طلای سیاه ، بلای سیاه! / (یادداشت مدیر مسئول)

     مطابق آمارهای ارائه شده متوسط مرگ و میر در کشور ۸/۴ هزار است. این نرخ در گیلان ۶ در هزار است یعنی مرگ در گیلان ۲/۱ بیشتر از نرخ معمول کشوری است . چرا؟به چند دلیل . مهمترینش به خاطر وجود انواع آلودگی های زیست محیطی  به ویژه آلودگی آب و در مرحله بعد مرگ بر اثر تصادفات جاده ای.
چندی پیش یکی از سازمان های زیست محیطی گیلان از یک دانشمند محیط زیست آلمانی به نام کخ دعوت کرد تا از وضعیت ریست محیطی رشت و حومه دیداری داشته باشد. دانشمند مزبور بعد از دیدار کلی از شهر و پیرامون آن در مصاحبه ای که انجام داد سوزاندن پلاستیک و زباله را قتل عام آدم ها دانست و تولید دیوکسین حاصل از آن را سرطان زا اعلام کرد.
گفتنی است دفن زباله در گیلان به خطرناک ترین وجه ممکن صورت می گیرد. وقتی تخلیه فاضلاب ها هنوز در کوچه خیابان های رشت، مرکز استان، به روش ابتدایی سال های دور و دراز گذشته صورت می گیرد و فضولات طاق ها در کیسه های باز آرد نان یا کودهای شیمیایی ریخته و اطراف طاق چهارتا چهارتا انباشت می شود تا ۲۴ ساعت بعد توسط شهرداری بارگیری و برده شود، آلودگی هوا و محیط امری بدیهی است. وقتی این تخلیه سنتی و غیربهداشتی را مردم به چشم خود می بینند طبیعی است دفن زباله در عمق جنگل سراوان در کنار رودخانه و حاشیه جاده اصلی رشت تهران چه فاجعه زیست محیطی را برای مردم آن سامان رقم می زند.
بنابراظهار مسئولان شهری برای ایجاد زباله سوز با برآورد روز، ۱۴۰ میلیارد تومان اعتبار لازم است این درحالی است که کل بودجه استان در یک سال گذشته ۳۰۲ میلیارد تومان بوده است که از این میان تنها ۱۱ میلیارد تومان به شهرداری رشت اختصاص یافته است. اگر برای راه اندازی چنین زباله سوزی تنها به اعتبارات استانی نظر دوخته باشیم تا ۳۰ سال آینده هم این مشکل حل نمی شود. شهری با تراکم بسیار بالای جمعیتی بعد از تهران، با وضعیت موجود، چگونه با مشکل زباله خود کنار بیاید.
کارشناسان برآورد کردند از امحاء مجموعه زباله رشت به طور متوسط در هر ثانیه ۵ لیتر شیرابه و در روزهای بارانی ۱۸ لیتر شیرابه تولید می شود که خود رودخانه متعفنی است با دبی سرطان زا که هرکس را در مسیر خود ببیند و به آن نزدیک شود، آلوده می کند. اگر از رشت بگذریم، روزانه ۲۰۰۰ تن زباله در گیلان تولید می شود که در ۲۵ مرکز دفن زباله به صورت غیراصولی دفن می شوند و همه این مراکز در جنگل ها، حاشیه رودخانه ها و خط آبی ساحلی دریا قرار دارند.
گفته می شود ۳۵ میلیون گردشگر در طول سال وارد گیلان می شوند. تقریباً چهارده برابر جمعیت گیلان! با آن مشکل داخلی که استان دارد با این حجم زباله تولیدی مهمان چه کند. از توان تحمل آن با این زیرساخت های ناقص و ناچیز، چه می ماند جز غرق شدن در زباله و فاضلاب و لاجرم سرطان و مرگ و میر .
یک مقام مسئول محیط زیست می گوید تلفات و تبعات ناشی از سموم کشاورزی ،شیرابه های صنعتی و دفن نادرست زباله به مراتب بیشتر از زلزله سال ۶۹ رودبار قربانی می گیرد. شیوع انواع بیماری های صعب العلاج ، تالاسمی، سرطان و …گواهی روشن بر این موضوع است.
طلای سیاه گیلان به خاطر حجم بالای آن به بلای سیاه تبدیل شده است.
آقای استاندار در نشستی به همین منظور یعنی رفع مشکل پسماند و دفع زباله ، گفته است گیلان باید استان پایلوت محیط زیست شود و میزان حساسیت به دریاچه ارومیه ، چرا معطوف به تالاب انزلی نشود.
نظافت و پاکیزگی و رعایت بهداشت مردم گیلان زبان زد خاص و عام است. اما امروز عکس آن اتفاق افتاده است. مردم نسبت به این مسأله، به زشتی و پلشتی منظره، به تعفن رودخانه و استشمام بوی بد آن عادت کرده اند. چرا؟ چون که هیچ گونه نظارت و عملکرد بازدارنده ای از سوی مسئولان شهری و روستایی اتفاق نمی افتد. هیچ کس پاسخگو نیست و هر کس آن را از توان خود خارج می داند!
مشکل زباله گیلان مشکلی اساسی و ملی است . در حالی که مسأله زباله یک مسأله صددرصد اقتصادی است و می توان زباله را تبدیل به انرژی کرد. ولی به عکس ، ما انرژی را تبدیل به زباله می کنیم.

یک دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. Jag undrar med hur länge man ska stÃ¥? jag chansade pÃ¥ ۴۵ sek i dag men hade vart bra om man gjorde rätt

دیدگاه خود را به ما بگویید.