پرسه در هشتی خانه (م.پ.ج) / گیله وا ۱۴۰

۱ – نوروزبل ۱۵۹۰ در راه است
دو ماه پیش از نوروز ۹۵، مدیر کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری گیلان در یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار داشته بود که میراث فرهنگی گیلان با تمام قوا آئین های باستانی استان را به نمایش می گذارد. «این مقام مسئول اجرای جلوه های سنتی نوروز در اماکن عمومی را راهکاری برای نمایش دارایی های ارزشمند فرهنگی استان خواند و گفت با تمام قوا آئین های باستانی استان را در جای جای گیلان به نمایش خواهد گذاشت.» (به نقل از جراید گیلان)
گفتنی است طرح ملی نوروزگاه برای اولین بار امسال در ۱۲ استان مرزی و قومی برگزار شد. گیلان نیز یکی از این استان های مرزی با ترکیب قومی بوده است. مراسم نوروزخوانی از جلوی خانه میرزا کوچک در محله استادسرای رشت شروع و تا میدان شهرداری نزدیک هتل ایران ادامه داشت که با  نی نوازی سنتی، نمایش عروس گوله ی و توبره کشی همراه بود که در آن چندین گروه نمایشی شرکت داشتند. مراسم مشابه ای نیز در موزه میراث روستایی گیلان اجرا شد و آئین های رابرچره و پیربابو نیز به نمایش درآمد.
کاش مدیر کل محترم سازمان میراث فرهنگی ، همان طور که در مصاحبه ها عنوان کرد «با تمام قوا، آئین های باستانی استان را در جای جای گیلان به نمایش می گذارد» آئین کهن و دیرپای نوروزبل را هم که نوروز باستانی گیلانیان و البرزنشینان است فراموش نکند و در پاسداری از آن با همین توش و توان بکوشد.
نوروزبل ۱۵۹۰ در راه است. چشم بر هم گذاشتی نیمه تابستان و ۱۷ مرداد رسیده است. اگر واقعاً به اجرای مراسم کهن گیلان در جای جای این سرزمین اعتقادی است باید از همین الان با دعوت از گروه های گردشگری و N.G.O های حامی میراث فرهنگی هم فکری و برنامه ریزی شود.

۲ – بازگشت به خویش از نوع حیوانی!
روزنامه خزر مورخ ۱۶ فروردین ۹۵ خبر داد «۱۰۰۰ لاک پشت خزری و ۲۰۰ مار آبی به محیط زندگی خود برگشتند» این خبر پیش از عید هم از صدا و سیمای کشوری پخش گردید. این جانوران در بازار شب عید در تهران شناسایی و جمع آوری شده و موقتاً در پارک پردیسان تهران نگهداری و سپس به گیلان برگردانده شدند. ظاهراً این جانوران به سفارش خریداران تهرانی همراه ماهی های قرمز توسط عاملان گیلانی سر از بازار تهران درآوردند و بعد از جمع آوری به سازمان محیط زیست گیلان برگردانده شدند.
خدمات پلیس قضایی و تلاش سازمان های محیط زیست تهران و گیلان در این مورد جای تقدیر دارد ، به همان نسبت که کار عوامل گیلانی صید و انتقال آن ها به تهران و تخلف فروشندگان تهرانی جای نکوهش بسیار.
در زمانه ای که انسان عاری از هویت عاطفی می شود و گیلانی ناآگاهانه از خود سلب هویت می کند و در پهنه اصالت ها بی ریشه می شود، جای خوشحالی است لاک پشت ها و مارهای آبی گیلان به اصل خود، به دامن طبیعت گیلان بازمی گردند.
برای مزید اطلاع گفته شود که ۱۱۴۰ گونه جانور مهره دار در ایران وجود دارد که ۵۰۰ گونه آن تنها در گیلان شناسایی شده اند یعنی چیزی حدود ۴۴ درصد مهره داران ایران، در گیلان هستند و این یعنی وجود تنوع و غنای جانوری گیلان و طبیعت شگفت انگیز آن. گیلان با این وسعت کم سرزمینی صاحب بیشترین تنوع جانوری است و این یعنی ثروت. ثروتی که هم به خاطر جهل و هم به خاطر حرص سودجویان ، هر بار به طریقی به باد فنا می رود.

۳ – مرگ می خواهی برو گیلان
مطابق آمارهای ارائه شده متوسط مرگ و میر کشوری ۸/۴ در هزار است. این نرخ در گیلان ۶ در هزار است یعنی مرگ در گیلان ۲/۱ بیشتر از نرخ معمول کشوری است! چرا؟ به خاطر عوامل چندین و چندگانه زیر: آلودگی آب و خاک در گستره جغرافیایی بسیار کوچک با طبیعت شکننده و بار تراکم جمعیتی و میزان مصرف بالا که محیط زیست آن را تا حد غیر وصفی مسموم و پرخطر می کند. بروز انواع سرطان و بیماری های خاص در گیلان یکی از عوامل اصلی این آلودگی هاست. میزان خودکشی در گیلان بالاست و رتبه سوم کشوری را دارد. گیلان اولین استان از نظر میزان تصادفات جاده ای منجر به فوت است. جاده های غیر استاندارد ، راه های باریک و پرپیچ و خم روستایی با تردد زیاد، انواع وسایل موتوری و غیرموتوری، کهنگی و فرسودگی ناوگان حمل و نقل و ناکافی بودن ماشین آلات راهداری اغلب از رده خارج شده، نبود روشنایی کافی در جاده ها و فقدان پل های هوایی و روگذر و زیر گذر در جاده های گیلان از عوامل این مرگ و میر هستند. طوری که استاندار گیلان ، دکتر نجفی در یکی از مصاحبه های خود صراحتاً از وجود بیش از ۱۰۰ نقطه حادثه خیز در گیلان نام برده که شناسایی شده اند و برای اصلاح و رفع آن ها ۱۰۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز است. از طرف دیگر گفته می شود حداقل ۴۰ مورد حوادث غیرمترقبه در کشور وجود دارد که بیش از ۳۰ مورد آن در گیلان اتفاق می افتد، یعنی ۷۵% کل کشور که مجموعاً نشان از بحران بزرگ مرگ و میر در گیلان دارد. از قدیم گفته اند: مرگ می خواهی برو گیلان!

۴ – دعا به جان خرس ها
روزنامه ها به نقل از مسئولان محیط زیست شهرستان رشت خبر دادند که خرس ها از زباله های انباشته شده در جنگل سراوان تغذیه می کنند و عکسی در این رابطه چاپ کردند که خرس ها را در محل دپوی زباله ها نشان می داد. رییس اداره محیط زیست شهرستان رشت ، ضمن این که از جمعیت مطلوب خرس ها در منطقه احساس رضایت می کرد اما ابراز نگرانی کرد که چون خرس همه چیزخوار است ممکن است این تغذیه نامطلوب ، موجب بروز بیماری های واگیردار  و کشنده در این جانواران وحشی شود.
نزدیک به سه دهه است که جنگل سراوان محل دفن و دپوی زباله های رشت و شهرهای پیرامون آن است و بوی تعفن و شیرابه آن عامل بروز اقسام بیماری ها از جمله انواع سرطان در مردم منطقه شده است. نگرانی مردم سراوان و اصولاً شهرستان رشت و صدای نهادهای زیست محیطی سال هاست بلند است ولی راه به جایی نبرده اند. حالا جان انسان به کنار! خوب است که مسئولان محیط زیست شهرستان نگران سلامت حیوانات آن هم از نوع وحشی شده اند! جای مؤسسه حمایت از حیوانات خالی!

۵ – قرار بر  سر مزار شهردار شیرخانی
روز ۲۶ اسفند،  در آخرین روزهای پایانی سال ۹۴ به مناسبت روز شهردار، دکتر ثابت قدم شهردار رشت به اتفاق جمعی از شهرداران سابق شهر بر سر مزار زنده یاد عبدالله شیرخانی شهردار پیش از انقلاب رشت در وادی تازه آباد حاضر شده و فاتحه ای نثار روح آن روانشاد کردند و یادش را گرامی داشتند.
مردم رشت خاطرات خوب و شیرینی از دوره تصدی شهرداری او به یاد دارند. در زمان تصدی شهرداری وی بخشی از نابسامانی های داخلی و درون اداری شهرداری بر طرف شد و نیز مسایل عمران شهری رشت تا حدودی به سامان گردید. یکی از کارهای  ماندنی شهردار شیرخانی احداث بلوار وسیع امام خمینی از میدان فرهنگ در مسیر جاده تهران بود که آن را به شکل چهارباغ طراحی کرد که به صورت، عریض ترین خیابان رشت در آن روز و حتی امروز درآمد.
این گردهم آیی شهرداران بر سر مزار شهردار شیرخانی نشان از حق شناسی و ادای دین به همکار درگذشته است، در عین حال نوعی نمایش تمثیلی از شرح وظیفه ، قبول مسئولیت و خدمت به مردم است. این اقدام هر چه باشد نمایشی یا فرمایشی، آن طور که عده ای گفته اند و می گویند، یک ابتکار و نوجویی است . چه می توانست به صورت یک همایش پرهزینه در سالن شهرداری نیز برگزار شود. چه امروز، کسی به کسی نیست و هیچ کس متأسفانه پاسخگوی هم نیست. وقتی فرزندان و بازماندگان متوفی ای در همین شهر در آستانه سال نو آن چنان درگیر مشکلات زندگی و دغدغه های شخصی خویش اند که فراموش کرده اند یادی از عزیز از دست شده شان داشته باشند و فرصت خواندن یک فاتحه ساده را نیافته اند، این گردهم آیی شهرداران را بر مزار شهرداری که در خاطر مردم خوش نشسته است می توان به فال نیک گرفت. هر چند که جزو برنامه های دیکته شده در این روز بخصوص باشد. یاد شهردار شیرخانی و همه شهردارانی که در هر شهری از گیلان و ایران عزیزمان به درستی خدمت کرده اند گرامی باد.

۶ – اختصاص ۲۰۰ واحد مسکونیِ مسکن مهر به حاشیه نشینان رودخانه های رشت
به کرات نوشتیم و باز می نویسیم تا به نتیجه برسیم. رودخانه های رشت آلوده ترین رودخانه های کشور و عامل عمده سرطان زایی در شهرستان رشت هستند. وارد جزئیات آن نمی شویم که تکرار مکررات است. پنجاه میلیارد تومان اعتبار در سال گذشته برای احیا و نجات این دو رودخانه از سوی دولت اختصاص یافت که البته رقم بسیار ناچیزی است ولی برای شروع کار بی تأثیر نیست. منتها سر این مبلغ میان سازمان آب و شهرداری مناقشه است و هر یک آن را قدر سهم خود می داند. دامنه این مناقشه آن چنان بالاگرفته که در اولین جلسه عمومی شورای اسلامی شهر رشت با اصحاب رسانه در سال ۹۵ ، هر یک از اعضای شورا نظر خاصی بیان داشتند.
محمد علی رفیعی رییس دوره ای شورا اختصاص این مبلغ را تأیید می کند ولی اذعان می دارد که متولی آن هنوز مشخص نیست. خانم شیرزاد دیگر عضو شورا می گوید این مبلغ به جای شهرداری، سر از کار گروه هایی در استانداری درآورده است. واثق کارگرنیا عضو دیگر شورا عقیده دارد ۵۰ میلیارد تومان به مثابه گوشت قربانی شده است که میان چند سازمان تقسیم شده و از این دست اظهار نظرات.
اینجاست که هشیاری مردم رشت و نظارت هوشمندانه بر این حداقل اعتبار تخصیص یافته برای نجات دو رودخانه از آلودگی و ضامن سلامتی اهالی شهر و شهرستان لازم است. مطمئناً با روشنگری های نسبی که در دولت تدبیر و امید اتفاق افتاده و نوعی مشق شفاف سازی در اداره و اجرا به عمل آمده بر مسئولان دولت و مردم است که پاپی اینگونه اعتبارات باشند تا به هنگام ، درست، کارشناسانه و بدون حیف و میل صرف هزینه این پروژه مهم شود.
خوشبختانه رسانه ای شدن موضوع و پیگیری همگام ادارات مربوط و پی جویی های سازمان های مردم نهاد، نوعی وفاق در رفع این معضل پیش آورده که فعلاً اداره راه و شهرسازی هم وارد عمل شده و ۲۰۰ واحد از منازل مسکونی مسکن مهر را در اختیار شهرداری رشت قرار داده تا در طرح پاکسازی حریم رودخانه ها و بازسازی ساحلی که بی شک تعدادی از خانه ها تخریب می شوند به این واحدهای مسکونی منتقل شوند. اقدامی بجا و شایسته که حاصل رایزنی مدیریت دو سازمان و نتیجه همکاری و همگرایی در طرح هایی است که به تنهایی قابل اجرا نیستند و به هم اندیشی و همراهی نیاز دارند. تا وفاق نباشد کار به سامان نمی رسد و تا نفاق است توسعه ای در کار نیست.

۷ – پیشنهاد به آقای شهردار، باغ زربافی را به پارک عمومی تبدیل کنید.
یکی از زیرساخت های توسعه شهرها وجود فضای سبز لازم است. این زیرساخت در شهر رشت در پایین ترین سطح معمول قرار دارد. استاندارد فضای سبز در جهان برای هر فرد ۲۵ متر مربع است. در حالی که سرانه متعارف و قابل قبول فضای سبز شهری در ایران بین ۷ تا ۱۲ متر مربع و حد متوسط آن برای هر فرد ۹ متر مربع تعریف شده است. تا چند سال پیش فضای سبز تهران، پایتخت کشور که زیرساخت های توسعه شهری در آن بیش از هر جای دیگر است ۴/۶ متر مربع بوده که اصلاً قابل قبول نیست . با رشد فزاینده ای که زیرساخت های توسعه در تهران نشان می دهد، این رقم حتماً ارتقا یافته است اما این سرانه فضای سبز در رشت که از نظر تراکم نسبی (جمعیت در مساحت) بعد از تهران دوم است فقط ۲/۴ متر مربع برای هر نفر است یعنی کمتر از نصف سرانه متوسط کشوری! در کجا؟ شهری که مرکز استان سرسبز و جنگلی و نمور و بارانی است! سرانه حقیرانه شهری که روزگاری دروازه اروپا نام داشت و هر سیاح و دیپلمات اروپایی که وارد می شد ، از منظر اقلیم هنوز خود را در اروپا می دید، از رشت به عنوان سبزه شهر و باغ شهر نام می برد.
شهرداری رشت و استانداری سعی دارند اکوپارک در حال تأسیس لاکان را که گفته می شود ۴۵۰ هکتار مساحت دارد و خارج از شهر واقع شده جزو این سرانه بیاورند و از این طریق سرانه فضای سبز را به رقم معقول ۱۰ متر مربع برای هر شهروند رشتی برسانند. اما این پارک اولاً نزدیک به ۱۵ کیلومتر با شهر فاصله دارد و ثانیاً عملیات اجرایی آن هنوز در قوه مانده و خدا می داند با روند کند اجرای کارها در استان کی به فعل برسد. در صورت پایان کار ، اگرچه  پارک بزرگ و توریستی و زیبایی در خارج از شهر خواهیم داشت اما  به هیچ وجه نقش سرانه فضای سبز درون شهری را ارتقا نمی دهد.
برای رفع این مشکل باید در خود شهر جستجو کرد و زمین ها و باغ های متروکه را احیا و تبدیل به پارک نمود. از جمله اراضی کارخانه تعطیل شده ایران الکتریک در کنار رودخانه گوهررود که چند هکتار وسعت دارد و در دل شهر جای دارد و یا باغ  چای متروکه معروف به باغ زربافی که هفت هکتار وسعت دارد و در دل شهر رشت چون نگینی می درخشد. این دو یا یکی از این ها در وحله اول و ترجیحاً باغ زربافی می تواند به همت شهرداری  و شهردار پرتلاش رشت و اعضای شورای شهر و پشتیبانی استانداری و حمایت بخش خصوصی تبدیل به بزرگ ترین پارک عمومی رشت شود . باغ زربافی که تقریباً رها و فراموش شده است و در شرق رشت در محدوده خیابان های چمران، صفاری، بزرگراه مدرس و وادی تازه آباد رشت محصور است به مثابه جواهری خاک گرفته است که اگر دستی بر آن کشیده شود و مشکلات قانونی، حقوقی و ملکی آن برطرف شود بر تارک شهر خواهد درخشید و تنفسگاه جدیدی برای شهروندان خسته شهر خواهد بود. این باغ برای مسئولان شهرداری ناشناخته نیست و سازمان حمل و نقل شهری و اتوبوسرانی شهرداری همسایه دیوار به دیوار جنوبی آن است.  اگر شهردار ثابت قدم همت کند و ثبات قدم نشان دهد  و با مجموعه عوامل ذیربط و ذینفع، جبهه ی واحدی برای احداث این پارک بگشاید، مطمئناً از حمایت مردم و به تبع آن عنایت مسئولان مملکتی نیز برخوردار خواهد شد. طبیعی است که بخش خصوصی هم جایگاه ویژه خود را دارد.

۸ – چشمه های آب گوارا در کنار آلوده ترین رودخانه کشور
شهردار منطقه سه رشت خانمی است که به استناد شواهد موجود، قدم های خوبی در منطقه برداشته است. ایشان در یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار داشته در حاشیه رودخانه زرجوب (قسمت رودبارتان) در حین تسطیح و بازسازی ساحل و احداث پارک به دو چشمه آب بسیار زلال برخورده که بعد از مطالعه از سوی اداره بهداشت کاملاً گوارا و سالم تشخیص داده شده است که برای شرب هیچ منعی ندارد. تا پیش از انقلاب در نزدیکی های همین محل، زیر پل زرجوب (معروف به پل عراق) یکی دو چشمه آب زلال و گوارا وجود داشته که مورد استفاده شرب اهل محل بوده است.
هم چنین در گذشته نه چندان دور چشمه بسیار معروف ولی بزرگوار در تپه مشرف به همین پل، ساحل چپ رودخانه وجود داشته که از روی جهل یا سهل انگاری در تعریض خیابان فرعی (دباغیان) کور شده است. در حالی که می توان با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی و به برکت وجود کارشناسان خوب سازمان آب منطقه ای و همت شهرداری آن ها را مجدداً مورد مطالعه و بررسی قرار داد و در صورت امکان «بازآفرینی» کرد. حالا که عبارت بازآفرینی کم کم بر زبان ها جاری می شود و بخش هایی از شهر را مشمول تعریف خود گرفته است چرا چشمه ها بازآفرینی نشوند!
در کنار همین رودخانه زرجوب (آلوده ترین رود کشور) در خیابان عاطفی چشمه آب بسیار گوارا و بهداشتی قدیمی وجود دارد که اهالی محل از آن استفاده می کنند. این چشمه اخیراً به همت خانم شهردار منطقه ۳ «بازآفرینی» شده ، آن را لوله کشی کرده تا سطح خیابان بالا آورده اند و با سازه ای نسبتاً زیبا و کشیدن لوله و گذاشتن چند شیرآب مورد استفاده عموم قرار دادند. به نقل از خانم شهردار در مصاحبه فوق ، گویا این چشمه برای اهالی محله جنبه تقدس دارد. لابد تقدس آن به خاطر معجزه نهفته در آن است که چطور در کنار رودخانه متعفن و به شدت آلوده زرجوب خداوند این نعمت را بر اهل محل ارزانی داشته  است.
همین یک چشمه و چشمه های دیگر که در بالا دست به آن ها اشاره کردیم نشان می دهد چرا به این رودخانه زرجوب می گفتند، رودخانه ای که امروزه به طنز (زهرجوب) نامیده می شود! اما نکته بسیار مهم و قابل تأمل این جاست که چرا بر پرده نصب شده کنار سازه و کتیبه ، نام چشمه «شیرین سو» نوشته شده که عبارتی ترکی است مگر این جا تبریز یا اردبیل است؟ این چشمه قدیمی است و پیش از این «زنگاب» و «زنگاب چومه » نام داشت. اصولاً چشمه های رشت با نام کلی «چومه» ، «چوشمه» یا «زنگاب» و «روشناب» نامگذاری می شدند و برای تمیز از یکدیگر ،  نام محل یا نمادی از آن به اول یا آخر آن افزوده می شدند. این محله که در گذشته از محلات حاشیه ای شهر به حساب می آمد قبلاً به «شاختی پاختی» محل یعنی محله مهاجر نشین معروف بود. البته همت دو خانوار ترک مقیم آن جا را نمی توان نادیده گرفت که سال ها پیش بر یال رودخانه چند پله زدند و محل چشمه را تمیز نگاه داشتند و یک شیر فلکه گذاشتند. شاید مأموران شهرداری در پرس و جوی محلی تصادفاً از کسانی سوال کردند که از برادران ترک زبان محله بودند و چون اهل تحقیق و تتبّع نبودند نام شیرین سو را به همین سادگی پذیرفتند و حساسیت آن را در نیافتند و شهردار محل نیز بدون هیچ رایزنی و مشورتی آن  را کتیبه کرد.
«شیرین سو» که «آب شیرین» یعنی آب قابل شرب معنی می دهد معمولاً در مناطق آذری زبان و در جوار چشمه های آب معدنی و ترش مزه معروف به «آب ترش» نامگذاری می شود که دو نمونه معروف آن را در راه قدیم رشت تهران می شناسیم. در جوار این چشمه نه چشمه آب معدنی داریم نه آب ترش!  خوب است این چشمه به خاطر قدمت و حرمت اکثر اهالی با نام گیلکی و بومی و قدیمی خود «زنگاب» یا «زنگاب چومه» به معنی چشمه آب زلال یا «روشناب» نامگذاری شود. چشمه آب معروف «چومارسرا» در محله چومارسرای رشت که نام از «چومه» یعنی چشمه گرفته هنوز مورد استفاده اهل محله قرار می گیرد.
خوب است این را هم اضافه کنم که گیلان ۱۵۸۰۰ چشمه آب دارد که تاکنون شناسایی شده اند. الهی که هیچ چشمه ای در هیچ کجا نخشکد و همیشه آب زلال و سالم داشته باشد.

دیدگاه خود را به ما بگویید.