چه روی آورده اند که می توانستند در بستر مناسب ادامه دهنده راه پدران خود باشند.
سفر هوایی بر روی تالاب ، جز زیبایی آن و به رخ کشیدن مناظر اهورایی و بهشتی تالاب چیزی نشان کس نمی دهد که آن هم از دور دل می برد، از نزدیک دل می آزارد. این بازدید هوایی از سایت گوگل مَپ هم امکان پذیر بود.  حتماً به آقای معاون اول رییس جمهور رسانده اند که عمق تالاب به خاطر رسوب انواع آلاینده ها و فضولات جامد از ۹ متر به زیر یک متر رسیده است و در برخی نقاط عمق آب به قدری کم شده که تردد با قایق وجود ندارد. تالابی که سالانه از آن ۱۵۰۰۰ تن ماهی گرفته می شد اینک به ۲۰۰ تن در سال رسیده است که مصرف آن هم به زعم مدیرکل محیط زیست گیلان توصیه نمی شود. یعنی که خطر دارد و نخور!
سفر با بالگرد بر فراز تالاب انزلی و بازدید هوایی از آن آیا ذره ای از این آسیب های جدی را که بر تالاب وارده شده نشان می دهد؟ نشان نمی دهد چون بازخورد آن سفر هوایی اختصاص تنها ده میلیارد تومان اعتبار به تالاب انزلی بود که خانم ابتکار با آن موافقت کرد. اما تزریق این قطره مالی در دریای بیکران آلودگی های تالاب چه اثری دارد!
تالاب انزلی هیچ از دریاچه ارومیه کم ندارد. باید برای احیای آن مردانه کمر بست. باید کمپینی برای احیای آن و دو رودخانه آلوده گوهررود و زرجوب رشت که به آن می ریزند ایجاد کرد و همه گیلان و ایران را نسبت به آن حساس کرد. این تالاب فقط مال انزلی و گیلان نیست ، مال تمام ایران است. مال تمام جهان است مگر نه این که در کنوانسیون جهانی تالاب ها در رامسر ثبت جهانی شده است. سازمان محیط زیست کشور برای این که از مردم عقب نماند خود باید مشوق و حامی این کمپین شود تا به باور مردم درآید که وجودش برای کشور و محیط زیست آن مثمرثمر است. به امید روزی که شادی و حیات به دل تالاب ها و رودخانه ها و دریاچه های میهن ما برگردد و دل هر گیلانی و ایرانی هم شاد و راضی.

یک دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. Carrotmob is a reverse boycott where similar businesses compete to see who will go the furthest to green themselves up. The winner is rewarded with a “mob”-hundreds of customers who arrive on the same day

دیدگاه خود را به ما بگویید.