گیلان به قطب کشاورزی برمی گردد!/ یادداشت مدیر مسئول

دوباره برگشتیم سر جای اول! اواخر بهمن ۹۳ روزنامه های گیلان تیتر مشابه ای داشتند به مضمون « گیلان به قطب کشاورزی برمی گردد» این بدان معنی است که قبلاً قطب کشاورزی بوده ولی بعد بنا به ملاحظاتی از ریل کشاورزی خارج شده مثلاً صنعتی شده است و چون نتیجه نداده حالا دو مرتبه به کشاورزی برمی گردد. در این سه دهه اخیر فکر نکنم هیچ گیلانی از کشاورزی بودن استان خود سودی برده باشد یا حتی از صنعتی شدن نصفه نیمه آن طرفی بسته باشد. چه کشاورزی و صنعت آن در هر دو حال بر اثر سوء مدیریت ها و بی برنامه گی و تأمین منافع شخصی در عوض منافع جمعی، ناکارآمد و ناموفق بوده است. وقتی در علافی های ما کیسه های جورواجور برنج خارجی رویهم چیده و به نمایش گذاشته شده است و چای ما به صورت سنواتی انباشته و باغ های آن تبدیل به ویلا شده ، ابریشم آن عقیم و زیتون و توتون و چه و چه آن تعریف مطلوب ندارد، دیگر  چه آشی چه کشکی؟ چه قطبی! اگر صنعت آن تعطیل یا نیمه تعطیل است ، اگر یک کارخانه جدید افتتاح می شود دو کارخانه دیگر تعطیل می گردد، طبیعی است بحران بیکاری و از پس آن آسیب های شدید اجتماعی از نوع مهاجرت ، اعتیاد، جرم، سرقت و … حتمی است.
در طول انقلاب یعنی نزدیک به چهار دهه فقط یک سد برای این قطب کشاورزی ساخته شد که آن هم همین بهمن ماه امسال به دست معاون اول رییس جمهور افتتاح گردید. این چه قطب کشاورزی است که بعد از سد سفیدرود و همزمان با آن یکی دو سه دیگر آن هم پیش از انقلاب تاکنون فکری به حال آب زراعی و بهره وری از رودخانه های این استان به ظاهر پرآب نشده است که امروزه با بحران آب مواجه است. دریغ حتی از بستن یک سد کوچک لاستیکی بر روی یکی از رودخانه های کوچک این استان.
آقای نجفی استاندار گیلان دوشنبه ۱۱ اسفند در نشستی با مدیران منابع طبیعی گیلان اظهار داشت «اگر من بودم هرگز اجازه نمی دادم زمین های با ارزش کشاورزی سفیدرود در اختیار ساخت مسکن مهر و شهرک های صنعتی قرار گیرد، زمین اجرای این طرح ها را از جای دیگر و به روش مناسب تهیه می کردم» جایی که روزی گوشت سفید از هر دو نوع مرغ و ماهی و گوشت قرمز و مواد لبنی کل ارتش ایران و خانواده های آنان و بعد فروش آزاد مردم را تأمین می کرد اکنون تبدیل به شهرک مسکن مهر شده است که هنوز تمام نشده هوار ساکنان آن و مردم مناطق اطرافش بلند شده است که چه بلایی را به جان خریدیم! و منبعد چه عذاب الیمی را باید بر دوش بکشیم! وقتی زیر ساختِ لازم نباشد، راه نباشد و خدمات نباشد.
مثلی است معروف که می گوید مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود مگر این که حضرات مؤمن نباشند یا به نوبت بر سر کار آیند و بخواهند دوباره سوراخ را تجربه کنند، که خاک این خام کاری البته باز بر سر مردم می ریزد و دودش به چشم آن ها می رود.

یک دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. nevresim می‌گه:

    Thanks for sharing, this is a fantastic article.Thanks Again. Cool.

دیدگاه خود را به ما بگویید.