پرسه در هشتی خانه / شماره ۱۳۹

اول از آخر

گفته می شود ناوگان حمل و نقل عمومی رشت تنها ۱۱۰ دستگاه اتوبوس دارد که فقط ۳۵ دستگاه اتوبوس آن فعال است و بقیه ۷۵ دستگاه آن از کار افتاده است. در حالی که در شهرهای مشابه رشت، حداقل ۳۰۰ دستگاه اتوبوس در تردد هستند. از طرف دیگر ۵۶ درصدخوروهای تک نفره در شهر رشت رفت و آمد می کنند و از این نظر رشت به اولین شهر دارای خودروهای تک سرنشین بدل شده است که این از نظر توسعه و زیرساخت یعنی شهری با حداقل امکانات رفاه عمومی در حمل و نقل ، یعنی اول از آخر.
به نظر می رسد در سال های اخیر هر چه رشت بزرگ تر و پر جمعیت تر شده به همان اندازه از حضور مدیران شایسته و کاردانی که رفع مشکل کنند خالی بوده. متأسفانه هر از راه رسیده ای که پا به شهر گذاشت و شهرنشین شد آن را با شهروندی اشتباه می گیرد و اگر از بد حادثه چون جوّ متشتت و بستر آلوده به اغراض و سلایق از پیش معین شده است، بر  اثر  رانت یا سفارش، سکان امور شهری را در دست گرفت با شهر آن می کند که در ده و پشت کوه نمی کرد. سال هاست اداره این شهر و برنامه های عمرانی آن با تصویب مصوباتی گذشته است که در تغییرات مداوم شهرداران عملیانی نشده است.
رشت، شهر خلاق در زمینۀ خوراک شناسی

روز جمعه ۱۱ دسامبر ۲۰۱۵ (۲۰ آذر ۹۴)، رشت به عنوان شهر خلاق در زمینه خوراک شناسی در شبکه شهرهای خلاق دنیا در دفتر یونسکو ثبت جهانی شد. گفتنی است در سراسر جهان ۴۵ شهر به عنوان شهرهای خلاق در شبکه جهانی یونسکو پذیرفته شده اند که از ایران تنها دو شهر عضو این فهرست اند. اصفهان به عنوان شهر خلاق در صنایع دستی و رشت به عنوان شهر خلاق در خوراک. برای ثبت جهانی رشت به عنوان شهر خلاق زحمات زیادی از سوی برخی کسان و نهادها کشیده شده و نهایتاً با توجه به همه جوانب و داشتن قابلیت ها و موازین استاندارد جهانی  یونسکو بالاخره این اتفاق افتاد. از شهرهای معروف دیگر این فهرست می توان از بارسلونا ، بوداپست، سنگاپور ، مونته ویدئو،  لیورپول و دیترویت نام برد.
ذوق تغذیه در گیلان یکی از قابلیت های استان به ویژه مرکز آن یعنی رشت است که در سرتاسر کشور شناخته شده است. تلاش شهرداری رشت در دو دوره اخیر در تثبیت این قابلیت برای شهر ستودنی است. هم اکنون شهرداری رشت با انجمن های مردم نهاد کشور نظیر انجمن مجموعه داران ایران برای بازسازی چهره فرهنگی و تاریخی رشت و امکان دست یابی به اسناد و عکس های گذشته این شهر و هم چنین انجمن دوستی ایران با سایر کشورها در برند سازی مرکز استان قراردادهایی را امضاء کرده است. موضوعی که در تمام این سال ها در مجموعه شهرداری از موارد ناشناخته بوده است. هم چنین کمپین برند شهری رشت با عنوان «می رشت» با هدف تقویت و افزایش مشارکت اجتماعی شهروندان و ایجاد حس تعلق خاطر آنان به شهر رشت آغاز به کار کرده است. موردی که در سال های اخیر به خاطر سلب باور اجتماعی از توسعه و عمران شهر رشت بر اثر جابجایی زود به زود شهرداران بر شهروندان وارد شد و انگیزه این تعلق خاطر را تا میزان زیادی کاهش داد.
از گُل گفتن تا به گِل نشستن

« گیلان باید به سمت صنعتی شدن پیش برود. » این کلام را علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی در دیدار خود از رشت بر زبان آورد.
به نقل از آوای شمال مورخ ۲۶ مهر ۹۴، وی با بیان این که «کشاورزی تنها راه برای حل مشکلات اقتصادی گیلان نیست تصریح کرد: گیلان باید در کنار کشاورزی، به توسعه صنعت نیز توجه داشته و به سمت صنعتی شدن پیش برود.» وی که در جلسه شورای اداری استان گیلان حضور داشت با اشاره به ظرفیت های موجود در استان گیلان اظهار کرد: « هر چند استان گیلان از نعمت ها و امکانات خوبی در زمینه های مختلف برخوردار است اما گاهی این نقاط قوت در اثر سوء مدیریت به نقاط ضعف استان بدل می شود.» وی همچنین افزود: «مدیریت صحیح منابع یکی از مهمترین کارهاست که میزان پیشرفت کشورها بر بنیان آن تعریف می شود.»
چقدر گُل گفته است آقای رییس مجلس که منابع داریم ، ظرفیت های موجود فراهم است، نعمت ها و امکانات خوبی وجود دارد، اما، اما سوء مدیریت هم وجود دارد که متأسفانه تبدیل به ضعف شده است. اما این اقرارهای صریح و اعترافات تکان دهنده چه سودی برای مردم دارد وقتی نتواند گره ای از حجم مشکلات عدیده استان را برطرف کند. جالب است که در سطح کلان همه از سوء مدیریت و ضعف مدیریت حرف می زنند اما هیچ گاه آن را به خود تعمیم نمی دهند. ضعف همیشه از آن زیرمجموعه است ، آن ها که رییس اند وجود کامل و بری از ضعف هستند، سوء مدیریت و ضعف مدیریت شامل حال آن ها نمی شود!

کمتر از میانگین کشوری

علی منتظری رییس سازمان صنعت ، معدن و تجارت گیلان اظهار داشت: « میانگین سهم اراضی صنعتی در کشور یک درصد است که این رقم در گیلان، دو دهم درصد (هشت دهم درصد کمتر!) است! یعنی این که سهم عرصه های صنعتی در استان نسبت به استان های دیگر بسیار بسیار ناچیز است. واضح تر گفته شود فقط ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ هکتار اراضی صنعتی در استان وجود دارد که تازه بخشی از آن ها متمرکز نیستند یعنی خارج از شهرک های صنعتی قرار گرفته پراکنده اند . حتی تعدادی از آن ها داخل شهرها قرار دارند. نمونه آشکار آن کارخانه پارس خزر (توشیبای سابق) است که هنوز داخل شهر رشت قرار دارد.
این موضوع را جعفرزاده نماینده مردم رشت در مجلس ، پیشتر اعلام داشته بود. وی گفته بود «سهم استان گیلان از اراضی صنعتیِ در اختیار، کمتر از میانگین کشوری است و بخشی از مشکلات اشتغال استان نیز باید از طریق احداث واحدهای جدید صنعتی مرتفع شود.» (به نقل از روزنامه سئوال و جواب، شماره ۲۳۲ (۳۰ شهریور ۹۴)
استان گیلان ، استانی کوچک با طبیعتی زیبا و متنوع با محیط زیستی به شدت شکننده است که کشاورزی آن پاسخگوی اقتصاد آن نیست و باید حتماً به صنعت روی آورد. اما صنعت به زمین نیاز دارد که زمین در گیلان کیمیا و گران است و تازه دست به هر جای آن بزنی آسیب های زیست محیطی به دنبال دارد. هر مسئولی که از راه رسید وعده داد مشکلات درست می شود، درست که نشد هیچ، درشت هم شد!

تلخ تر از زهرمار

در یکی از نشریات صبح گیلان آمده بود برای نجات دو رودخانه گوهررود و زرجوب رشت که از آلوده ترین رودخانه های کشورند ، ۵۰ میلیارد تومان بودجه اختصاص یافته است. این مبلغ در اختیار شرکت سهامی آب استان قرار داده شد که عملیات اجرایی آن را شروع کند. اما شهرداری رشت گلایه دارد از این که مبلغ مزبور باید به شهرداری داده می شد تا آن را به مصرف هزار درد بی درمان این دو رودخانه از مبادی ورودی تا خروجی شهر برساند. نمایندگان رشت در مجلس نیز نظرشان بر همین رأی است. اما دکتر مجید نیکخوی سرپرست شرکت سهامی آب می گوید :« ما هستیم که تخصص آب و رودخانه داریم و شهرداری بهتر است برای زباله ها ی خود فکری کند زیرا اگر همین امروز هیچ زباله ای در سراوان ریخته نشود با توجه به حجم زباله های موجود تا ۱۵ سال آینده زباله داریم!»
عمق فاجعه را ببینید چه طور بغل گوش ما خوابیده ما خبر نداریم! یعنی حتی اگر از امروز زباله ای نداشتیم که در سراوان بریزیم تا پانزده سال آینده شیرابه آن به رودخانه ها می ریزد.
هر دو سازمان آب منطقه ای و شهرداری دلایلی دارند که به هم رو می کنند ولی به نتیجه ای نرسیده اند جز این که این وسط محرز شده است ۵۰ میلیارد تومان اعتبار برای نجات دو رودخانه آلوده شهر تخصیص یافته است که در مقابل حجم کار، رقم ناچیزی است. جالب است اخیراً یکی از مراجع مسئول شهرداری رشت گفته است ارتفاع زباله های انباشت شده در جنگل های سراوان به ۷۰ متر رسیده است. این اعتراف (که بسیار شفاف بیان شده است)  گفته آقای مدیر عامل سازمان آب را تأیید می کند که اگر از همین امروز هیچ زباله ای به سراوان نرسد که فرض محال است تا ۱۵ سال آینده ما هم زباله داریم هم شیرابه!
پای صحبت هر کس و هر مسئول سازمان و نهادی که بنشینی هزاران درد ناگفته دارد. این ها همه زاییده کم کاری ها، سوء مدیریت ها، بی تفاوتی ها و سهل انگاری های گذشته است. آن چه امروز در سطوح مدیریتی داریم پیچاندن همدیگر، دودوزه بازی و سیاسی کاری معمول روز است در این میان نفس خدمت گم شده است. جبران این ویرانی، هم زمان زیاد می خواهد ، هم اعتبار فراوان و هم مدیریت کارآمد و توانا که هیچ وقت این ها را با هم نداشته ایم. مردم سراوان اغلب به بیماری های خاص از جمله سرطان مبتلایند.

ساخت نیروگاه برق آبی در ۵۴ رودخانه گیلان

روزنامه آوای شمال در تاریخ دهم آذر تیتری با عنوان «ساخت نیروگاه برق آبی در ۵۴ رودخانه گیلان» داشت. رودخانه های گیلان البته از این تعداد کمتر است احتمالاً با شاخه های فرعی آن منظور شده است. باری رودخانه ها و آب موجودات زنده اند. مسیر پیچ و خم دار آن ها در دامنه کوه ها و اراضی مسطح دشت به خاطر این است که در زمان سیل و بارندگی های شدید، از شتاب آن ها بکاهد و حتی المقدور جلوی خسارت ها را بگیرد.
گیلان بیش از چهل رودخانه کوچک و بزرگ دارد که همه آن ها جز سفیدرود یعنی شاهرگ حیاتی گیلان که سرچشمه اش از استان دیگر است بقیه از کوه های همین استان سرچشمه می گیرد. از جمله قابلیت های بالقوه این رودخانه ها با شیب تندی که در کوهستان و مناطق جنگلی و بالادست دارند امکان استفاده از تولید برق است که درآمد حاصله از آن ها ارزش میلیاردی دارد. احداث نیروگاه های برق آبی خوشبختانه دو سالی است مورد مطالعه وزارت نیرو قرار گرفته و عملیات یک مورد از آن هم اکنون در رودخانه کرگانرود (تالش) شروع شده است.
خوشبختانه ارتفاع قریب به اکثر کوه های گیلان از ۲۰۰۰ متر متجاوز است و چند مورد تا ۳۰۰۰ متر بیشتر هم وجود دارد. چون احداث نیروگاه معمولاً در ارتفاع بین ۵۰۰ تا ۲۰۰۰ متری، بخصوص در اختلاف ارتفاع مشخص ۱۵۰۰ متری ساخته می شود تقریباً همه رودخانه های گیلان قابلیت احداث این نیروگاه ها را دارند.اگر هر رودخانه به طور متوسط ۵ مگاوات برق تولید کند تصور فرمائید برق تولید شده از رودخانه ها با توجه به ارزش ریالی آن چه حجم اقتصادی را به نفع استان و کشور رقم خواهد زد. مضافاً به این که در مسیرهای پایین دست و نزدیک به دریا انواع و اقسام تمهیدات سودآوری مثل احداث ایستگاه های پرورش ماهیان خاویاری و مراکز توریستی هم می تواند استفاده شود البته اگر مجوز برداشت بی رویه شن و ماسه به نفع فرد نظر کرده یا افراد خاص صادر نشود.

داستان سدّ شفارود (بگیرید ادامه سرمقاله)

حدود ده سال است که خبر از ساختن سد شفارود می رود. سازمان محیط زیست، سازمان جنگل ها و مراتع،  فرمانداری رضوانشهر، استانداری گیلان،نمایندگان مردم تالش هر یک در بیان نظرات خود با هم در تضاد و تعارض اند. راستش سد سازی خوب و بجاست و طبیعتاً  بخشی از نیازهای مردم به ویژه کشاورزان را برآورده می کند، اما نه در هر جایی و مکانی و اقلیمی که شرایط خاص استثنایی دارد چه ممکن است بعد از رفع نیاز، کم کم عوارض سوئی بر جای گذارد و تبعاتش سنگین باشد و زیان های جبران ناپذیر بر محیط بگذارد.
وقتی این همه ایستادگی و اختلاف نظر از سوی سازمان های دولتی مسئول با نظرات کارشناسی و علمی را در مقابل توقعات و خواسته های عده ای از مدیران اجرایی محلی و نماینده مردم حوزه در مجلس که ناشی از تعهدات داده شده به مردم به هنگام معارفه یا انتخابات است کنار یکدیگر می گذاریم، جای درنگ وتأمل دارد. حتی در همایش تالش شناسی که اردیبهشت ماه سال جاری در رضوانشهر برگزار شد، مسأله سد شفارود موضوع سخنرانی چند استاد و کارشناس آمار و امور اقتصادی و آشنا به امور سد و سد سازی بوده است.
رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور، خانم ابتکار اعلام داشته «در ساخت این سد میزان درختانی که قرار است قطع شود یک میلیون نیست و تا یک سوم کاهش یافته . اراضی سطح سد که ۴۰۰ هکتار را دربرمی گرفت به ۹۰ هکتار تقلیل یافته است» ملاحظه فرمائید این کاهش در قطع درختان و تقلیل در سطح اراضی به خاطر فشارهایی است که بر این سازمان آمده و سازمان تا این جا غمض عین کرده است. هم ایشان در ادامه افزوده « سازمان حفاظت محیط زیست از لحاظ مالی و بودجه بسیار فقیر است و با اعمال فشارها مجبور به عقب نشینی در برخی موارد است» از جمله اجازه به کاهش قطع درختان تا میزان ۳۳۳۰۰۰ اصله درخت جنگلی از نوع هیرکانی و کاهش سطح اراضی سد تا چهار برابر و نیم کمتر از سطح نیاز. با این حساب از سد چه می ماند. سدی که قرار است مخزنی باشد و در شیب تند رودخانه شفارود که مبدأ و مقصد آن به هم نزدیک است و به قول خانم ابتکار در اقلیمی ساخته می شود که به راحتی می توان آب را تأمین کرد.
مدتی است سازمان های محیط زیست، جنگل ها و مراتع و کارشناسان آن ها برای نجات جنگل و آسیب های بعد از ساخت سد متوسل به بیانات رهبر انقلاب شده اند، که « جنگل ها به هر نحو باید محفوظ بمانند» . متأسفانه تنها سد شفارود نیست که با این مشکل و مانع مواجه است، سد پلورود در رودسر نیز با مشکل مشابه روبروست. هکتارها کوه و زمین های جنگلی و حواشی رودخانه پلورود به شدت زخم خورده و بر منطقه آسیب های جبران ناپذیر وارد شده  است و احداث سد همچنان معطل مانده است. با این نوع اقدامات حسی و غیرکارشناسی دست به کاری می زنیم که هم طبیعت را نابود می کنیم هم کار را نیمه کاره می گذاریم. به قول محمد علی افراشته شاعر شهیر شهر ما: «وای بر من، هم کوتر بوشو ، هم کوترزاکان».

سوت قطار تا پایان سال ۹۵

دو سه ماه پیش در یکی از روزنامه های چاپ گیلان به نقل از رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور آمده بود که «رییس جمهور سال ۹۵ با قطار به گیلان سفر می کند.» هر چند سال ۹۵ یک اولی دارد و یک آخری ، یک آغازی و یک انجامی، ولی تاریخ دقیق مشخص نشد. اگر آخر ۹۵ هم نشد باز ایرادی نداردگاهی تا اوایل ۹۶ هم به حساب عادت ما ایرانی ها آخر ۹۵ به حساب می آید و همین طور الا آخر.
بعضی چیزها را باید شنید ولی باور نکرد. این سوت قطار هم یکی از آن هاست. البته باید انسان امیدوار باشد آن چه می شنود درست از آب در بیاید وگرنه اعتماد سلب می شود. همین است که امروز ارزش های اخلاقی و اسلامی که ارکان اصلی آن راستگویی و وفای به عهد است از مزه و تعریف افتاده است! زمان و مکان و آدم ها جابجا شده اند و هیچ کس و هیچ چیز سرجایش نیست. شاهدش هم این که مهندس شعبانعلی خاوری دانشور، مدیر کل راه و شهرسازی گیلان در گفتگوی با روزنامه اعتماد در مورد همین  سوت قطار که بالاخره کی شنیده می شود گفته است « اگر پول برسد راه آهن رشت – قزوین تا پایان ۹۵ افتتاح می شود و اگر نرسد…» و اگر نرسد یعنی «بکته» بگیر برو تا الا ماشاءالله!
کار ساخت راه آهن از چند سال پیش از انقلاب رسانه ای شده بود ولی همچنان در حرف مانده بود. با بروز انقلاب به کلی فراموش شده، بعدها دوباره جزو مطالبات گیلان در رسانه ها مطرح گردید. در سفر اول خاتمی رییس جمهور دوره اصلاحات ، کلنگ آن به زمین زده شد. اکنون بیش از ۱۵ سال است از آن تاریخ گذشته ولی هنوز صدای سوتش در نیامده است. آخرین بار که قرار بود سوت قطار رشت قزوین شنیده شود پایان سال ۹۳ اعلام شد. حالا پایان سال ۹۴ است. همان طور که بالاتر گفته شد قرار است پایان ۹۵ رییس جمهور با قطار به گیلان بیاید. طبیعتاً برای این کار تمهیداتی می اندیشند که اگر چنین اتفاقی افتاد سوت قطار ممتد باشد و فضای رشت «سوت باران» شود. اما اگر هم نشد، بالاخره ۱۳۹۶، ۱۳۹۷، ۱۴۰۰ و بیشتر را از ما نگرفتند. بالاخره سوت قطار شنیده می شود و حسرت «سوت» آن به دل گیلانی نمی ماند. اما راستی قرار است با افتتاح راه آهن چه اتفاق بزرگی بیفتد. وقتی چیزی بیش از اندازه طول بکشد، از اهمیت و شیرینی انتظار اولیه آن می کاهد.
بدیهی است قطار در حمل و نقل محصولات کشاورزی و صنعتی، صادرات و واردات کالا، انتقال مسافر و مسأله گردشگری نقش بارز دارد. پس از همین حالا باید جبران عقب ماندگی ریلی در گیلان با یک مطالبه به روز و کلان همراه باشد. ۴۰ سال عقب ماندگی و محرومیت از فقدان راه آهن از زمان تأسیس راه آهن سراسری در دوره پهلوی اول تا اواخر پهلوی دوم که طرح احداث آن مطرح شد و پس از آن ۴۰ سال دیگر سکوت و کم کاری تا امروز، حدود ۸۰ سال می گذرد. اگر قرار است این راه آهن قزوین را به رشت و رشت را به انزلی و آستارا وصل کند یعنی راه آهن اروپا را به جنوب کشور ارتباط دهد پس باید از نوع قطار تندرو  و برقی باشد تا در توسعه اقتصادی استان و کشور تأثیر بگذارد. اگر قرار باشد همین قطارهای عادی در آن تردد کنند که اتوبوس ها و کامیون های ما سریعتر تردد می کنند و تاکنون بار ما زمین نمانده است ، اگرچه سخت و گران تمام می شود.
سیستم قطار تندرو در اروپا، آمریکا ، چین و … در عرض فقط چند ساعت از هزاران کیلومتر فاصله کالا و مسافر را جابجا می کنند. در حال حاضر قطار تندروی تهران – مشهد راه افتاده و قطار تهران – اصفهان نیز (البته با ۱۰ سال تأخیر) در دست اتمام است. برای جبران هشتاد سال عقب ماندگی راه آهن در گیلان (صد سال پیش راه آهن پیربازار – رشت از اولین خطوط ریلی کشور بود) آن هم با افتتاح زمانی نامعلوم باید که قطارش به روز باشد. اگر آن طور که مسئولان کشور اعلام می دارند این خط آهن، اروپا را به کشور وصل می کند و توجیه اقتصادی دارد، چرا که نه!

دیدگاه خود را به ما بگویید.