من به کارشان حیران، حیران، حیران* (سرمقاله مدیر مسئول/شماره ۱۳۷)

روزنامه های گیلان اواخر مرداد ماه تیترهایی با عناوین و مضامین زیر چاپ کردند:

– گردنۀ حیران جنجالی شد.

– توضیحات سخنگوی قوه قضائیه درباره زمین خواری در گردنه حیران آستارا

– درگیری لفظی نماینده آستارا و اردبیل بر سر گردنه حیران در صحن علنی مجلس

– و تیترهای ریز و درشت مشابه دیگر.

مسأله چنان بالا گرفت که ماجرای زمین خواری برخی از مسئولان در اراضی کشاورزی و باغها و منابع طبیعی گردنه حیران سر از گفتگوی ویژه خبری پنجشنبه شب در شبکه دو تلویزیون درآورد و با عنوان : « زمین خواری ویژه خواران یا بلای جان منابع طبیعی» روی آنتن رفت. در این برنامه ، نعیمی زر نماینده آستارا به تصریح از برادران ، خواهران  و حسابدار نمایندگان و مسئولانی نام برد که در گردنه حیران زمین خریده ویلاسازی کرده اند از جمله پیرموذن ، نماینده اردبیل که خود عضو فراکسیون محیط زیست مجلس است و همچنین یک مدیر کل میراث فرهنگی که قاعدتاً باید اولی حافظ منابع طبیعی و زیست محیطی و دومی متولی مناطق گردشگری باشد.

بعد از پخش این خبر، درگیری دو نماینده در صحن مجلس اتفاق افتاد که نقل مجالس شد. طوری که آقای محسن اژه ای در سی و هشتمین نشست خبری در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران که درباره زمین خواری در منطقه حیران پرسیده بود به تلمیح و تلویح اظهار کرد این منطقه، یک منطقه خوش آب و هوا و گردشگری است و می بایست به همین صورت باقی بماند. یعنی که ایشان نیز به نرمی و نه به شدت و غلّاظ، اعلام کرد در این منطقه خوش آب و هوا اتفاق نامیمونی افتاده است که نباید می افتاد. پس صحت خبر دوچندان و مضاعف می شود.

از این که در مجلس شورای اسلامی گاه و بیگاه درگیری های لفظی پیش می آید ، حرجی نیست و موضوع تازگی ندارد. نه در این مجلس یک دست، نه در مجالس چند دست دوره های قبل. از زمان مشروطه تاکنون موارد عدیدۀ مشابه ای اتفاق افتاده است که گاهی وقت ها به زدوخورد و درگیری های فیزیکی هم انجامیده است. تازه این فقط مختص ایران نیست، در هر کشوری که قانون شکنی رایج است و نمایندگان قوانینی را که خود تصویب می کنند، می شکنند این اتفاق نامبارک می افتد. اما قاعدتاً نباید بیفتد چون مجلس جای وضع قانون و تصویب قوانین است اما چون پای منافع مناطق و مردم آن به میان می آید نمایندگان گاه جوگیر شده با هم درگیر می شوند تا حق مردم به اصطلاح ضایع نشود که البته بیشتر وقت ها زیر پوشش منافع جمعی مردم، منافع شخصی و خانوادگی یا طایفگی آن ها نهفته است.

راستی علت اصلی اختلاف چیست؟ علت اختلاف سرساخت و سازهای غیرمجاز در اراضی کشاورزی و منابع طبیعی گردنه حیران از توابع آستارا است که یکی از مناطق فوق العاده زیبای طبیعی و گردش پذیر گیلان و ایران است. سابق بر این در گذر از چم و خم های گردنه حیران ، چشم مسافران به طبیعت بکر و جنگل های انبوه و کرشمه کوه – و اگر هوا ابری بود به طراوت مه و غلظت عبور آخرین موج نم و رطوبت گیلان – که می افتاد انسان را به حیرت وا می داشت و حیران این جمال خدادادی می کرد و هر آدم صالح و ناصالحی را لحظاتی به خداوند نزدیک می کرد، از همین رو بود که گردنه، نام حیران به خود گرفت. اگر تکدر خاطری هم بود و احساس دلشوره ای ، در گذر از این گردنه، در پسِ پشت برج های دیده بانی مرزی این سو و آن سوی ایران عزیزمان بود و سیم های خارداری که این وسط کشیده شده بود و دوپاره عزیزتر از جان آستارا را نصفه نیمه کرده بود و نگران جوانان وطن که بر فراز آن برجک ها نگهبانی می دادند. خداوند همیشه سلامتشان دارد. اما در دو سه دهه گذشته، به ویژه از زمان استانداری آقای احمدی نژاد تا پایان ریاست جمهوری ایشان، این گردنه دیگر آن طراوت و زیبایی گذشته را ندارد و دچار ساخت و سازهای بی رویه و غیر مجاز پولداران قدرت مآب و سرمایه داران بومی و غیربومی شده است که راه گردنه را بر مسافران و اهالی محل بسته اند، نه از طریق گردنه گیری  و زدن جیب و غارت مال و اموال بلکه از طریق حذف حظ بصری و حق طبیعی و حقوق مدنی که هر چه هست به نفع خود مصادره کرده اند.

نگاه سابق ، نگاه بلند و شاکرانه در تکریم نعمات الهی به آسمان بود و آسمانی، حالا اما در حیرت ثروت و مکنت است و قدرت، و در برخی کسان ، از نفرت زمینی انباشته است. وقتی انسان ریشه و معرفت نداشته باشد و فقط پول داشته باشد و زیاد هم داشته باشد و این همه را از طریق رانت خواری و راه های ناصواب کسب کرده باشد حریص و آزمند می شود به همه چیز چنگ می اندازد، به حریم ملی و عمومی و حقوق دیگران تجاوز می کند و به هزار دوز و کلک اراضی کشاورزی و باغ ها را از کشاورزان فقیر و نیازمند به ثمن بخس می خرد. برخی از متنفذان که در گردنه حیران ویلا ساخته اند با هدایت چشمه های آب زیرزمینی و رساندن آن به ویلای خود اقدام به ساخت استخر اختصاصی کرده اند. در حالی که مردم فقیر منطقه با کمبود شدید آب شرب و کشاورزی مواجه اند. کدام اهل محل بومی و حتی غیربومی، بدون وابستگی به شبکه قدرت در منطقه یا پایتخت کشور، بدون مجوز می تواند دست به چنین عملی بزند. گرفتن مجوز با استفاده از رانت سیاسی و مدیریتی امروزه  کار ساده ای است کافی است به یک سر قدرت آویخته باشی. جالب است گفته شود برنامه ریزی آقایان آن قدر زیرکانه و رندانه بوده است که برای عبور از آن و به اصطلاح دور زدن، ساخت یک حوزه علمیه را هم در این پروژه ، پیش بینی کرده بودند که البته عملی نکردند.

منطقه حیران که از توابع آستاراست و آخرین پاره خاکی گیلان زمین است، یک بهشت واقعی است. آن ها که در این قطعه خاک بهشتی ویلا و استخر ساخته اند ، قصری در بهشت دارند. حیران تقریباً  ۲۲۰۰ هکتار وسعت دارد که ۱۰۰۰ هکتار آن مختص منابع طبیعی است و ۱۲۰۰ هکتار آن جزء اراضی کشاورزی و باغ و املاک یعنی مستثنیات اشخاص است. تعرض در هر دو مورد انجام گرفته است. اولی به صورت طرحی پیچیده در قالب یک پارچه کردن سه روستای حیران  برای تغییر کاربری ظاهراً به منظور راه اندازی تأسیسات گردشگری، دومی در واقع با تطمیع روستائیان حیران بالا و پایین و مرکزی و خرید زمین های آنان با قیمت های کاذب و غیر واقعی.

اما برویم عقب تر. حدود ۲۲-۲۰ سال پیش اوایل دهۀ هفتاد، وقتی استان جدید اردبیل تأسیس می شد هنوز برخی شرایط لازم را طبق موازین و مصوبات وزارت کشور نداشت. از این رو میان استاندار وقت گیلان و استان تازه تأسیس اردبیل که آقای احمدی نژاد رییس جمهور پیشین استاندار آن بود توافقی انجام شد که ۲۰ کیلومتر از جاده حوزه استحفاظی گیلان در حد فاصل محور مواصلاتی آستارا به اردبیل یعنی از آقچای تا حیران و  ونه بین به عنوان کمک به تأسیس اداره کل راه و ترابری اردبیل، به این استان واگذار شود.

ریز این توافق که البته آن زمان علنی نشد بعدها به صورت آشکار در چنگ اندازی مسئولان استان جدید التأسیس اردبیل به کل شهرستان آستارا از سوی نمایندگان اردبیل در مجلس بارها و بارها نمود پیدا کرد که هر بار از سوی مردم آستارا و نمایندگان گیلان به ویژه نمایندگان آستارا و تالش پاسخ متقابل و لازم داده شد. گیله وا در شماره ۲۲ و ۲۳ از سال سوم (مرداد ۷۳) مقاله ای در این خصوص چاپ کرد که از سوی برخی آستارائیان دل آگاه با استقبال مواجه شد و بازتاب خوبی در منطقه داشت.

در طول این زمان با استفاده از فرصت طلایی بدست آمده، آن دسته از مسئولان اجرایی تازه به مقام رسیده استان جدید که مسایل سیاسی را ارجح بر مسایل رفاهی و اجتماعی و فرهنگی مردم می کنند صدور هر گونه مجوز ساخت و ساز در این منطقه را در دست گرفتند. به روایت دیگر مجوز هر واحد مسکونی یا صنفی، صنعتی و معدنی، کشاورزی و خدماتی به جای این که از آستارا و گیلان اخذ شود از اردبیل صادر شد. کم کم این شبهه بر مسئولان و نمایندگان استان همجوار و همسایه عارض شد که این قطعه خاک ۲۰ کیلومتری با عرض و مساحت نامشخص در اصل متعلق به آنان بوده است. در همین ۲۰ یا ۲۲ سال است که منطقه حیران مورد تعرض و تهاجم انواع ساخت و سازها قرار گرفت. حتی جمعیت انبوهی از کارگران مهاجر از اردبیل و شهرهای اطراف آن جهت کارهای ساختمانی به حیران سرازیر شدند که اکنون ماندگار همان جایند.

این مسأله تداوم داشت تا این که در بازدید استاندار گیلان در اوایل تیرماه امسال از منطقه و پیگیری  مسأله از طریق وزارتخانه ها به این دوره واگذاری پایان داده شد و صدور هرگونه مجوزی در این ۲۰ کیلومتر بار دیگر به فرمانداری آستارا داده شد و اکنون سر تخریب سازه های بدون مجوز و رفع تصرف منابع طبیعی دعوا است.

جالب این جاست که نماینده اردبیل خود عضو فراکسیون محیط زیست مجلس است. ایشان گویا فراموش کرده است که فقط نماینده مردم شهر و استان خود نیست بلکه در حوزه محیط زیست نماینده ملت ایران و مدافع حقوق زیست محیطی همه استان های کشور است.

حالا  چرا استاندار وقت گیلان این ۲۰ کیلومتر راه را به استان اردبیل واگذار کرده است جای سوال دارد. آیا دستور از بالا و دولت بوده و او بخشنامه ای عمل کرده یعنی مأمور اجرا بوده است یا جریان داخلی بوده و او اغوا شده و گول خورده است یا تابع احساسات عاطفی شده خواست کمکی به همسایه کند! هر چه هست نشان از انفعال و بی تفاوتی و عدم فراست و کیاست وی بوده است. ضررش را در این سال ها مردم گیلان و مردم آستارا و طبیعت یک منطقه بکر و محیط زیست کشور دیده است اما سودش را عده ای از متنفذان محلی و پایتخت نشین برده اند.

 این مساله را اگر بیشتر تحلیل و واکاوی کنیم دو برابر حرف و حدیث در پسِ پشت  خود دارد که نهایت به سیاست پهلو می زند. مساله سیاست داخلی استان ها باید همیشه مورد توجه استانداران و وزارت کشور و مردم مناطق باشد، چه در برهه های شوم تاریخی که تاریکی بر ملت و کشور سایه می افکند و دشمن و خشکسالی و دروغ غالب می شود، همین خرده ریزهای به ظاهر کوچک، بزرگ و بزرگ تر می شوند و برادران را به جان هم و مناطق را به آشوب می کشاند. تاریخ گذشته و معاصر کشور ما فراوان از این نمونه ها دارد.

* برگرفته از تصنیف «دختران تهران» اثر رشید بهبودف خواننده  معروف جمهوری آذربایجان.

یک دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. kd shoes می‌گه:

    hi!it’s everything extraordinary, and it is assisting our son and the family reckon that the content is excellent.
    kd shoes

دیدگاه خود را به ما بگویید.