آرشیو برای ‘سرمقاله’ دسته ها
در یک خانه و با هم* یادداشت مدیر مسئول (به جای سرمقاله)
گاهی، برخی از عزیزان خواننده از ما می خواهند و انتظار دارند که در کنار مطالب مختلف در هر شماره، به مسایل سیاسی روز هم که در کشور می گذرد، بپردازیم. نمونه مستند و مسجل آن اشاره به حوادث اخیری است که بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در کشور رخ داد. راستش گیله وا نشریه ای است که در زمینه های مختلف فرهنگی، هنری و پژوهشی، آن هم در حال و هوای جغرافیای گیلان و کم و بیش در پهنه استان های شمالی کشور نفس می کشد. ورود در حوزه سیاست، در حیطه کاری گیله وا نیست. جایگاه و خاستگاه سیاست که بسیار هم التزام دارد و ضروری است در نشریات دیگری است که به همین منظور منتشر می شوند و خوشبختانه هم در استان، هم در پایتخت و هم در دیگر استان ها فراوان وجود دارند.
ما خیلی اگر به سیاست نزدیک شویم، انتقاد از سیاست اجرایی و اداری دولتمردان کشور در زاویه دیدشان نسبت به گیلان و تذ کار به مسئولان استان در جهت رشد، توسعه و اعتلای گیلان و رسیدگی به وضعیت فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مردم استان است، که البته در این مورد کوچک ترین کم کاری نکرده ایم.
در تصرف حریم حرمت ها (سرمقاله شماره ۱۰۵ گیله وا)
در ماهی که پشت سر گذاشتیم، داد دو تن از مسئولان استان درآمد. یکی سازمان منابع طبیعی که از حراج گذاشتن صدها هکتار اراضی کشاورزی و دامپروری سپیدرود رشت و به ثمن بخس بخشیدن آن داد سخن داده است و دیگر سازمان محیط زیست که از تصرف تدریجی شهرداری کیاشهر بر اراضی تنها پارک ملی «خشکی- دریایی ایران» فریاد برآورده است. دادها انگار از ته چاه برآمده است که در بیدادگاه سوء مدیریت ها افاقی نکرده است. طی ده سال گذشته نیمی از جنگل های شمال نابود شده است. تالاب انزلی، نگین تالاب های کشور، در مسیر کمربندی این شهر دو شقه شده است.
نیشتر بر زخم کهنه (سرمقاله شماره ۱۰۴ گیله وا)
چند روز پیش از انتخابات ریاست جمهوری، نشریات استان به نقل از آقای استاندار نوشتند که انتظار دارد «مردم گیلان به چنان حضور پرشوری در انتخابات دست یابند که در سرتاسر کشور نظیر نداشته باشد و توسعه استان، چنانچه حائز رتبه اول شود، به این امتیاز بستگی دارد…»
وقتی «تک و پهلوی» آدم به حرف می آید! (سرمقاله شماره ۱۰۳ گیله وا)
رادیو ایران صبح روز سیزده فروردین، خبر ورود آقای هوگوچاوز رییس جمهور ونزوئلا را به اطلاع عموم رساند و در تحلیلی اعلام داشت که آقای رییس جمهور احمدی نژاد طی چهار سال گذشته ۶ بار به ونزوئلا سفر کرده است و تعداد سفرهای آقای چاوز به ایران از این هم بیشتر بوده است! ما اول فکر کردیم آن چه می شنویم دروغ سیزده است اما بعد کاشف به عمل آمد که واقعیت دارد. خوب چه عیب دارد. صلاح خویش را خسروان دانند. حتماً در این مهمان بازی ها و مهمان نوازی ها حکمتی نهفته است که ما از آن غافلیم. امّا، این سیر و سفرها در طلیعه سال جدید که به نام «اصلاح الگوی مصرف» با هدف پرهیز از اسراف و توسل به صرفه جویی نامگذاری شده، منافات دارد و هم خوان نیست. بگذریم.
سخت است خود را مذمت کردن!
سرمقاله شماره ۱۰۲ گیلهوا
صبح یکی از روزهای دهة فجر امسال، اخبار ساعت ۸ رادیو ایران، ضمن برشمردن افتتاح طرح ها و پروژه های کشور توسط اعضای هیأت دولت، اعلام داشت که وزیر جهاد کشاورزی در همدان حاضر نشد پروژه ی نیمه تمامی را که قرار بود با حضور وی افتتاح شود، افتتاح کند. وی همچنین قرار بود در اسدآباد همدان نیز پروژه ای را بازگشایی کند که چون آنهم نیمه کاره بود افتتاح آن را بر عهده معاون استاندار گذاشت. هر دوی این اقدام از سوی آقای وزیر قابل تقدیر است و این قاطعیت و درستی عمل او را می رساند، چون از این دست پروژه های نیمه کاره که هر یک چندین بار به دست وزیران و مقامات عالی رتبه کشوری افتتاح شده و می شوند، فراوان وجود دارد.
یک پیش پرده و سه پرده از نمایش غمباری که بر گیلان می گذرد (سرمقالهی شمارهی ۱۰۱)
تعارفات آقای رئیس جمهور احمدی نژاد در سفر دوم استانی هیأت دولت به گیلان
نقش گیلان ، در سیاست و اقتصاد کم نظیر است (گیلان امروز ، ۲۵ مهر ) .
استان گیلان مانند شجره طیبه است که اصل آن در زمین و شاخ و برگش در آسمان است .
[ گیلان ] ذخیره پایان ناپذیر فرهنگ و ادب و معنویت ایران عزیز است .
برای شکست دادن شما [ منظور دشمنان ] فقط جوانان رشت و گیلان کفایت می کند .
استقبال مردم گیلان ، مسئولیت ما را دو چندان کرد .
نرخ بالای ۱۲ درصد بیکاری برای گیلان ، اسباب شرمندگی همه ماست .
(به نقل از گلچین امروز : ۲۵ و ۲۷ و۲۸ مهر) .
پرده اول : گاو دزدی ملی
خدایی « گاب دکفته بازار » غریبی است ! هیچ کس و هیچ چیز سر جایش نیست . روزنامه خزر در تاریخ هفدهم مهرماه به نقل از رئیس شورای اسلامی شهررشت ، از انتقال شبانه ۱۲۰۰ راس گاو شرکت سپیدرود گیلان به استان اردبیل » خبر داد . ظاهراً خبر چنگی به دل نمی زند و حتی توی ذوق آدم می زند ، چون محور خبر و موضوع اصلی آن تعدادی گاو است و انتقال آن ها از جایی به جای دیگر .
ا ما باور بفرمایید در همین جمله کوتاه داخل دو « گیومه » چندین نکته بسیار مهم وجود دارد که برای استان فوق ا لعاده حیاتی است . حالا به تجزیه و تحلیل خبر می نشینیم . بر این تحلیل دو جور می شود و ارد شد هم موضوعی به صورت کلید واژه ، به اصطلاح فنی و تخصصی ، هم به صورت کلمه به کلمه ، به اصطلاح عامیانه دو دو تا چهار تا . اجازه دهید نوع ساده و عامیانه آن را انتخاب کنیم .
حرف اول از سال هفدهم (سرمقالهی شمارهی ۱۰۰)
برای گیله وا اتفاق میمونی است که انتشار صدمین انتشار صدمین شماره آن با آغاز هفدهمین سال انتشار مجله تقارن یافته است. از یک طرف گذشت سالی دیگر بر عمر نشریه و آغاز سالی نو از آن ، خود یک توفیق بزرگ است و از طرف دیگر انتشار صد شماره پی در پی و بی وقفه همراه با شادی و نشاطی که در کنار آن حس می شود، موفقیتی دیگر. آن هم برای نشریه ای از جنس فرهنگی هنری ادبی بویژه از نوع بومی و قومی، در شرایطی خاص که امروزه بر جامعه و مطبوعات ما می گذرد.
ما معمولاً در نخستین شماره هر سال جدید که بر عمر گیله وا می گذرد مختصر یادداشتی بر آن می گذاریم و از چند و چون سالی که بر نشریه گذشته است،گزارش مختصری می دهیم تا مخاطبان ما در جریان امر قرارگیرند. متأسفانه همه این سال ها سخت و دشوار گذشت، اما به موازات آن شیرینی ها و حلاوت هایی هم با خود داشت. صعوبت کار و مشکلات آن هم سال بیشتر از سال گذشته بود، اما شور و ملاحت کار نیز هر سال فزون تر گشت. شاید همین ویژگی، تعادل کار را ممکن ساخت و ما را امیدوار به تداوم آن کرد که دوام آوریم و ادامه دهیم.