پرسه در هشتی خانه / شماره ۱۳۷

مجازات جایگزین حبس

 به نقل از روزنامۀ آوای شمال مورخ ۲۳ تیر، دادستان عمومی و انقلاب اسلامی رشت در یک نشست مطبوعاتی اظهار داشت ۵/۳ تن زباله در جاده جیرده رشت توسط محکومان مجازات جایگزین حبس جمع آوری گردید. وی با اشاره به اجرای مجازات های جایگزین حبس از یکم تیرماه ۹۴ خبر داد که مفاد آن در امور آموزشی، بهداشتی، فنی حرفه ای ،خدماتی کارگری و کشاورزی قابل اجرا است. اگر چنین اتفاقی به راستی افتاده باشد – که حتماً چنین است چون از طریق دادستان انقلاب اسلامی رشت عنوان شده – باید قضیه را به فال نیک گرفت و این بار از چاره اندیشی های بجای مسئولان قضایی تشکر کرد. چه فراوان محکومانی که در زندان های عدیده شهر و استان به سر می برند که می توانند جزای محکومیت خود را در اموری مثل مسایل زیست محیطی پرداخت کنند. کافی است در ازای محکومیت به پاکسازی حریم و ساحل رودخانه های زرجوب و گوهررود مشغول شوند. هم لذت یک کار خوب گروهی و در کنار هم بودن را تجربه کنند، هم حاصل کارشان پاکی و پاکیزگی برای شهر و مردمانش باشد. چه بسا میان آن ها کسانی باشند که انگیزه بگیرند و دیگر دنبال آلودگی ها و جرم نروند. این فکر که محکوم دیگر در زندان ننشیند بلکه بجای آن تاوان جزایش را در بیرون از زندان به نفع جامعه ادا کند زیباست. باید به دادستان عمومی انقلاب اسلامی رشت دست مریزاد گفت، اگر چه فکر از ایشان نیست اما مجری کار است و بخشنامه، این عمل را برای او مجاز دانسته است. ای کاش آرام آرام این اندیشه های پاک در ذهن مسئولان ما رخنه کند که بجای مرگ بر این مرگ بر آن، مرگ بر زشتی و پلشتی و آلودگی و ناپاکی سردهند. مردم در امنیت چنین فضایی ، کمتر دچار استرس و عذاب روحی می شوند.

۵۰۰۰ یتیم گیلانی

 روزنامه خزر در تاریخ ۱۴ تیر ۹۴ به نقل از مدیر کل کمیته امداد گیلان گزارش داد که استان گیلان ۵۰۰۰ یتیم دارد. در بخشی از متن خبر به گفته مدیر کل، ۳۲۵۰ کودک تک سرپرست شناسایی شده اند که با آسیب های اجتماعی مواجه هستند. اعلام این آمار و ارقام تکان دهنده نشان از فقر اجتماعی ، اعتیاد، طلاق و از هم گسیختگی خانواده ها و خطرات آشکار و نهان خفته بر سر راه این کودکان دارد. این گزارشات تلخ و اعلام صریح مشکلات، راه به جایی نمی برد چون ارقام مدام افزوده می شود، آسیب ها فزونی می یابد و چاره و علاج کار اندیشیده نمی شود و فقط گزارش می شود. ۶ دهه پیش و بلکه بیشتر به دست زن و شوهری نیک نفس و نیک نهاد، کاظم خان و افسر خانم مژدهی، نطفه پرورشگاهی در رشت بسته شد که اکنون به نام پرورشگاه مژدهی رشت (پسرانه) دایر است. حدود یک دهه پیش باز در همین شهر به همت شادروان شایگان پرورشگاه شایگان (دخترانه) تأسیس شد که اکنون با کمک های مردمی به کار خود ادامه می دهند. اما این دو مؤسسه سرجمع خیلی بتواند همت کند ۱۵۰ تا ۲۰۰ کودک را می پذیرد. یکی دو مؤسسه مشابه و اجتماعی دیگر هم راه به جایی نمی برد تنها بخش کوچکی از این بار بزرگ را برزمین می نهد. هیچ کجا نخوانده ایم دولت مؤسسه یا مؤسسه هایی در این رابطه تأسیس کرده باشد. اگر باز پس گیری مبالغ درشت کلاهبرداری ها و اختلاس های فقط یکی دو شرکت یا مهره سرشناس به حق ستانده شود و برای این کار اختصاص یابد شاید مشکل کودکان یتیم در سرتاسر کشور تا حدی حل شود. ظهور آدم های خیّر و سخاوتمند در جامعه ما متأسفانه با صعود و رشد فزاینده تلاشی خانواده ها و وجود رو به تزاید کودکان بی سرپرست همخوان نیست.

بچه های ناخلف زرجوب و گوهررود

 در خبرها خواندم که مدیر کل فرودگاه بین المللی رشت از وجود دو رودخانه مسموم و متعفن در اراضی فرودگاه بشدت گله کرده و آن را مانعی بر سر راه توسعه فرودگاه قلمداد کرده است (خزر ، ۹ تیر). پیش از هر چیز نام دو رودخانه گوهررود و زرجوب به خاطرم آمد ولی این دو رودخانه پای کثیف خود را به اراضی فرودگاه دراز نمی کنند و خیلی مانده به فرودگاه و پایین تر از آن در وسط شهر به هم پیوسته به تالاب انزلی می ریزند. اگر رشت سال ها درگیر این دو رودخانه و مصائب مربوط به آن است، معلوم شده فرودگاه رشت هم گرفتار دو رود کوچک تر مسموم و به شدت آلوده  ۵ G(آبروی شرکتی) و تشت رود است که از ابتدا تا انتهای باند پرواز فرودگاه جریان دارند. دو رود بسیار کوچک اما بشدت آلوده که از زیر باند پرواز فرودگاه رشت می گذرند و بخشی از اراضی شمال فرودگاه را مشروب می کنند اما چه شربی که به مسموم کردن مزارع می انجامد تا به نیت آبیاری. در مواقعی از سال که مصادف با فصل کشت برنج است روستائیان مسیر این دو رود را می بندند. از این رو آب در باند فرودگاه نشت می کند و به آن آسیب می رساند. راکد بودن و پساب آلوده نه فقط موجب زیان تأسیسات زیرساختی فرودگاه می شود که مزارع اطراف را نیز آلوده می کند. از کلان شهری مثل رشت که با دو رودخانه خود درگیر است چه باک که فرودگاهش نیز گرفتار دو رود کوچک آن است. راستی در کجای مدیریت شهری و مدیریت آب ایستاده ایم ، پس این همه سال هزینه تربیت مدیران استانی و کشوری در مراکز مدیریت دولتی کجا خرج شده است، حتماً برای مدیریت جهانی صرف شده است!

دروغ به وسعت ۴۵۰ هکتار

 خرداد ماه امسال بود که خبر افتتاح پارک ۴۵۰ هکتاری لاکان رشت به نام پارک طبیعت با حضور استاندار، فرماندار ، شهردار، نمایندگان مجلس و جمعی از مدیران استانی رسانه ای شد. آوای شمال (۳ مرداد) به نقل از مدیر عامل پارک ها و فضای سبز شهرداری نوشت « کل مساحت فضای سبز شهر رشت ۱۵۳ هکتار و سرانه فضای سبز آن ۲/۴ متر مربع است… فعلاً ۴۱ پارک با مساحت کل ۶۷ هکتار در شهر رشت وجود دارد… افتتاح پارک هنر و طبیعت لاکان رشت به مساحت ۴۵۰ هکتار در خرداد ماه امسال ما را به استانداردهای دیگر شهرها نزدیک می کند».

بر اساس آن خبر پر طمطراق و این نقل قول آقای مدیر عامل، جمعه پیش به اتفاق دو تن از مهمانان فرهنگی از یکی از استان های جنوبی با خیال جمع راهی پارک طبیعت شدیم. سر چهارراه حادثه خیزی در جاده لاکان یک تابلوی کوچک بد منظر با فلش «به طرف پارک طبیعت» نصب بود که خودرودها را به طرف آن هدایت می کرد. چند کیلومتری به موازات یک جنگل بزرگ و وسیع پیش رفتیم و رفتیم اما به درب باغ نرسیدیم. در قسمت هایی، مختصر عملیاتی در تعریض جاده انجام شده بود که نیمه کاره رها شده بود. از یک عابر سرجاده نشان پارک را پرسیدم گفت رد شدید، ولی آقا به شما بگویم پارکی در کار نیست قرار است ایجاد شود. جز بیان شرمندگی پیش مهمانان فرهنگی چیزی نداشتم عنوان کنم. آیا گوش من بد شنیده بود، آیا رسانه ملی اغوا شده بود و این خبر دروغ را پخش کرده بود و یا مسئولان استانی و شهری دروغی به وسعت ۴۵۰ هکتار سر هم بافتند و به ناف مردم بستند.

 این پارک کذایی که خوشبختانه به نام پارک هنر و طبیعت نام گذاری شده و به نام اشخاص نیست قرار است یک اکو پارک باشد. اما اولاً در ده کیلومتری خارج از شهر رشت واقع است و ربطی به فضای سبز داخل شهر ندارد. (شاید در ۲۰ سال آینده که شهر توسعه می یابد مصداق پیدا کند) بنابراین وجود این پارک سرانه فضای سبز رشت را به هیچ وجه ارتقا نمی دهد. ثانیاً از ۴۱ پارک ذکر شده که گفته می شود سرهم ۶۷  هکتار وسعت دارد بخوانید حدیث مساحت هر یک را. به استثنای سه پارک بقیه هر یک وسعتی به اندازه یک باغچه دارند نه پارک. مسئولان شهری دل مردم را به چه خوش می کنند.

 جای امیدواری است همان طور که اعلام شده اختلاف ۴۴ ساله شرکت آب منطقه ای و اداره کل راه و شهرسازی برطرف شود و این پارک آن طور که قول داده شده ( و نه افتتاح شده) به زودی راستکی افتتاح شود و در و دروازه ای برای آن تدارک دیده به روی مردم باز شود نه به صرف این که از نظر آمار و استاندارد جهانی سرانه فضای سبز جور بیاید و۴۵۰ هکتار فضای سبز را به اصطلاح در هوا بازگشایی کنند. جنگ و دشمنی ایران و آمریکا که نیست . صحبت سر اختلاف شرکت آب و اداره راه یک استان است. مگر می شود ۴۴ سال میان دو ادارۀ یک استان جنگ و دعوا  باشد. پس این همه سال استانداران و مدیران استانی ما چه کردند جز عقب ماندگی برای شهر و استان، یادگار دیگری از خود باقی گذاشتند؟

برگزاری جشنواره های بار اول

 برگزاری جشنواره ها به طور کلی نظرهای عمومی را جلب و ذهن ها را تداعی می کند از آن چه انسان در اختیار دارد ولی به خوبی نمی شناسد و آنگاه که دانست و شناخت قدر آن را بیشتر بداند. امسال سال خوبی برای برگزاری جشنواره های گوناگون در گیلان بود . به استثنای جشنواره های جا افتاده که سالانه برگزار می شود امسال چندین جشنواره برای نخستین بار برگزار شد. بعد از اجرای جشنواره های توت فرنگی، گل گاوزبان، فندق ، سوسن چلچراغ و شقایق که در سال های گذشته هم برگزار گردید و امسال نیز برگزار شد، جشنواره هایی در خرداد و تیر و مرداد برگزار شد که برای اولین بار در گیلان اتفاق افتاد . به ذکر چند نمونه از آن پرداخته می شود.

برگزاری جشنواره بامبو (۷ تیر ۱۳۹۴ لاهیجان)

بامبو نوعی نی خیزران است که در مرداب ها و اطراف رودخانه های شهرهای گیلان که مرطوب است می روید. بیشتر بامبو در اطراف «سل» ها و مرداب ها و رودخانه های لاهیجان می روید. از این رو مرکز بامبو بافی در لاهیجان و در روستای لیالستان است. هنرمندان صنایع دستی از بامبو محصولات تزئینی و کاربردی نظیر شکلات خوری، میوه خوری، لوستر، جای نان، صندلی، کلاهک آباژور و امثال آن می سازند. اما به علت حمایت نکردن دولت از این صنعت و هنر دستی ،هنرمندان این صنعت بازار خود را به نفع موارد مشابه چینی از دست داده اند.  بامبوبافی در گیلان حدود ۱۰۰ سال سابقه دارد و هم زمان با ورود چای، به گیلان و لاهیجان وارد شده است.

برگزاری جشنواره شمعدانی ها (۲۹ تیر – رشت)

این جشنواره به همت شهرداری منطقه یک رشت (گلسار)، مصادف با عید فطر ، چند شبی در پارک توحید گلسار برگزار شد که با موسیقی فولکلوریک همراه بود. خانواده ها با گلدان های آراسته به گل های شمعدانی در دست ، شاد و خندان با همسر و فرزندان خود در شب های جشنواره شرکت داشتند. جشنواره ای برای گل و آئین های کهن ، دوستی با طبیعت، شادی با هم و کنار هم بودن، فضای سبز و رنگی و مدیریت چیدمان و بسیج عمومی برای حفظ محیط زیست در کنار رودخانه زرجوب (و البته با بوی بد نامطبوع و متعفن که در تمام این مدت ساطع بود و به مشام می خورد) . اگر این رودخانه به گذشته زرین خود برگردد و نام بامسمایش را باز یابد و حریمش آزاد و ساحلش پاکسازی شود جشنواره های فرهنگی نابی می توان در کنار آن اجرا کرد که به جذب گردشگر در فصل گردشگری کمک می کند و موجب رونق اقتصادی در شهر می شود. دست علیرضا محمدی گرفمی طراح و دبیر جشنواره که استاد دانشگاه نیز هست درد نکند.

جشنواره جوکول (۴ مرداد، روستای آتشگاه رشت)

آتشگاه که سابق بر این روستایی در ۵ کیلومتری غرب رشت بود و حالیه در توسعه شهر رشت جزئی از حاشیه این شهر شده است چند شب متوالی شاهد برگزاری مراسم شاد «جوکول» بود که با موسیقی گیلکی و کشتی گیله مردی و پذیرایی با جوکول همراه بوده است. جوکول به برنج نارسی اطلاق می شود که سرزدن خوشه های آن رسیدن زمان دروی برنج را نوید می دهد. جوکول به صورت خام قابل خوردن است اما با زدن شکر و زیره و مغز گردو نیم سابیده به آن مأکول تر می شود.

جشنواره سبزˇ جوکول (۲۵ مرداد، منطقه آزاد انزلی)

منطقه آزاد انزلی هم برای این که مروج این جشنواره باشد آن را در قالب برنامه ای با سه مسابقه جالب در زمینه های عکاسی (سرتاسری) ساخت مترسک شالیزار (منطقه ای) و کته پزی (محلی) در چند شب برگزار کرد. در یکی از شب ها هم از آقایان یوسف هاشمی زاده گوراب جیری از گوراب جیر خمام به عنوان کاشف برنج مرغوب هاشمی و علی کاظمی از فومن به عنوان کاشف برنج پرمحصول کاظمی تجلیل کرد. در این مراسم نمایشگاهی از انواع برنج و محصولات وابسته به برنج عرضه گردید، از جمله صنایع دستی نظیر حصیر بافی و زنبیل بافی ، ضمن این که بساط پخت انواع کته نیز بر پا بود. این برنامه های متنوع که با اهدای جوایز به برندگان سه مرحله مسابقه همراه بود نشان از برنامه ریزی تعریف شده داشت اما چرا نام آن «سبزˇ جوکول» عنوان شد جای سوال دارد. شاید بخاطر این که با جشنواره جوکول رشت تداخل نکند که در این صورت می توانست با عنوان جشنواره جوکول منطقه آزاد انزلی معرفی شود. جوکول همیشه سبز است و سبزˇ جوکول واژه ای جدید و ساختگی است که ایجاد ابهام می کند یعنی این که جوکول، رنگ های دیگر هم ممکن است داشته باشد که چنین نیست.

هم اکنون که این یادداشت نوشته می شود خبر از برگزاری جشنواره لاله های تالابی در انزلی است جشنواره های بادام زمینی، خرمن (برنج) ، انار و … هم در راه است. به امید این که برای شاه بلوط هم فکری شود. جشنواره های شرح داده شده برای اولین بار امسال برگزار شد و جای امیدواری است منبعد همه ساله برگزار شود. خوشبختانه رد پای سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری در بیشتر آن ها دیده می شود که از این نظر جای سپاس دارد. اما ای کاش سازمان وسعت دید بیشتر و نگاه بازتر و فراخ تری نسبت به جشنواره های بزرگ قومی و تاریخی گیلان نظیر نوروزبل هم می داشت.

حقابه گیلان از حوزه آبریز سپیدرود

 به نقل از روزنامه خزر مورخ ۲۳ تیر ماه در همایش روز صنعت و معدن، استاندار گیلان خواستار احیای حق آبی گیلان از حوزه آبریز سپیدرود شد و با اشاره به ضرورت بازگرداندن این حقابه، تأکید کرد زمانی منابع آبی گیلان برای کشت ۱۸۵ هزار هکتار مزارع شالی زاری برنج ۰۰۰/۰۰۰/۳۰۰/۲ متر مکعب آب بود ولی اکنون که وسعت کشتزارها به ۲۳۰ هزار هکتار رسیده و خیلی بیشتر شده منابع آبی استان به کمتر از ۰۰۰/۰۰۰/۱۰۰/۱ متر مکعب کاهش یافته است! بحران آب نه فقط مناطق خشک ایران که پرباران ترین استان کشور یعنی گیلان را هم تهدید می کند.

ما این مساله را با طرح سلسله مقالاتی با عنوان «گیلان ، استان آخر» از حدود ۲۰ سال پیش در گیله وا مطرح کرده ایم. تنها رودخانه بزرگ گیلان سپیدرود است که سرچشمه آن از کردستان است. تقریباً ۹ استان بالادست گیلان با زدن دهها سد جلوی جریان آب قزل اوزن به گیلان را گرفته اند و آبی که وارد دریاچه سد سفیدرود می شود به پایین ترین حد و میزان خود رسیده است. علاوه بر احداث سد در استان های بالادست و همسایه، احداث چاههای مجاز و غیر مجاز و تعبیه پمپ های مکنده آب از سفیدرود، دیگر رمقی برای جریان آب سفیدرود نگذاشته است. بحرانی که از سال ها پیش گریبان سفیدرود را گرفت اکنون دملش سرباز کرده است و چرکابه آن به مزارع برنج گیلان سرایت کرده است. تا جایی که امسال بارها و بارها تنش آبی در گیلان تیتر اصلی روزنامه های استان شده است. آقای استاندار در پایان از تشکیل ستادی با حضور استانداران ۹ استان بهره مند از این حوزه آبی خبر داده است تا در برون رفت از این مسأله رایزنی و تصمیم گیری شود.

تولید کاغذ از «کولوش موشته»

 بالاخره بعد از سال ها ضرر و زیانی که کشاورزان برنجکار از نظر اقتصادی و مردم شهرها و بخش ها از نظر سلامت جسمی و مسایل زیست محیطی دیدند و کلی ثروت کشاورز به باد هوا و سلامت مردم به باد فنا رفت امسال فاز نخست تولید سلولز از پسماندهای کشاورزی یا همان کاه و کلش معروف به بهره برداری می رسد. این کاه و کلش که همه ساله بعد از دروی برنج و برداشت محصول روی دست کشاورز می ماند و ظاهراً بدرد چیزی نمی خورد و به آتش کشیده می شود، ارزشش هیچ کمتر از خود برنج نیست. منتهی عدم اطلاع و آگاهی کشاورزان و حتی برخی مسئولان و کمکاری و بی توجهی مدیران دولتی، موجب می شد تا همه سوزانده شود. ثروتی بسوزد، سلامتی عده ای به خطر بیفتد و هوای منطقه ای آلوده شود. به نقل از رییس پارک علم و فناوری استان مندرج در آوای شمال مورخ ۳۱ مرداد، نخستین فاز تولید سلولز از کاه و کلش در هفته دولت در فومن افتتاح می شود تا از این ضایعات برنج روی دست ماندۀ کشاورز، خمیر کاغذ تولید شود. با این خمیر استفاده های زیاد در تولید ظروف یک بار مصرف و مصالح ساختمانی می شود. از سوی دیگر جان هزاران درخت نجات می یابد و جنگل و محیط زیست هم اندکی از آلودگی در امان می مانند و نفسی به راحتی می کشند.

کاری که باید در طول این دو سه دهه صورت می گرفت و نگرفت و قرار است امسال به بهره برداری برسد. از قدیم گفته اند ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است. به شرطی که دوباره به آب انداخته نشود، در عوض فاز دوم و سوم داشته باشد و از همه مهمتر از نوع افتتاح هایی نباشد که سرکاری باشد. چیزی که توسط دولت در هفته دولت در طول دو سه دهه گذشته به کرات اتفاق افتاده است.

شادی و لذت یک روز ، رنج و عذاب روزها

 سال هاست که در یکی از جمعه های نیمه دوم مرداد در روستای شاه شهیدان از توابع امارلوی رودبار مراسم پرشکوه علم واچینی برگزار می شود. امسال این مراسم جمعه ۲۳ مرداد برگزار شد. جمعیتی عظیم و غیر قابل تصور از همه جای گیلان و حتی ایران آمده بودند. تجربه سالانه برای کسانی که می خواهند از این مراسم شاد و پرفیض در طبیعت بکر منطقه باستانی دیلمان بهره گیرند نشان داده است که باید از یک روز قبل راه افتاد و جا گرفت، چادر زد و یک شب تمام در طبیعت بکر منطقه سر کرد. چون جمعیت مواج است که از همه طرف پیاده و سواره، چه با اسب و قاطر چه با انواع و اقسام خودروهای ارزان یا فوق العاده گران از طریق سه مسیر سیاهکل دیلمان – سی دشت و توتکابن و جیرنده و کلیشم به طرف این روستا سرازیر می شوند. امسال به گفته یکی از سردمداران مراسم فقط ۳۰۰ رأس گوسفند و ۲۰۰ رأس گاو نر در این روستا قصابی شدند. یک روز بازار سالیانه عجیب و دیدنی در این روز برگزار می شود که حال می دهد به عکاسان و مستندسازان. اگر مراسم درست مدیریت شود، آب کافی به مردم رسانده شود ، کشتار بهداشتی شود، سرویس های بهداشتی کافی باشد اقتصاد منطقه را این رو آن رومی کند. البته برگزاری مراسم علم واچینی در صحن امامزادگان، پیش از انقلاب و بعد از انقلاب فرق فاحش کرده است .چون این مراسم ریشه در گذشته های بسیار دور دارد و به نحوی با آیین نوروزبل و تازه شدن سال نوی گیلانیان قدیم در ارتباط است.

با این همه رنگ شادی غالب است. در سال های اخیر مراسم علم واچینی با سینه زنی و نوحه خوانی همراه شده است که قبلاً چنین نبود.. اما آن چه خیلی مهم است ، تبعات بعد از اجرای مراسم است آن گاه که غروب می افتد و این جمعیت عظیم پراکنده می شود آن چه می ماند یک روستای ۵۰ خانواری است و کوهی از زباله و تپه هایی از خونابه و امحاء و احشای حیوانات قربانی و سکوت دراندشت و بادهای تندی که می وزد و همه چیز را در روستا و پیرامون آن پخش می کند. روستا می ماند و محیط زیستی به شدت آلوده و غیر بهداشتی. شادی و لذت یک روز برای جمعیتی چند هزار نفره و رنج و عذاب روزانۀ هفته ها و ماه ها برای اهالی خوب و صمیمی شاه شهیدان.

۲ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. Jacalyn می‌گه:

    I read your poitsng and was jealous

  2. http://www./ می‌گه:

    Wow! You have been busy!! I wish I was as motivated but the blah spaces left from the holidays just are not inspiring me yet. Soon though I am sure they will call out to me. Everything looks wonderful and bright!

دیدگاه خود را به ما بگویید.