یادداشت های مدیر مسئول / شماره ۱۳۷

یادداشت اول

حرف اول  از سال بیست و چهارم

حرف اول از سال بیست و چهارم! یعنی چه؟ یعنی که سالی دیگر بر سال های انتشار گیله وا گذشت. یعنی که یک سال دیگر گذشت و در جمع، بیست و سه سال گذشت. همه ساله در آغاز سال جدید انتشار، یک حرف روراست و خودمانی و از ته دل برآمده با خوانندگان خود می زنیم. بگمانمان به دل آنان هم می نشیند. البته آن هایی که سالیان سال یا حداقل یک سال تمام با ما بوده اند، وگرنه آن ها که تفننی گیله وا می خوانند یا یکی دو شماره مشترک شده اند، چندان پاپی این حرف ها نیستند.

بیست و چهار سال، یعنی دو دهه تمام و تقریباً نصفی سر یک حرف ماندن و عدول نکردن از هدف، نلغزیدن و به دامن این و آن نیفتادن ، مستقل بودن، وابسته نشدن ، یاد آوردن هویت قومی و اعتبار بخشیدن به فرهنگ بومی مردمی که در بستر تاریخی زمان و جغرافیای سرزمینی خود سرگشته اند. دوره بیست و سه ساله گیله وا گواه این نظر است.

از هیچ کس و هیچ چیز گله ای نیست که هر چه هست جبر زمان است و گذر آن و بستر تغییرات و تحولاتی که بر این مردم و سرزمین آن ها و مردم و سرزمین های پیرامون آن، حتی در سطح ملی و جهانی، اتفاق می افتد و گریزی نیست. دنیای مجازی که زاییدۀ انقلاب الکترونیک است با همه امکانات بالقوه خود که هر لحظه نو و نوتر می شود، وقتی کهنۀ سال پیش خود را با بی رحمی تمام پس می زند، پیداست با رسانه مکتوب که از جنس آن نیست چه قساوتی نشان می دهد . تغییر ذائقه در مطالعه و تأثیر در سطح و عمق آن حاشا کردنی نیست.

گیله وا و مطبوعات هم نسل آن در حل این مساله و برون رفت از این مشکل سه راه  پیش رو ندارند. یا به روز شوند و تبدیل به نشریات مجازی اینترنتی شوند که جبراً گزینه  اول است. یا به سیاق همیشگی خود با مشکلات روز و سختی های ناشی از آن بسازند و تنها برای عده ای از مخاطبان خود که از جنس خود آن هستند تلاش کنند و با کمک همان ها سرپا بمانند که گزینه ی دوم است یا عملاً تعطیل کنند که گزینه سوم، آخر و راحت ترین است.

گیله وا بدیهی است گزینه تعطیلی را برنمی گزیند و به این زودی هم به گزینه اول – دنیای مجازی – تن نمی دهد ولی امیدوار است گیله واهای دیگری از نوع جوان در این دنیای پرشتاب و پرآشوب که انسان در سیاهچال اطلاعات خوب و بد و زشت آن گرفتار است ، ظهور کنند.

باری گیله وا سال بیست و سوم را هم پشت سر گذاشته است و وارد بیست و چهارمین سال انتشار خود شده است. تا جایی که بتواند همین راه رفته را ادامه می دهد. گیله واهای جوان می توانند و باید، به دقت تمام و با عمق کار در رسانه های اینترنتی سرباز کنند و رخ نمایند. این تداوم راه و استمرار کار به شیوه ای که گذشت برای گیله وا به اندازه یک عمر و طول یک زندگی با رنج و سرمستی توام و شیرین بوده است.

گزینه سوم اتفاق افتادنی است اما تلاش بر این است تا آن جا که عمری باقی است و زندگی ادامه دارد، این اتفاق به تأخیر بیانجامد.

گیله وا سالی دیگر را آغاز می کند با این امید که مخاطبان و علاقمندان آن هم چون گذشته باورش داشته باشند و یاورش باشند، بر کارش ناظر باشند و کنارش حاضر باشند و به هیچ وجه تنهایش نگذارند.


یادداشت دوم

نوروزبل ۱۵۸۹ مبارک

۱۷ مرداد ، سال ۱۵۸۹ گیلان قدیم به میمنت و خوشی فرا رسید. به همه خوانندگان و عموم گیلانیان و ایرانیان این سال نو را تبریک می گوییم. مراسم نوروزبل امسال به خاطر عدم همکاری مسئولان محلی متأسفانه به صورت اجرای متمرکز برگزار نشد اما به صورت اصیل ، خودجوش و مردمی در زیاز یکی از روستاهای پایین اشکور با حضور بیش از صد تن اهالی محل، مشتاقان و دوستداران طبیعت و محیط زیست برگزار شد. همچنین بر فراز یکی از تپه های مرتعی خرارود سیاهکل، این مراسم در ابعاد کوچک تر برگزار شد. از روستای پاشاکی نیز گزارش برگزاری مختصر آن رسید.

نوروزبل یا آئین تحویل سال نوی گیلانی در اصل جشنی مردمی و عمومی و خاص البرزنشینان شمال و جنوب است و قرن هاست که برگزار شده و می شود. امروزه جهت تعرفه آن به عموم هم وطنان ایجاب می کند به صورت نمادین و متمرکز در قالب یک جشنواره بزرگ سالانه با حمایت مسئولان استان در یک جای خاص برگزار شود. تا از طریق آن بتوان بهره های گردشگری برد و به اقتصاد منطقه کمک کرد. خوشبختانه امسال پیش از فرا رسیدن نوروزبل ، گزارش های خوب و مفصلی درباره این آئین باستانی و کهن گیلان در چندین نشریه از جمله گیله وا، گیلان امروز، همشهری ویژه گیلان و چند جای دیگر انعکاس یافت و سایت های فراوان نیز در مورد آن خبررسانی و گزارش کرده اند.

جالب توجه است سازمان میراث فرهنگی که متولی حفظ و حراست از میراث معنوی و ناملموس است و در همه جشنواره های مردمی حتی مسابقات «کمرقش بازی» و مراسم «دوشاب پزی» حضور ثابت دارد دربرگزاری این جشن کهن چند سال است که غافل مانده و این در حالی است که برادران مازندرانی ما مشابه همین آئین را که معمولاً دو هفته زودتر در دوم مرداد با عنوان  «فردینماشو» جشن می گیرند با کمک میراث فرهنگی استان مازندران و مسئولان آن سامان در «لاریجان» جشن گرفتند. همچنین فعالان فرهنگی مازندران مقیم پایتخت نیز مراسم این شب را در کاخ موزه نیاوران طی همایشی علمی برگزار کردند.

به امید این که نگاه های منفی و نظرهای اشتباه و ناصواب به این آئین دیرپا که با فلسفه نیایش به درگاه خدا، طلب آمرزش برای مردگان، برداشت محصول زراعی و دامی و تحول فصل از اوج گرما به سرما همراه است، زدوده شود. چشم ها از تنگی نظر بدر آمده، وسعت دید پیدا کند و پرفروغ شود. به قول شاعر طبیعت و عرفان سهراب سپهری ، چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید. نوروزبل بر اینان نیز مبارک.

■ گیله وا همچنان بر قول و پیمان خود باقی است. اگر اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری گیلان به راستی با برگزاری این جشنواره مشکل دارد می تواند دلایل آن را مستند و مستدل در قالب یک مقالۀ پژوهشی ارائه کند. صفحات گیله وا به روی آن گشوده است. سال گذشته این مسأله را مطرح کرده بودیم. یک سال وقت زیادی بود. یک بار دیگر آن را تمدید می کنیم.

یادداشت سوم

رشت، در حسرت توسعه

روزنامه گیلان امروز در تاریخ ۲۵ مرداد به نقل از مدیر عامل سازمان پسماند شهرداری رشت از همکاری سپاه و شهرداری برای حل مشکلات زیست محیطی رشت خبر داد. این همکاری که حاصل نشست شهردار ثابت قدم با سردار عبدالله پور فرمانده سپاه قدس گیلان بود، می تواند طلیعه خوبی برای رفع مشکلات زیست محیطی رشت به ویژه پیرامون رودخانه های شهر و معضلات مربوط به آن ها باشد.

این توافق به دنبال نشست های دیگر شهردار رشت با تک تک مسئولان شهری و مدیران کل مرکز استان بوده است که به نوعی به مدیریت یک پارچه در سامان دهی امور شهر منتج می شود. کاری که پیش از این سابقه نداشته است. خوب همین یک فال نیک است که شهر و مردم آن به شهردار امیدوار باشند. چه نشست شهردار با فرمانده سپاه قدس و همان طور که گفته شد نشست های مکرر دیگر با دیگر مسئولان و مدیران کل در طول دو سه ماه اخیر نشان از یک افق دید وسیع، ابتکار عمل و باور به کارهای جمعی و خلاصه گرفتن دست همدیگر به جای پای یکدیگر است تا از حجم بالای عقب ماندگی ها و پسرفت های مرکز استان که به گفته استاندار پیشانی استان است کاسته شود. اگر مدیران ادارات کل استان در این شهر مرکز اداری دارند، مدیران عامل سازمان ها و شرکت هایی که در این شهر دفتر کار دارند، کارآفرینان کوچک و بزرگی که در شهر و پیرامون آن کارخانجات و مؤسسات تولیدی دارند،  سپاه و نیروهای انتظامی که در این شهر مستقرند و در آن پایگاه دارند، پس همه باید در جبران خسرانی که در طول این سال ها بر اثر کم کاری ها و ندانم کاری های مزمن عارض مرکز استان شده برآیند چون شهروند همین شهرند.

از دور دوم تا دور چهارم شورای اسلامی شهر رشت، مساله شهرداری و شهرداران آن همیشه دستاویز مطامع و منافع شخصی و سلایق فردی و عناد و لجاج میان اعضای شورا با هم یا با شهرداران ، گذشته است. همیشه تحت پوشش دفاع از منافع مردم و حق مردم، شهر و مردم آن به بازی گرفته شده اند طوری که عمر تصدی برخی شهرداران رشت حتی کمتر از یک سال بوده است. اکنون هم ، هنوز سه ماهی از انتخاب شهردار جدید نگذشته که باز سر و صدای استیضاح و تعویض شهردار به میان آمده است، در چنین فضایی چگونه کار پیش می رود؟

این بی دقتی و انفعال در انتخاب نمایندگان شورا از سوی مردم و پس از آن بی دقتی اعضای منتخب در انتخاب شهردار و بعد بی حوصلگی  ها و شتاب های نامعقول ، قضاوت های عجولانه، زود از کوره در رفتن ها ، جاخالی کردن ها و پرکردن ها، این تهمت های به حق و ناحق از هر کس و ناکسی که به این و آن زده می شود، رشت را به شهری معجون از بی نظمی و سردرگمی تا حد بحران فرو برده است که تشخیص سره از ناسره در آن دشوار است. برون رفت از این راه فرو خوردن خشم و عصبیت آنی، داشتن آرامش منطقی و نظارت اصولی، دادن فرصت کافی و ایجاد بستر مناسب برای همکاری و همکاری و همکاری است.

به عنوان نمونه، همکاری شهرداری رشت و فرماندهی سپاه به خاطر قدرت مضاعفی که می گیرد مطمئناً در ساماندهی رودخانه ها حداقل در امور آزادسازی حریم آن ها، رفع تصرف عدوانی برخی کسان و نهادها که تا ساحل رودخانه ها سازه های غیر مجاز تأسیس کرده اند، تسطیح و تعریض بولوار ساحلی، لایروبی، دیواره سازی و امثال آن بسیار مؤثر است چه سپاه قدس گیلان به ابزار و ماشین آلات مدرن و فراوان مجهز است که می تواند در جهت سازندگی شهر مفید فایده باشد. همچنان که در پاکسازی و ایمنی محلات پیرامونی این رودخانه ها، از نظر اعتیاد و پیشگیری از تخلفات دیگر می تواند پشتیبان شهرداری باشد. مگر نه این که بخشی از بدنه سپاه مدتهاست در زمینه های اقتصادی و عمرانی در کشور فعال است پس چرا از این فرصت که در همه جا استفاده شده در شهر ما استفاده نشود و از امکانات فنی و پیشرفته آن به سود عمران شهر بهره برداری نشود.

دو رودخانه زرجوب و گوهررود که از نظر زیست محیطی یک معضل بزرگ در رشت است اکنون بدل به یک مشکل استانی شده است . این دو رودخانه با هم ۵۷ کیلومتر طول دارند که با عرض متوسط ۲۰ متر در گذر از جنوب رشت به شمال از ۲۵ محله می گذرند که رفع مشکل آن به تنهایی از عهده شهرداری خارج است و به یک حرکت استانی و ملی نیاز است. فراموش نکنیم رشت در زمانی نه چندان دور عروس شهرهای ایران بود و جزو سه شهر اول کشور به حساب می آمد ، این شهر از اولین شهرهایی بود که صاحب شورای شهر و بلدیه شد. پاکی و پاکیزگی و رعایت موازین اجتماعی و مدنی و حقوق شهروندی در آن مثال زدنی بود. در جراید آن زمان و کتاب های تاریخ معاصر  به ویژه خاطرات رجال، مدل و نمونه آن همیشه شاهد مثال بود. بحرانی که اینک این شهر درگیر آن است در بروز اختلاف نظر کسانی است که به ظاهر مسئولند اما به تنگی چشم و دید دچارند. در جای خود ننشسته به جای دیگران تکیه داده اند. رشت در حسرت توسعه می سوزد.

۷ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. Scotty Davis می‌گه:

    http://www.purpleweddinginvitations.org/cart/invitation/256301494581091606 Labor to keep alive in your breast that little spark of celestial fire called conscience.

  2. Pension Leipzig می‌گه:

    Great blog article.Much thanks again. Cool.

  3. s:craft می‌گه:

    Thanks-a-mundo for the article post.Really thank you! Great.

  4. Thanks for sharing, this is a fantastic post. Fantastic.

  5. Thank you ever so for you article post.Really looking forward to read more.

دیدگاه خود را به ما بگویید.