نوشته‌های با برچسب ‘گیله وای شماره ی 113’

گیله‌‌وا/ صد و سیزده

آن چه در این شماره می‌خوانید :

بخش فارسی

«فسنجان» گفتی و کردی خلاصم! / سرمقاله

یادداشت مدیرمسئول-۱ : نوروزبل ۱۵۸۵ در راه است.

یادداشت مدیرمسئول-۲ : کی داد، کی گرفت؟ (حدیث خانه میرزاکوچک جنگلی)

یادداشت سردبیر خبرهای فرهنگی، هنری و…

وضعیت غیرکلاسیک، راه حل غیرکلاسیک می‌‌طلبد (نقدی در حوزه زبان گیلکی)/ امین حسن‌پور

نظارت کامل بر منابع آبی، پای صحبت مهندس احمد محامد از کارشناسان پیشکسوت آب و آبیاری

اوخان: تاریخ شفاهی به روایت محمد شمس لنگرودی / س. آماردوس      

نامداران گیلان: عمادالدین محمود گاوان (به مناسبت پانصد و بیستمین سال شهادت او) / ناصر پویان

استادایرج افشار، ایران شناس نامدار درگذشت

هارای هارای (سرو صدای دست‌فروشان بازارهای روز و هفتگی) / رضا کوچصفهانی 

بحران روایت، حاشیه‌ای بر داستان گیلکی «حیکایت» مسعود پورهادی / امین حسن‌پور         

گزارش پنجمین همایش شعر گیلکی خانه فرهنگ گیلان / جلال رنجبر پویا

نام‌ها و نامگذاری‌های مناطق روستایی و جنگلی شمال ایران / سید نورالدین اکرامی

رابطه‌ها و علقه‌های انسان و حیوان در روستا (شهرستان رودبار) قسمت سوم ماکیان / محمدعلی جعفری دوآبسری

مقیاس‌ها در اشکور / علی یعقوبی اشکوری

نی ناکی: چهل منبر (نقد و تحلیل فیلم مستند از آرش یزدانی) / سمیرا بزرگی     

صد شماره پیش: معرفی شماره ۱۳ گیله‌وا

گیله‌وا در آستانه بیست سالگی

خودمانی با مخاطبان خود/ گیله‌وا

تازه کتاب

بخش گیلکی

شعر گیلکی: عباس احمدی ـ منوچهر بخشی ـ م.پ.جکتاجی ـ ابراهیم شکری ـ فرامرز شکوری ـ حسین شهاب ـ حسینعلی صادقی سرشت ـ علیرضا صدیق ـ غلامحسن عظیمی ـ ناهید فتوحی ابوابی ـ حسین فدایی ـ محمدابراهیم ملکی

داستان: ‌شغل / سین سیامک

جنین / مهاپا

* گیله‌وا در حک‌، اصلاح‌ و تلخیص‌ مطالب‌ آزاد است‌.

* چاپ‌ هر مطلب‌ به‌ معنای‌ تأیید آن‌ نیست‌.

* مطالب‌ ارسالی‌ به‌ هیچ‌ وجه‌ مسترد نخواهد شد.

* استفاده‌ فرهنگی‌ از مطالب‌ گیله‌وا به‌ شرط‌ ذکر مأخذ، آزاد و استفاده‌ انتفاعی‌ از آن‌ منوط‌ به‌ اجازه‌ کتبی‌ است‌.


سرمقاله ی مدیر مسؤول:فسنجان‌ گفتی‌ و کردی‌ خلاصم‌!

در اصطلاح‌ گیلکان‌ «فسنجن‌» علاوه‌ بر این‌ که‌ نام‌ خورشت‌ِ مجلسی‌ ، پرهزینه‌ و خوش‌ مزه‌ای‌ است‌، مجازاً به‌ معنی‌ هر چیز پخته‌ شده‌ و آماده‌ برای‌ استفاده‌است‌. بخصوص‌ در مورد حرف‌ رک‌ و صریح‌ و تمام‌ کمال‌ گفته‌ شده‌ به‌ آدمی‌ که‌ یک‌ کمی‌ دیر می‌گیرد. مثل‌ آن‌ چه‌ خیلی‌ چیزها به‌ ما مطبوعاتی‌ها گفته‌ می‌شود ولی‌ما زیاد به‌ خود نمی‌گیریم‌، سعی‌ می‌کنیم‌ یک‌ جوری‌ دور بزنیم‌ و از کنارش‌ بگذریم‌. بنابراین‌ کسی‌، شخصی‌ حقیقی‌ یا حقوقی‌باید رک‌ گویی‌ کند و آب‌ پاکی‌ را روی‌دست‌ ما بریزد، به‌ اصطلاح‌ «فسنجن‌» کند تا بفهمیم‌!

کاری‌ که‌ این‌ بار اداره‌ پست‌ با ما کرد. امروزه‌ کار فرهنگی‌ به‌ ویژه‌ از نوع‌ رسانه‌ای‌ و مکتوب‌، در جامعه‌ای‌ مثل‌ جامعه‌ ما، کار جنون‌آمیزی‌ است‌ و آدمی‌ که‌ کار فرهنگی‌ می‌کند، در شرایط‌ حاضر، به‌واقع‌ مجنونی‌ بیش‌ نیست‌ بی‌ آن‌ که‌ «جان‌ِ لیلی‌» در کار باشد. چندی‌ پیش‌ جهت‌ ارسال‌ سه‌ نسخه‌ مجله‌ برای‌ سه‌ مشترک‌ جدید خارج‌ از کشور به‌ اداره‌ پست‌ مراجعه‌ کردم‌. پست‌ از جمله‌ اداراتی‌ است‌ که‌ هر روز هفته‌ با آن‌ کاردارم‌، به‌ دلیل‌ این‌ که‌ کار رسانه‌ای‌ و انتشاراتی‌ بدون‌ پست‌ امکان‌پذیر نیست‌. اتفاق‌ عجیبی‌ افتاد و آن‌ این‌ که‌ هزینه‌ پست‌ نسبت‌ به‌ روز گذشته‌ بالا رفته‌ بود. خوب‌بالا رفتن‌ قیمت‌ در کشور ما چیز عجیبی‌ نیست‌. اتفاقی‌ است‌ که‌ همیشه‌ می‌افتد و ما به‌ آن‌ عادت‌ کرده‌ایم‌. اما بالا رفتن‌ داریم‌ تا با «لا» رفتن‌. یک‌ بار می‌ بینی‌ پله‌ پله‌و تدریجی‌ است‌ چندان‌ فشاری‌ بر آدم‌ وارد نمی‌آید، یک‌ بار هم‌ پرشی‌ و جهشی‌ است‌ که‌ گرده‌ آدم‌ را می‌شکند. ولی‌ این‌ بار بالا رفتن‌ از نوع‌ دیگر، عرشی‌ و فرشی‌ بود،یعنی‌ ترا آن‌ چنان‌ بالا برد و محکم‌ به‌ سقف‌ آسمان‌ کوبید که‌ هوش‌ از سرت‌ پرید آنگاه‌ فرش‌ زمینت‌ کرد. حرص‌ و آز هم‌ متر و متراژ و حد و مرزی‌ دارد. گویا این‌ بار خود حرص‌ و آز هم‌ دچار تورم‌ شده‌ و حذف‌ یارانه‌ها، روی‌ این‌ دو خصلت‌ بد انسانی‌، بدتر! اثرگذاشته‌ است‌. مجله‌ای‌ که‌ ۱۵۰۰ تومان‌ قیمتش‌ است‌ و قبلاً چیزی‌ همین‌ حدود نقش‌ تمبر می‌خورد و خارج‌ از کشور می‌رفت‌ این‌ بار اما با بالا رفتن‌ قیمت‌، هزینه‌ پستی‌آن‌ به‌ ۸۵۰۰ تومان‌ رسید یعنی‌ بیش‌ از ۵ برابر! جان‌ کلام‌ این‌ که‌ هزینه‌ پستی‌ سه‌ تا مجله‌ برای‌ ما ۲۵ هزار تومان‌ آب‌ خورد تا برود آن‌ طرف‌ آب‌! ماندیم‌ معطل‌ فردا که‌شماره‌ جدید درآمد و بیش‌ از ۱۸۰ مجله‌ را باید بفرستیم‌ سرتاسر دنیا چه‌ کنیم‌؟

به‌ قول‌ ما گیلک‌ها «آئو…» چه‌ خبر است‌ مگر سرآوردی‌! کفش‌ و کلاه‌ کردیم‌ رفتیم‌ ملاقات‌ مدیرکل‌. منشی‌ مدیر کل‌ در عین‌ ادب‌ فرمایشی‌ و با چرب‌ زبانی‌ نمایشی از پیش‌ آموخته‌ جوابمان‌ گفت‌ و حواله‌ داد به‌ روز سه‌ شنبه‌ که‌«آقا» ملاقات‌ عمومی‌ دارد! خدا و خلق‌ خدا از این‌ ملاقات‌های‌ عمومی‌ یک‌ روز در هفته‌ ادارات‌ خبر دارند. ما نیازی‌ به‌ این‌ جور ملاقات‌های‌ عمومی‌ نداشتیم‌.اورژانسی‌ کار دستمان‌ مانده‌ بود. تازه‌ می‌دانستیم‌ در ملاقات‌ عمومی‌ که‌ گوش‌ تا گوش‌ آدم‌ نشسته‌ آقای‌ مدیر کل‌ چیزی‌ برای‌ گفتن‌ ندارد، او هم‌ تابعی‌ از بالادست‌خود است‌، از مرکز پست‌ کشور که‌ دیکته‌ می‌ کند آن‌ چه‌ را که‌ نشستند و گفتند و برخاستند و حکم‌ به‌ وارد کردن‌ آخرین‌ تیر خلاص‌ بر پیکر فرتوت‌ فرهنگ‌ و کتاب‌ ومطبوعات‌ دادند. با این‌ همه‌ آن‌ چه‌ را که‌ لازم‌ بود به‌ روابط‌ عمومی‌ پست‌ گفتیم‌ تا او بی‌ کم‌ و کاست‌ به‌ مدیر کل‌ روزهای‌ سه‌ شنبه‌ برساند و او هم‌ اگر خواست‌ غیرتی‌ نشان‌ دهد آن‌را به‌ بالادست‌ خود، به‌ وزارت‌ متبوع‌ منتقل‌ کند.

در همه‌ جای‌ دنیا رسم‌ است‌ برای‌ مطبوعات‌ سوبسید می‌دهند حمل‌ و نقل‌ کتاب‌ و مجله‌ و روزنامه‌ مشمول‌ نوعی‌ حمایت‌ مخصوص‌ و سوبسید دولتی‌ است‌. چراکه‌ فرهنگ‌ هیچ‌ وقت‌ بی‌ نیاز از کمک‌ نبوده‌ است‌. در کشورهای‌ فرهنگ‌ ساز و فرهنگ‌ پرور به‌ مطبوعات‌ و انتشارات‌ و هزینه ارسال‌ کتاب‌ و مجله‌ کمک‌ می‌شود. در کشورما این‌ سوبسیدها در سال‌های‌ اخیر به‌ حداقل‌ میزان‌ خود رسیده‌ بود اما این‌ بار نه‌ فقط‌ قطع‌ شد بلکه‌ مطبوعات‌ یک‌ چیز هم‌ بدهکار شدند.

در جامعه‌ای‌ که‌ به‌ هر دلیل‌ ممکن‌ و ناممکن‌، چه‌ از بالا، چه‌ از پایین‌، بستر جوری‌ فراهم‌ آمده‌ که‌ تن‌ به‌ مطالعه‌ نمی‌دهد یا بسیار کم‌ می‌دهد و فرهنگ‌ در حدشعار مانده‌ است‌ و به‌ انواع‌ حیل‌ سعی‌ می‌شود از آن‌ بهره‌برداری‌ کاذب‌ شود، طبیعی‌ است‌ انسان‌ در مواجهه‌ با گذران‌ زندگی‌ و چنبره‌ گرانی‌ و تورم‌ در آخرین‌ پستوی‌نیازهای‌ زندگی‌، فرهنگ‌ را قربانی‌ می‌کند. این‌ کار پست‌ و این‌ عمل‌ دولت‌ به‌ منزله‌ بایکوت‌ کردن‌ فرهنگ‌ و مات‌ شدن‌ آن‌ در بازی‌ شطرنج‌ سیاست‌ و اقتصاد از یک‌ طرف‌ و فرهنگ‌ و معنویت‌ از طرف‌دیگر است‌. جامعه‌ای‌ که‌ کتاب‌ نخواند یا کتاب‌ و مطبوعات‌ مطلوب‌ نداشته‌ باشد و طیف‌ محدود و معدود مشتاقان‌ آن‌ هم‌ به‌ هر دلیل‌ از آن‌ دور باشند یا غافل‌ بمانندفاتحه‌ کار فرهنگی‌ را باید خواند.

در چنین‌ جامعه‌ای‌، کتابفروش‌، عروسک‌ فروش‌، مداد پاک‌ کن‌ فروش‌، قهوه‌ تلخ‌ فروش‌ و کارت‌ ایرانسل‌ فروش‌ می‌شود ومطبوعات‌ آن‌ هم‌ زرد و جدولی‌! همیشه‌ با ترس‌ و نگرانی‌ کار کردن‌ و با دغدغه‌ ادامه‌ دادن‌، مولّد را به‌ تردید و عصبیت‌ و خستگی‌ سوق‌ می‌ دهد و آن‌ گاه‌ که‌ با همه‌ غیرت‌ از روی‌ پوست‌ کلفتی‌فرهنگی‌ استقامت‌ و پایمردی‌ نشان‌ می‌دهد، این‌ جور تیر خلاص‌ است‌ که‌ بر او وارد می‌آید. میان‌ همه‌ رنج‌های‌ موجود، یک‌ سرمستی‌ برای‌ ما مانده‌ بود و آن‌ این‌ که‌ بعد از تولید به‌ هر جان‌ سختی‌، مزه‌ پخش‌ آن‌ را بچشیم‌ که‌ پست‌ لذّت‌ آن‌ را هم‌ از ماگرفت‌.

این‌ گرانی‌ و بالا بردن‌ هزینه‌ پستی‌ اخیر یک‌ پیام‌ آشکار و صریح‌ دارد. یک‌ آب‌ پاکی‌ است‌ که‌ دولت‌ روی‌ دست‌ فرهنگ‌ و تولیدات‌ سالم‌ فرهنگی‌ ریخته‌ است‌.یک‌ حرف‌ نهایی‌ و یک‌ خط‌ و نشان‌ غایی‌ است‌ برای‌ مولدان‌ فرهنگ‌ سالم‌ و پویا که‌ بابا چطور به‌ شما بگویم‌ تعطیلش‌ کنی‌. تو که‌ کاری‌ نمی‌کنی‌ پایت‌ به‌ زندان‌ وتعطیلی‌ نشریه‌ بکشد، نمی‌خواهد کار کنی‌. تولید نکن‌، فرهنگ‌ ملی‌ و بومی‌ خودت‌ را نمی‌خواهد صادر کنی‌. بگذار در کوزه‌ آبش‌ را بخور! می‌بینی‌ که‌ خیلی‌ راحت‌فرهنگ‌ چشم‌ بادامی‌ها و ینگه‌ دنیایی‌ها وارد می‌شود. فرهنگ‌ چیپ‌ و ارزان‌ و قابل‌ دسترس‌ چینی‌ و کره‌ای‌، اروپایی‌ و آمریکایی‌، حتی‌ کلمبیایی‌ و مکزیکی‌ بدون‌هیچ‌ هزینه‌ای‌ مستقیم‌ و غیر مستقیم‌. «فسنجن‌» گفتی‌ و کردی‌ خلاصم‌!


یادداشت‌ مدیرمسؤول‌ – ۱

نوروزبل‌ ۱۵۸۵ در راه‌ است‌

«نوروزبل‌» جشن‌ سال‌ نو گیلان‌ باستان‌ در راه‌ است‌. شب‌ ۱۷ مردادماه‌ امسال‌ مصادف‌ با اول‌ نوروزماه‌ ۱۵۸۵ آیین‌ تحویل‌ سال‌ کهن‌ گیلانی است‌ که‌ از دیرباز به‌ صورت‌ سنتی‌ با اجرای‌ مراسم‌ خاص‌ میان‌ گالشان‌ رشته‌ کوههای‌ البرز در گیلان‌ و مازندران‌ (دامداران‌ شمال‌ کشور) برگزار می‌شود. اجرای‌این‌ رسم‌ دیرپا به‌ گواه‌ اسناد تاریخی‌ قرن‌ها با شدت‌ وحدت‌ تمام‌ تداوم‌ داشت‌ تا نزدیک‌ به‌ سه‌ دهه‌ پیش‌  که‌ با بروز تحول‌ در نظام‌ دامداری‌ و مهاجرت‌دامداران‌ و عدم‌ توجه‌ جوانان‌ به‌ این‌ پیشه‌ و گسل‌ بی‌ توجهی‌ به‌ آداب‌ و سنن‌ قومی‌ و ملی‌ و گسست‌ نسل‌ها رو به‌ فراموشی‌ گذاشت‌.

در مرداد ۱۳۸۵ به‌ همت‌ دوستداران‌ فرهنگ‌ بومی‌ گیلان‌ نخستین‌ اجرای‌ نمادین‌ آن‌ در روستای‌ ملکوت‌ از توابع‌ شهرستان‌ املش‌ برگزار شدو مورد استقبال‌ قرار گرفت‌. از سال‌ ۱۳۸۶ با همت‌ و یاری‌ سازمان‌ میراث‌ فرهنگی‌ این‌ مراسم‌ سه‌ سال‌ متوالی‌ برگزار شد. سال‌ گذشته‌ در برگزاری‌پنجمین‌ سال‌، متأسفانه‌ به‌ دلایل‌ نه‌ چندان‌ قانع‌ کننده‌ جلوی‌ مراسم‌ گرفته‌ شد و علی‌ رغم‌ دعوت‌ عمومی‌ و فراخوان‌ گسترده‌ سازمان‌ میراث‌ فرهنگی‌،چاپ‌ پوستر و نصب‌ بنر و انتشار کتابچه‌ ویژه‌ نوروزبل‌ در روز موعود جلوی‌ برگزاری‌ مراسم‌ گرفته‌ شد. شرح‌ کامل‌ ماجرا و گزارش‌ دقیق‌ آن‌ و دلایل‌عدم‌ برگزاری‌ در شماره‌ ۱۱۰ گیله‌وا مورخ‌ مرداد – شهریور ۱۳۸۹ چاپ‌ شده‌ است‌.

دلایل‌ عمده‌ عدم‌ برگزاری‌ به‌ طور کلی‌ به‌ علل‌ زیر بوده‌ است‌:

از سوی‌ سازمان‌ میراث‌ فرهنگی‌، صنایع‌ دستی‌ و گردشگری‌ گیلان‌، مسأله‌ عدم‌ هم‌ آهنگی‌ دستگاههای‌ اجرایی‌ با سازمان‌ عنوان ‌ شد.

از سوی‌ نماینده‌ شهرستان‌ رودسر و املش‌ عدم‌ برگزاری‌ بخاطر فراهم‌ آوردن‌ تمهیدات‌ لازم‌ و بیشتر باشکوه‌ اجرا کردن‌ آن‌ در سال‌ آتی‌ عنوان‌ شد.

از سوی‌ فرمانداری‌ محترم‌ املش‌ و نیروی‌ انتظامی‌ منطقه‌ بخاطر رعایت‌ پاره‌ای‌ ملاحظات‌ امنیتی‌ عنوان‌ شد.

اکنون‌ با گذشت‌ ده‌ ماه‌ از آن‌ تاریخ‌ و ماندن‌ دو ماه‌ دیگر که‌ فرصت‌ بسیار زیادی‌ بوده‌ و هست‌ امیدواریم‌ نوروزبل‌ امسال‌ باشکوه‌ خاص‌ و با هم‌آهنگی‌ همه‌ نهادها در روز موعود برگزار شود.

بنابراین‌ سازمان‌ میراث‌ فرهنگی‌ ،صنایع‌ دستی‌ و گردشگری‌ علاوه‌ بر ۱۰ ماه‌ گذشته‌ دو ماه‌ دیگر فرصت‌ دارد تا هم‌ آهنگی‌های‌ لازم‌ با ادارات‌دیگر را فراهم‌ آورد و جبران‌ قصور سال‌ گذشته‌ را بنماید.

نماینده‌ محترم‌ رودسر و املش‌ که‌ اتفاقاً خود را از مشوقان‌ و مبلغان‌ فرهنگ‌ بومی‌ منطقه‌ و فردی‌ گیلان‌ دوست‌ و گیلان‌ مدار معرفی‌ می‌ کند و به‌خاطر حضور در مجلس‌ قاعدتاً دید فراخ‌تری‌ دارد، آن‌ قدر فرصت‌ داشتند و هنوز دارد که‌ برای‌ باشکوه‌تر برگزارکردن‌ این‌ مراسم‌ نیک‌ آن‌ طور که‌سال‌ گذشته‌ قول‌ دادند آستین‌ همت‌ بالا زند و نگاه‌های‌ منفی‌ را از چشم‌ مسئولان‌ شهرستان‌ که‌ معمولاً نگاه‌ محدودتری‌ دارند، بزداید.

فرمانداری‌ محترم‌ املش‌ هم‌ که‌ با برگزاری‌ این‌ گونه‌ جشنواره‌ها و مراسم‌ نیک‌ گذشتگان‌ جان‌ فرهنگی‌ می‌گیرد فرصت‌ آن‌ را داشته‌ و دارد که‌ برای‌فراهم‌ آوردن‌ موجبات‌ رشد و توسعه‌ گردشگری‌ و ایجاد اشتغال‌ و پذیرش‌ توریست‌ بتواند از پس‌ کم‌کاری‌ سال‌ گذشته‌ برآید.

فراموش‌ نکنیم‌ این‌ رسم‌ نیکوی‌ مردمی‌ هزاران‌ سال‌ است‌ برگزار شده‌ و می‌شود و جلوگیری‌ از اجرای‌ آن‌ ادارات‌ ما را از مردمی‌ بودن‌ خود دورمی‌کند.

به‌ اندازه‌ کافی‌ در مورد نوروزبل‌ در سال‌های‌ اخیر گفته‌ و نوشته‌ شد. حتی‌ سال‌ گذشته‌ کتابچه‌ مستقلی‌ از سوی‌ سازمان‌ میراث‌ فرهنگی‌ چاپ‌ شد تابرای‌ پیشگیری‌ از کج‌تابی‌های‌ برخی‌ نظرات‌، سندی‌ مکتوب‌ موجود باشد ولی‌ چون‌ ما اهل‌ مطالعه‌ نیستیم‌ نمی‌خوانیم‌ و دوست‌ داریم‌ بیشتر رودررو به‌توضیح‌ واضحات‌ و ادای‌ شفاهیات‌ بپردازیم‌، پس‌ سازمان‌ میراث‌ فرهنگی‌ که‌ تولیت‌ این‌ گونه‌ امور را دارد باید بیشتر زحمت‌ بکشد.

برای‌ برون‌ رفت‌ از این‌ بن‌ بست‌ و هضم‌ آن‌ توسط‌ مدیرانی‌ که‌ بیش‌ از مستندات‌ و مستدلات‌ تاریخی‌ و علمی‌ به‌ سلیقه‌های‌ شخصی‌ و دریافته‌های‌محدود خود تکیه‌ می‌کنند، پیشنهاد می‌شود سازمان‌ میراث‌ در چند مورد ذیل‌ پیشگام‌ و پیشقدم‌ شود:

۱ – رسم‌ دیرپا، مردمی‌ و شاد نوروزبل‌ را اول‌ از  همه‌ ثبت‌ میراث‌ فرهنگی‌ کشور کند تا مصون‌ از هرگونه‌ تفسیرهای‌ شخصی‌ و سلایق‌ فردی‌ وکج‌تابی‌های‌ حاصله‌ بتوان‌ آن‌ را بعنوان‌ یک‌ میراث‌ فرهنگی‌ و معنوی‌ عموم‌ گیلانیان‌ و ایرانیان‌ مطرح‌ کرد.

۲ – «نوروزبل‌» را به‌ عنوان‌ یکی‌ از مواریث‌ فرهنگ‌ ایران‌ در سطح‌ ملی‌ بشناساند و بر روی‌ آن‌ برنامه‌ریزی‌ کرده‌ با حمایت‌ بخش‌ خصوصی‌سرمایه‌ گذاری‌ کند تا بدین‌ وسیله‌ گردشگران‌ ایرانی‌ و خارجی‌ را به‌ سوی‌ منطقه‌ کشانده‌، ایجاد اشتغال‌ و رونق‌ اقتصادی‌ نماید.

۳ – روز برگزاری‌ آیین‌ نوروزبل‌ را به‌ عنوان‌ روز استان‌ اعلام‌ نماید همچنان‌ که‌ در برخی‌ استان‌ها اینک‌ یک‌ روز را به‌ عنوان‌ روز نماد استان‌شناسایی‌ و معرفی‌ کرده‌ جشن‌ می‌گیرند و برنامه‌های‌ متنوع‌ اجرا می‌ کنند (به‌ عنوان‌ مثال‌ ۱۴ مرداد روز مشروطه‌ در آذربایجان‌ شرقی‌)

متأسفانه‌ در این‌ مورد نیز گیلان‌ در زمره‌ استان‌های‌ عقب‌ مانده‌ و آخر است‌ و با همه‌ روشنایی‌های‌ تاریخی‌ و فرهنگی‌ هنوز در معرفی‌ روز استان‌خود اقدامی‌ نکرده‌ است‌. شاید کم‌کاری‌ پژوهشگران‌ گیلانی‌ هم‌ در این‌ زمینه‌ بی‌ تأثیر نبوده‌ باشد. چون‌ سازمان‌های‌ ذیربط‌ نسبت‌ به‌ این‌ گونه‌ مواردچندان‌ مسئولیتی‌ احساس‌ نمی‌کنند و یا اساساً آن‌ را نمی‌شناسند. مقوله‌ فرهنگی‌ را باید از طریق‌ پژوهشگران‌ به‌ متولیان‌ اداری‌ آن‌ شناساند و گرنه‌ دربوته‌ فراموشی‌ خواهد ماند.

باری‌، به‌ امید این‌ که‌ نوروزبل‌ امسال‌، ما را پیش‌ روی‌ گذشتگان‌ ما سربلند کرده روحشان‌ را شاد کند.


صد شماره پیش:گیله وای شماره ی ۱۳

گفتیم‌ حالا که‌ صد شمارگی‌ را پشت‌ سر گذاشتیم‌، چه‌ خوب‌ است‌ با هر شماره‌ جدید، صدشماره‌ قبل‌ آن‌ را نیز مورد مطالعه‌ اجمالی‌ قرار دهیم‌ تا برای‌ مخاطبان‌ عزیز و خوانندگان‌ جدید ما،شماره‌های‌ گذشته‌ نیز معرفی‌ و تداعی‌ شود که‌ صد شماره‌ پیشتر چه‌ گفتیم‌ و چه‌ نوشتیم‌؟ به‌ دیگرروایت‌ حالا که‌ شماره‌ صد و سیزده‌ گیله‌وا دست‌ شما خواننده‌ عزیز قرار دارد، بدانید در شماره‌سیزده‌ گیله‌وا که‌ حدود ۱۸ سال‌ پیش‌ منتشر شد چه‌ مطالبی‌ آمد و به‌ چه‌ مسایلی‌ پرداخته‌ شد. شماره‌ ۱۳ گیله‌وا (اولین‌ شماره‌ از سال‌ دوم‌) در تاریخ‌ تیر و مرداد ۱۳۷۲ و در ۴۴ صفحه‌ به‌ قیمت‌ ۶۰۰ ریال‌عرضه‌ شد. روی‌ جلد دو رنگ‌ و با عکسی‌ ساده‌ از سوسن‌ چلچراغ‌ آراسته‌ بود. در پشت‌ جلد عکس

  • حرف‌ اول‌، سال‌ دوم‌ ص‌ ۳
  • خبرهای‌ فرهنگی‌، هنری‌، علمی‌ و… ص‌ ۴ و ۵
  • · سفر به‌ منقار عقاب‌ (گزارش‌ سفر به‌ جمهوری‌ آذربایجان‌) از احمد قربان‌ زاده‌ ص‌ ۶-۸
  • · گیلان‌شناسی‌ در خارج‌ از کشور (معرفی‌ کتاب‌ گیلان‌ و آذربایجان‌ شرقی‌ به‌ زبان‌ فرانسه‌) اثر مارسل‌ بازن‌ وکریستین‌ برومبورژه‌ ص‌ ۹
  • · چه‌ دوستی‌ بهتر از آواز! (پای‌ صحبت‌ فریدون‌ پوررضا خواننده‌ اصیل‌ترین‌ ترانه‌های‌ گیلکی‌) ص‌ ۱۰-۱۲
  • · تحلیلی‌ درباره‌ واژه‌ وهشتن‌ از زنده‌یاد دکتر میراحمد طباطبایی‌
  • · زبان‌ معیار «گیله‌وا» زبان‌ چه‌ عصری‌ است‌؟ (نامه‌ زنده‌یاد اکبر رادی‌ نمایشنامه‌نویس‌ برجسته‌ ایران‌ به‌ مدیرگیله‌ وا) ص‌ ۱۴-۱۵
  • · زیبایی‌های‌ گیلان‌ در اشعار پاول‌ فلمینگ‌ (شاعر آلمانی‌ قرن‌ هفدهم‌ میلادی‌)، برداشت‌ و ترجمه‌ دکترعبدالکریم‌ گلشنی‌ ص‌ ۱۶-۱۷
  • · مطالعات‌ مربوط‌ به‌ شمال‌ ایران‌ در مطبوعات‌ کشور و کتابهای‌ تازه‌ ص‌ ۱۸
  • · که‌ مازندران‌ شهر ما یاد باد (نامه‌ای‌ از مازندران‌) و نقد و بررسی‌ کتاب‌ شعر امروز مازندران‌ (به‌ کوشش‌اسدالله‌ عمادی‌) از محمود جوادیان‌ کوتنایی‌ ص‌ ۲۸-۲۹
  • · نامداران‌ مازندران‌: ابراهیم‌ بن‌ ابله‌ از حسین‌ صمدی‌ ص‌ ۲۸
  • · تنها خوبی‌ است‌ که‌ میماند (مدخل‌ گیله‌ وا) و گزارشی‌ از پرورشگاه‌ مژدهی‌ از ذبیح‌ الله‌ شبان‌ ص‌ ۳۰-۳۱
  • · بازیها: آغوزبازی‌ (بازی‌ با گردو) از رحیم‌ چراغی‌  ص‌ ۳۲-۳۳

سوسن‌ چلچراغ‌ ، نادره‌ گلی‌ یگانه‌، پیدا در ارتفاعات‌ گیلان‌ از مهرداد خوشه‌ چین‌ ص‌ ۳۴-۳۵

  • · پلنگ‌ گیلان‌ ص‌ ۳۵
  • · پوریای‌ ولی‌ و نظری‌ به‌ بقعه‌ آقا پیرولی‌ در کما مردخ‌ فومن‌ از محمدعلی‌ بقایی‌ ص‌ ۳۶
  • · پیش‌ کسوتان‌ ورزش‌ کشتی‌ در گیلان‌ (محمد تقی‌ غبرایی‌) ص‌ ۳۷
  • · پرندگان‌ در باور مردم‌ (جینجیره‌ جیس‌) از محمود پاینده‌ لنگرودی‌ ص‌ ۳۸
  • · شاعران‌ ولایت‌ (معرفی‌ حسن‌ فرضی‌پور نمونه‌ای‌ از شعر گیلکی‌ او) از هوشنگ‌ عباسی‌ ص‌ ۴۰
  • · نقد و نظر خوانندگان‌…

مطالب‌ بخش‌ گیلکی‌

  • · با اشعاری‌ از محمد ولی‌ مظفری‌ – سید علی‌ زیباکناری‌ – کریم‌ مولاوردیخانی‌ – محمد فارسی‌ – جلیل‌قیصری‌ – حسن‌ فرضی‌پور
  • · ترانه‌های‌ فولکلوریک‌ (شاتیک‌) از بهزاد تیزرو ص‌ ۳۹
  • · داستان‌: پاپا پلنگی‌ از محمود طیاری‌ ص‌ ۲۲-۲۳
  • · بازی‌ کوتره‌ بازی‌ / هارای‌ هارای‌ ص‌ ۲۶
  • · نقلستان‌: «داپر داپر» از ع‌.ح‌.شاهخالی‌ ص‌ ۲۷
  • · بانک‌ لغات‌ گیلکی‌ (از بریران‌ تولم‌ و دهبنه‌ سنگر)

از شماره‌ ۱۳ گیله‌وا هنوز تعدادی‌ در آرشیو مجله‌ موجود است‌. برای‌ خرید آن‌ از طریق‌ پستی‌ می‌ توانید باواریز مبلغ‌ ۱۵۰۰ تومان‌ به‌ حساب‌ «مجله‌ گیله‌وا» مندرج‌ در فرم‌ اشتراک‌ و اعلام‌ آدرس‌ خود، اقدام‌ فرمایید.